چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 9:0 ::  نويسنده : افسانه

عوامل ناكامي برنامه ريزي اقتصادي در ايران

تأثير محيط بر برنامه ريزي 

1- مقدمه

 

كشور ما با داشتن بيش از نيم قرن تجربه برنامه ريزي (۱۳۸۳-۱۳۲۷) در زمره باسابقه ترين كشورهاي در حال توسعه جاي مي گيرد كه نه فقط به هدف هاي متعارف رشد و توسعه اقتصادي دست نيافته بلكه به نظر مي رسد اكنون در مقايسه با آغاز دوره برنامه ريزي و اجراي برنامه هاي اقتصادي در كشور، كفه ترازوي عوامل همسو و مغاير با الزامات توسعه اقتصادي، به نفع عوامل مغاير سنگين تر شده باشد. به نظر مي رسد از طريق مطالعات جامعه شناختي بتوان ميزان قرابت عوامل و نهادهاي اجتماعي مانند ارزشها، باورها و انتظارات جامعه كنوني ايران را با اين الزامات مورد تجزيه و تحليل قرار داد اما حتي ارزيابي شهودي تحولات فرهنگي و اجتماعي در ايران شايد اين نتيجه را به دست دهد كه اين عوامل و نهادهاي اجتماعي مساعد را عوامل و نهادهايي گرفته اند كه شديداً ضد توسعه اي عمل مي كنند.

اگر ادعاي مغايرت روزافزون جهت گيري عوامل و نهادهاي اجتماعي با الزامات توسعه اقتصادي مورد ترديد قرار گيرد در مورد عوامل اقتصادي، اثبات فاصله روزافزون بين امكانات و الزامات توسعه اقتصادي كشور آسان خواهد بود. در ادبيات اقتصاد توسعه، همواره كمبود سرمايه تا اواسط دهه ۱۹۶۰ با تأكيد بر سرمايه هاي مالي و فيزيكي و پس از آن با تأكيد بر سرمايه انساني به عنوان مهمترين مانع رشد اقتصادي مستمر در كشورهاي در حال توسعه قلمداد شده است. چه در نخستين دهه هاي پس از جنگ جهاني دوم كه نظريه هاي غالب در رشته نوظهور اقتصاد توسعه، قلت پس انداز و در نتيجه، عدم كفايت ميزان انباشت سرمايه مالي و سرمايه گذاري فيزيكي را مانع اصلي افزايش توليد در كشورهاي در حال توسعه مي دانستند و چه در دهه هاي اخير كه اغلب نظريه پردازان اقتصاد، توسعه سرمايه انساني را كليد طلايي دروازه توسعه تلقي كرده اند. ايران از نظر اين سرمايه ها كم و بيش وضعيت خوبي نسبت به ديگر كشورهاي درحال توسعه داشته است. از آن جمله منابع نفتي كه به روشني امنيت خاطر سياستگذاران و برنامه ريزان اقتصادي ايران را داشته، به قدري كه هيچ كس نگران تمام شدن آن براي چند دهه بعد نيست. در دو دهه اخير كه در پي پيدايش نظريه سرمايه انساني، توجه كشورهاي درحال توسعه به تمركز سرمايه گذاري بر روي منابع انساني جلب شده، ايران به لحاظ اغلب شاخص هاي ذيربط وضعيت كم و بيش خوبي در مقايسه با ديگر كشورهاي در حال توسعه داشته است .مخارج نسبتاً عظيم دولت در بخش آموزش، شاخص گوياي حجم عظيم سرمايه گذاري جامعه ايران در منابع انساني است.

اين همه سرمايه گذاري هاي فيزيكي و انساني برنامه هاي اقتصادي در كشور چه نتايجي به بار آورده است؟ اگر بخواهيم در حد اين نوشته بازدهي اندك اين سرمايه گذاريها را نشان دهيم شايد شاخصي گوياتر از آن نباشد كه درآمدهاي نفتي نسبتاً عظيم كشور كه طي چند دهه اخير به اميد رشد توليد، در راه ايجاد تأسيسات فيزيكي مدرن، سرمايه بر و عظيمي چون سدها، بنادر و صنايع بزرگ هزينه مي شدند، اكنون عمدتاً صرف مخارج مصرفي مانند واردات مواد غذايي يا كالاهاي لوكس چون اتومبيل هاي اروپايي و ژاپني و تأمين نيازهاي ارزي ديوانسالاري غول آسا مي شوند. تركيب جمعيت كشور از نظر جغرافيايي، سني(فعال و غيرفعال) و نوع اشتغال (مولد و غير مولد)  و مهم تر از آن ميزان بهره وري شاغلان نشان مي دهد كه حجم عظيم سرمايه گذاري جامعه ايران در منابع انساني نه فقط فاقد بازده مورد انتظار بوده بلكه به همراه ساير سياستهاي اقتصادي و اجتماعي نگرشها و عادتهايي را در جامعه پديد آورده كه چشم انداز دستيابي به توسعه اقتصادي را بيش از پيش تاريك كرده است.

 

2- عوامل شکست برنامه ریزی اقتصادی در ایران

 

شكست برنامه ريزي اقتصادي را به چه عواملي مي توان نسبت داد؟  صاحب نظران در تبيين اين پديده عمدتاً دو ديدگاه يا پاسخ را مطرح نموده اند:

        ديدگاهي كه ناكامي برنامه ريزي اقتصادي در كشور را ناشي از عوامل فني يا به عبارت ديگر، ناشي از اشتباهات فني سياستگذاران و برنامه ريزان در انتخاب اهداف و ابزار اجراي اين برنامه ها مي داند. اين ديدگاه تحولات اقتصادي ايران و كشورهاي تازه صنعتي شده جنوب شرق آسيا مانند كره جنوبي را با هم مقايسه مي كند و رشد جهشي كشورهاي فوق را در چارچوب يك تحليل اقتصادي محض به عواملي چون انتخاب استراتژي تشويق صادرات و در مقابل، ناكامي برنامه هاي توسعه در ايران را به خطاهاي سياسي مانند انتخاب استراتژي درونگراي جانشيني واردات نسبت مي دهد.

        ديدگاهي كه برنامه ريزي اقتصادي در ايران و ساير كشورهاي در حال توسعه را، نه به منزله تلاش آگاهانه دولت در اين كشورها براي بهبود وضعيت اقتصادي خود، بلكه ابزار مدرن سرمايه داري مسلط بر استمرار روند استثمار اقتصادهاي پيراموني يا عقب افتاده مي داند. اين ديدگاه كه به نظر مي رسد از نظريه هاي معروفي در اقتصاد توسعه چون نظريه وابستگي الهام مي گيرد ناكامي برنامه ريزي اقتصادي در ايران را به دخالت نيروهاي خارجي نسبت مي دهد يا اين تلاش ها را غير اصيل و برخاسته از نيات قدرتهاي اقتصادي بزرگ تصور مي كند.

        وليكن به نظر مي رسد ديدگاه واقع بينانه تري نسبت به دو ديدگاه قبل موجود باشد كه طرح هر گونه نظريه اي درباره ناكامي برنامه ريزي و اجراي برنامه هاي توسعه اقتصادي در ايران، در درجه اول معرف نظريه اي درباره رفتار دولت در كشور باشد. هر نظريه اي كه بهتر بتواند اين رفتار را تبيين كند نظريه معتبرتري درباره علل ناكامي برنامه ريزي در ايران خواهد بود و لذا همين موضوع وجه اشتراك سه ديدگاه مورد بررسي است. به عبارت ديگر همان طور كه در ادامه مشخص خواهد شد هر يك تعبير خاصي از عوامل تعيين كننده رفتار دولت را در كشور دارند.

3- تفسیر رفتار دولت در دیدگاه های عوامل شکست برنامه ریزی اقتصادی در ایران

3-1- ديدگاه اول

دولت را موجودي خنثي و بي طرف مي داند كه تنها عامل اجراي نظرات و توصيه هاي فني برنامه ريزان است. بنابراين، شكست برنامه هاي توسعه، معرف انتخاب نادرست هدف هاي اين برنامه ها يا نادرستي ابزار پيش بيني شده براي دستيابي به اين هدفهاست. به نظر مي رسد اين ديدگاه قادر نباشد شكست برنامه هاي توسعه در ايران را توضيح دهد. واقعيت اين است كه خود برنامه ريزان و اقتصاددانان درباره هدفها و سياستهاي اجرايي برنامه هاي توسعه وحدت نظر ندارند. به عبارت ديگر، بعضي توسعه صنعتي را بحران دستيابي به توسعه اقتصادي مي دانند و بعضي ديگر توسعه كشاورزي را، يا اينكه عده اي اتخاذ استراتژي جانشيني واردات را توصيه مي كنند و عده اي ديگر استراتژي تشويق صادرات را. دولتها كدام گزينه را انتخاب مي كنند؟ آيا اين يك امر اتفاقي است يا از رجحان هاي سياستگذاران ناشي مي شود؟ ديدگاه اول به عنوان يك ديدگاه هنجاري قادر نيست به اين پرسش پاسخ دهد. در واقع پاسخ به اين سؤال، محتاج شناسايي شرايط و نيروهاي مؤثر بر محيط برنامه ريزي يا تصميم گيري بخش عمومي است كه اين ناقض فرض اساسي ديدگاه فوق، يعني بي طرفي دولت در انتخاب هدفها و ابزار اجراي برنامه هاي توسعه اقتصادي است. ديوان سالاري ديگر دائماً با خود در حال جنگ است حتي مي توان گفت كه اگر در چنين جامعه اي ديوان سالاري نيز موجوديت داشته و در حال عمل باشد معرف مجموعه اي از قرار و مدارها و توافقات سياسي است نه يك ساختار سازماني.

3-2- ديدگاه دوم

این دیدگاه، دولت در ايران و به طور كلي دولتهاي كشورهاي درحال توسعه را عنصر بي اختياري مي داند كه هر اقدامي از جمله برنامه ريزي اقتصادي را دولتهاي قدرتمند بر آنها ديكته كرده اند (نظريه معروف توطئه) ضمن آنكه حضور تعيين كننده نيروهاي قدرتمند خارجي در تحولات اقتصادي كشورهاي درحال توسعه را نمي توان انكار كرد. براي مثال مقايسه تجربه برنامه ريزي توسعه در دو كشور ايران و كره جنوبي كه هر دو به اردوگاه امپرياليسم و سرمايه داري غرب تعلق داشتند حقايق ديگري را آشكار مي كند. كره جنوبي به رغم فقدان منابع مالي داخلي و اتكاي شديد به استقراض خارجي در دهه هاي ۶۰ و ۷۰ ميلادي، توانست به رشد اقتصادي مستمر و اعجاب انگيزي دست يابد تا حدي كه امروز به عنوان الگوي موفق توسعه اقتصادي در ميان كشورهاي درحال توسعه مطرح است. در مقابل ايران به رغم برخورداري از سرمايه مالي هنگفت حاصل از فروش نفت و برخورداري از كمكهاي مالي و غيرمالي در دهه هاي ۵۰ و ۶۰ ميلادي، هنوز به فروش مواد خام براي تأمين نيازهاي ارزي خود كه بخش اعظم آن صرف خريد كالاهاي مصرفي مي شود وابستگي دارد.

3-3- ديدگاه سوم

در ايران همچون كشورهاي ديگر سياست اساساً صحنه مبارزه براي كسب قدرت است. اين مبارزه در جوامع توسعه يافته نهادينه شده و در آن نيروهاي سياسي مشخص، احزاب سياسي سازمان يافته، ديدگاه ها و فلسفه هاي قابل فهم و نسبتاً سازگار وجود دارد. همه اين عناصر و نهادها كم و بيش در چارچوب قواعد پذيرفته شده و نظام حاكم بر مبارزه سياسي عمل مي كنند. البته بخشي از اين عناصر شايد با اثربخشي كامل عمل نكنند. با وجود اين بدبيني، در سياست نوعي اخلاق عمومي حاكم است كه سياستمدار را به قبول جدا دانستن رفاه عمومي و رفاه شخصي از يكديگر وا مي دارد. علاوه بر اين، اگر عرصه مناسبي براي اين مبارزه سياسي كه نهادهاي چنين ساختاري آن را مهيا مي كنند وجود نداشته باشد مبارزه فوق به حريم ديوان سالاري كشانده مي شود. در چنين جامعه اي ديوان سالاري، يگانه شاهد محسوس، موجوديت زندگي سياسي سازمان يافته است. در اين حالت ايجاد هر گونه تمايز مفهومي بين سياست و مديريت دولتي ناممكن مي شود. بقاي هر صاحب منصب دولتي، ديگر نه به صلاحيت مديريتي وي، بلكه به توانايي و مهارت او به عنوان يك سياستمدار بستگي پيدا مي كند. ديوان سالاري ديگر دائماً با خود در حال جنگ است حتي مي توان گفت كه اگر در چنين جامعه اي ديوان سالاري نيز موجوديت داشته و در حال عمل باشد معرف مجموعه اي از قرار و مدارها و توافقات سياسي است نه يك ساختار سازماني .همان طور كه انتظار مي رود اين قرار و مدارها اغلب نه از وجود فكري مستدل در دل خود ساختار ديوان سالاري بلكه از نگراني اجتناب ناپذير افراد براي حفظ منافع شخصي ناشي مي شود. لذا از ديدگاه سوم به جاي آنكه همچون ديدگاه اول فرايند توسعه را فرايند تعامل متغيرهاي اقتصادي محض بداند و دولت را واسطه اي بي طرف در تنظيم چگونگي اين تعامل، يا همچون ديدگاه دوم، توسعه يافتگي يا توسعه نيافتگي را امري تحميلي و خارج از حوزه اقتدار دولتهاي تسليم وضعيت كشورهاي درحال توسعه تصور كند به كنكاش در تأثير عوامل غيراقتصادي محيط برنامه ريزي بر رفتار دولت مي پردازد.

 

 

 

4- نتیجه گیری

 

مطالب بالا اين معناي منفي را دارد كه اگر نيروهاي مؤثر بر محيط برنامه ريزي توسعه شناسايي نشوند، تجهيز دولت به منابع مالي و فيزيكي فراوان چيزي نيست جز سپردن سرنوشت جامعه به دست حادثه يا تيغ را در دست زنگي مست گذاشتن و لذا پيش فرض بنيادي تلاشهاي توسعه اي در كشورهاي درحال توسعه اينست كه دولت بايد نقش رهبري را در اين تلاشها ايفا نمايد و اين حاصل نمي شود، مگر اينكه در جوامع توسعه نيافته، دولت را جزئي تفكيك ناپذير از اين جوامع تلقي كنيم كه رفتار آن جلوه هاي گوناگون اين توسعه نيافتگي را نشان مي دهد نه عضوي توسعه يافته كه فارغ از شرايط محيطي اين جوامع، بتواند تلاشهاي توسعه اي را به سرمنزل مقصود برساند.

    *  مقدمه

    * توسعه اقتصادی در نواحی روستایی آمریکا

    * چالشهای توسعه اقتصادی در روستاها

    * نقش کار آفرینی در توسعه اقتصادی روستاها

    * آموزش کارآفرینی

    * توسعه زیرساختهای کارآفرینی

    * توسعه کارآفرینی در ناحیه آپالاچین اوهایو

    * توسعه کارآفرینی در مِین

 

 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 8:54 ::  نويسنده : افسانه

تكنولوژي و توسعه اقتصاد :

 

 در ادبيات اقتصادي منظور از تكنولوژي تغيير تكنولوژي يا در مواقع پيشرفت تكنولوژي است گروهي در تعريف خود از تكنولوژي هم سخت افزار و هم نرم افزار توليدي را وارد كردند از نظر اين گروه تكنولوژي تركيبي از سخت افزار و نرم افزار است كه سخت افزار بخش ملموس و فيزيكي از تكنولوژي و نرم افزار بخش غير ملموس از تكنولوژي است با اين ديد اسكاپ بطور ساده تكنولوژي را چنين تعريف مي كند:

تكنولوژي عامل تبديل كننده منابط طبيعي ، زميني ، سرمايه و نيروي انساني به كالاهاي ساخته شده است به تعبير ديگر تكنولوژي عاملي است كه با استفاده از همان ميزان از عوامل توليد قبلي امكان توليد بيشتر را فراهم مي آورد

تكنولوژي عاملي است كه با استفاده از مقادير كمتري از عوامل توليد امكان توليدي به اندازه قبل فراهم مي شود طبق اين تعريف پيشرفت تكنولوژي سبب مي شود كه با صرف هزينه كمتر از گذشته همان مقدار محصول بدست آيد.

انواع تكنولوژي : 1* كاربر 2* سرمايه بر 3* خنثي

تكنولوژي كاربر : نسبت به كارگيري سرمايه به نيروي كار را كاهش و يا نسبت به كارگيري نيروي كار به سرمايه را افزايش مي دهد نام ديگر اين نوع تكنولوژي ، تكنولوژي سرمايه اندوز مي باشد.

تكنولوژي سرمايه بر: نسبت به كارگيري سرمايه به نيروي كار افزايش و يا نسبت به كارگيري نيروي كار به سرمايه را كاهش دهد اين نوع تكنولوژي را تكنولوژي كار اندوز مي گويند.

تكنولوژي خنثي : نسبت عوامل توليد را تغيير نمي دهد

اسكاپ 4 جزء اصلي زيرا براي تكنولوژي عنوان كرد :

1* ماشين آلات و ابزار توليدي 2* مهارتها و تجربيات توليدي نيروهاي انساني

3* اطلاعات و دانش فني توليد 4* سازماندهي و مديريت

آثار تحولات تكنولوژي توليد :

1* اثر در كوتاه مدت ( در سطح خرد )

2* اثر در بلند مدت ( در سطح كلان )

1* اثر در كوتاه مدت ( در سطح خرد ) :

الف ) افزايش محصولات بيشتر در واحد زمان ب) كاهش قيمت محصولات

ج) توليد محصول د) ارتقاء كيفيت محصولات

فرآيند توسعه تكنولوژي : خلق تكنولوژي جديد نتيجه فرآيندي است كه اصطلاحاً فرآيند نوآوري تكنولوژي و يا فرآيند نوآوري ناميده مي شوند فرآيند نوآوري خود تركيبي از اختراع و انتشار است

فرآيند اختراع: شامل تمام فعاليتها و كوشش هايي است كه موجب خلق ايده هاي جديد و نحوه كاركرد انها است .

فرآيند انتشار: شامل تمام مراحل توسعه تجاري و جهت دادن به ايده ها و اختراعات جديد به سمت اهداف كاربردي مشخص و نهايتاً بهره برداري وسيع پخش انتشار نتايج مبتني بر آن اختراع مي باشد.

مراحل فرآيند نوآوري :

1* اختراع 2* فعاليتهاي بين اختراع تا اولين كاربرد

3* جايگزيني و انتشار تكنولوژي جديد و ممنوع شدن تكنولوژي هاي قبلي

 

تكنولوژي و توسعه اقتصادي :

1* حركت از جامعه سنتي به سمت جامعه صنعتي

2* موجب افزايش توليد در سطح كلان

3* سوق دادن جامعه به سمت صنعتي شدن

4* باعث تغييرات فرهنگي و ارزشي مي شود

5* موجب آموزش هاي تخصصي به نيروهاي انساني مي شود

6* تخصصي و علمي تر شدن جامعه

7* باعث صرفه جويي در وقت و هزينه

8* در امر حمل و نقل تسريع مي گردد

9* موجب بالا رفتن سطح رفاه عمومي مي گردد

10* انگيزي قدرت خلاقيت و ابداع و نوآوري هاي نيروهاي متخصص بيشتر مي شود

11* انتقال اطلاعات تسهيل مي گردد

نظريه جمعيتي مالتوس : دستمزد كه افزايش پيدا كند جمعيت هم افزايش پيدا مي كند

نظريه ريكاردو : قانون بازده نزولي و قانون مزيت نسبي

 

كارل ماركس مدل نظريه اش غير سرمايه داري است .

افرادي كه نظريه شان سرمايه داري مي باشند عبارتند از :

آدام اسميت مالتوس ريكاردو مدل رشد كلاسيكها نظريه شوپيتر مدل توسعه لوئيس مدل رشد اقتصادي سرمايه داري ماركس

به عقيده كينز درآمد كل تابعه اي از ميزان اشتغال يك كشور است .

هر چه درآمد كل بيشتر باشد ميزان اشتغال نيز بيشتر خواهد بود و بالعكس بنابراين يك رابطه مستقيم بين اين دو متغيير وجود دارد از سوي ديگر ميزان اشتغال رابطه مستقيم با تقاضاي موثر نيز دارد

در حقيقت اين تقاضاي موثر است كه متعادل بين درآمد و اشتغال را موجب مي شود تقاضاي موثر در جايي تعيين مي شود كه در آن نقطه قيمت تقاضاي كل برابر با قيمت عرضه كل است

تقاضاي كل خود از دو جزء تشكيل شده است تقاضا براي كالاهاي مصرفي و تقاضا براي كالاهاي سرمايه اي

تقاضا براي كالاهاي مصرفي خود تا بعداي از درآمد هاي قابل تصرف بوده و مقدار آن را ميل نهايي به مصرف تعيين مي كند .

شكاف بين مصرف و درآمد صرف پس انداز مي شود و در نهايت سرمايه گذاري خواهد شد.

نوسانات بين درآمد و اشتغال تا حد زيادي بستگي به ميزان سرمايه گذاريها از طرف ديگر حجم سرمايه گذاريها بستگي به كارايي نهايي سرمايه و نرخ بهره دارد

شرايط اصلي اقتصادي از نظر كينز نرخ رشد:

1* قدرت براي كنترل رشد جمعيت

2* قدرت و اراده براي جلوگيري از جنگ

3* قبول پيشرفتهاي علمي و باور به پيشرفت علم

4* نرخ تمركز سرمايه بايستي از طريق توليد و مصرف

كينز معتقد بود كه سرمايه داري به مانند مكانيسمي است با استفاده از ابزارها و عوامل موجود در زمانهاي مشخص شرايط خوشبختي پيشرفت را فراهم خواهد ساخت

كينز تئوري ورشكستگي سرمايه داري خود را بر اساس مازاد توليد كم مصرف مزمن و كاهش مزمن كارائي نهايي سرمايه در آينده قرار داده بود .

به عقيده وي تنها راه حل بيرون آمدن از اين ركود دخالت عمومي دولت در فعاليتهاي اقتصادي است .

تئوري كينز در مورد رشد اقتصادي را نمي توان به هر سازمان اقتصادي ، اجتماعي داد در حقيقت تئوري كينز بيشتر در مورد كشورهاي توسعه يافته غربي مي باشد.

 

 

 

 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 8:53 ::  نويسنده : افسانه

نرخ برابری ارز در بازارهای جهانی

نرخ برابری ارز در بازارهای جهانی

اقتصاد > اقتصاد‌جهان  - همشهری آنلاین:
هر یورو روز دوشنبه در بازارهای بین المللی مبادلات ارز با یک دلار و سی و پنج سنت معامله شد.

واحد مرکزی خبر نوشت: بر اساس گزارش شبکه یورونیوز، امروز هر یورو با 109.13 ین ژاپن ، 0.85 پوند انگلیس، 1.21 فرانک سوئیس و 39.22 روبل روسیه داد و ستد شد.

امروز هر دلار آمریکا با 0.74 یورو، 81.15 ین ژاپن ، 0.63 پوند انگلیس، 0.90 فرانک سوئیس و 29.19 روبل روسیه معاوضه شد. هر پوند انگلیس با یک یورو و هجده سانتیم و یک دلار و پنجاه و نه سنت خرید و فروش شد

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 8:51 ::  نويسنده : افسانه

سياست هاي متعدد مالي و پولي .

 

* برنامه ريزي سوسياليست و كمونيست : در اين نوع برنامه ريزي سوسياليستي و كمونيستي هدف آن است كه كشور در دوران انتقال به كمونيسم به طور كامل صنعتي شود لذا از اين نوع برنامه ريزي تاكيد اساسي و افزايش پس انداز در اختيار گرفتن اين پس انداز توسط دولت و تخصيص آن به سرمايه گذاري مالي و فيزيكي در امور زير بنايي و در كارخانجات بزرگ قرار دارد در نظام برنامه ريزي سوسياليستي حاكميت مصرف كنندگان در بازار در چار چوب منابع اجتماعي اين كالا ها كه برنامه ريزان وظيفه توليد و توزيع آنها را دارند محدود مي شود .

* برنامه ريزي اقتصادي در نظام هاي مختلف : اقتصاد مختلط به معناي وجود 2 بخش اقتصادي دولتي و خصوصي يا متمركز و يا غير متمركز در كنار يكديگر و در زير مجموعه ي يك نظام اقتصادي است .

هدف نهايي از برنامه ريزي مختلط در يك نظام اقتصادي از بين بردن نكات منفي نظام غير متمركز و تقويت نكات مثبت سيستم متمركز در جهت رفاه اجتماعي مردم مي باشد .

* برنامه ريزي توسعه : از پايان جنگ جهاني دوم شروع و مطرح شده است در كشورهاي عقب مانده و در حال توسعه اين نوع برنامه ريزي استفاده مي كنند هدف از برنامه ريزي توسعه اين است كه جوامع توسعه نيافته بطور اساسي و در كل متحول شود يعني تصميم گيري هايي صورت گيرد كه بتواند ساختهاي جامعه را جا به جا كند بدين معنا كه تغيير ساختار رخ دهد و به توسعه اقتصادي دست يابد .

برنامه ريزي توسعه كشورهاي در حال توسعه از 4 مرحله گذشته است :

مرحله اول : برنامه ريزي پروژه هاي منفك

مرحله دوم : برنامه ريزي سرمايه گذاري تلفيق شده دولتي

مرحله سوم ، برنامه ريزي جامع : در مرحله برنامه ريزي جامع ، برنامه ريزي بگونه اي است كه كل اقتصاد اعم از بخش دولتي و بخش خصوصي را در بر مي گيرد

در مورد برنامه ريزي جامع مي توان متذكر شد كه معمولاً در 3 سطح مطرح است :

1* كلان 2* بخش 3* طرح

مرحله چهارم برنامه ريزي هسته هاي اصلي : در برنامه ريزي هسته هاي اصلي اين امر را مي پذيرند كه در تمام مسائل بخش را از همان ابتدا و طي برنامه توسعه نمي توان شناسايي و حل كرد ولي بايد مشكلات اصلي را شناسايي و مورد تهاجم برنامه ريزي قرار داد و بقيه مسائل را در طول سالهاي برنامه از طريق ساير ابزار مانند بودجه بندي سالانه مورد سياست گذاري قرار داد .

2) برنامه ريزي به اعتبار جامعيت :

1* كل اقتصاد را در بر مي گيرد ( برنامه جامع )

2* كل اقتصاد را در بر نمي گيرد و ممكن است به حوزه هايي يا چند بخش از اقتصاد محدود شود (برنامه محدود )

3) برنامه ريزي به اعتبار الزام در اجرا :

1* اختياري 2* دستوري = نظام سوسياليستي 3* ارشادي (اختياري)

4* اخباري 5* مختلط

4) برنامه ريزي به اعتبار از نظر مدت زمان اجرا :

1* كوتاه مدت 2* ميان مدت 3* بلند مدت

5) برنامه ريزي به اعتبار حوزه شمول جغرافيايي برنامه :

1* محلي 2* منطقه اي 3* ملي 4* بين المللي

6) برنامه ريزي به اعتبار نحوه تهيه برنامه :

1* با مشاركت مردم 2* بدون مشاركت مردم

7) برنامه ريزي به اعتبار از لحاظ سطح برنامه :

1* كلان 2* بخش (زير مجموعه كلان ) 3* طرح ( چارچوب يك طرح كلي مثل بهسازي روستا ها )

 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 8:46 ::  نويسنده : افسانه
بررسي اهداف فاز دوم هدفمندي يارانه‌ها در گفت‌و‌گو با رئيس كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي مجلس؛

حمایت از تولید و خانوارهای ضعیف

حمایت از تولید و خانوارهای ضعیف
اقتصاد > تولید  - محمد رضایی:
دولت در شرایطی اجرای فاز دوم قانون هدفمند کردن یارانه‌ها را در دستور کار خود قرار داده که براساس قانون موانعی پیش روی آنچه قوه مجریه درصدد است انجام دهد، وجود دارد. افزایش یارانه‌های نقدی و بی‌توجهی به نص صریح قانون مبنی بر حمایت‌های غیرنقدی یکی از همین موارد است.

رئیس کمیسیون طرح تحول اقتصادی مجلس بر این باور است که بر اساس قانون هدفمندسازی یارانه‌‌ها حمایت‌های یارانه‌ای دولت از خانوارها در جریان اجرای این قانون باید به صورت نقدی و غیرنقدی باشد و این در حالی است که کمتر توجهی به پرداخت‌های غیرنقدی اعم از پوشش‌های تأمین اجتماعی شده است. بنا به گفته حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم تولید‌کنندگان نیز تاکنون از سهم خود بی‌نصیب بوده‌اند که این مورد نیز جزو تخلفات دولت در جریان اجرای قانون مذکور محسوب می‌شود. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

  • در شرایط فعلی میزان آمادگی برای اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها را تا چه حد ارزیابی می‌کنید؟

اجرای فاز دوم قانون هدفمند کردن یارانه‌ها به معنای این است که نخستین اقدام، اصلاح مجدد قیمت حامل‌های انرژی باشد. یعنی قیمت برق، بنزین، گازوئیل، گاز و امثال اینها یک بار دیگر ارقام بالاتری را تجربه کنند تا از این راه درآمدی به‌دست بیاید که بر اساس آن درآمد، دولت به آنچه در قانون درنظر گرفته شده عمل کند. به‌عبارت دیگر این درآمد باید بین خانوارها، تولیدکنندگان و احیانا دولت توزیع شود. من در شرایط فعلی آمادگی لازم برای اجرای این قانون را نمی‌بینم؛ خصوصا که در ماه‌های گذشته کشور با موضوع تورم مواجه بوده و در شرایطی که نرخ تورم فزاینده است شرایط مساعدی برای اجرای فاز دوم قانون نیست. دولت باید در وهله اول این نرخ را مدیریت کند تا کاهش یابد و تقریبا شرایطی پیش بیاید که کشور در اجرای فاز اول با آن مواجه بود.

  • یعنی کشور ابتدا باید به یک ثبات اقتصادی برسد تا بعد امکان اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها وجود داشته باشد؟

بله.

 

  • پس اینگونه برآورد می‌شود که در سال آینده باید زمان قابل توجهی برای ایجاد این ثبات صرف شود و آنگاه تصمیمات مدنظر دولت در باره این قانون به اجرا دربیاید.

همینطور است. حتما فروردین ماه، زمان مناسبی برای اجرای این قانون نیست چون اگر مردم سال را با افزایش قیمت‌ها شروع کنند خوشایند نیست و باید به‌گونه‌ای باشد که فروردین بگذرد و احیانا در اردیبهشت یا خردادماه اجرا شود. در آن شرایط مرحله دوم قابلیت بهتری برای اجرا شدن دارد و حتی اگر مدیریت صحیحی هم صورت بگیرد، تورم روند کاهشی به خود خواهد گرفت.

  • در حال حاضر دولت برخی مولفه‌ها و مشخصه‌ها مانند افزایش قیمت حامل‌های انرژی را به‌عنوان گام‌های عملی برای اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها اعلام می‌کند. این مولفه‌ها تا چه اندازه بر قانون مصوب مجلس انطباق دارد؟

قانون به صراحت بیان می‌کند که با اصلاح قیمت حامل‌های انرژی دولت می‌تواند حداکثر 50درصد درآمد حاصل از این اصلاح قیمت‌ها را به خانوارها بدهد. البته بر اساس قانون این مبلغ باید به صورت نقدی و غیرنقدی پرداخت شود؛20درصد آن هم برای دولت و حداقل 30درصد هم برای تولید. حمایت از تولید برای این بوده که جلوی بیکاری گرفته شود و اشتغال در سطح قبلی باقی بماند. همچنین تولید باید برای تولیدکنندگان با‌صرفه باشد تا ادامه پیدا کند. اگر به این نکته عمل شود امیدواریم که نتایج خوبی حاصل شود.

  • شما اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها تا فروردین ماه را از نظر زمانی نامناسب می‌دانید. مجلس چه برنامه زمانبندی‌ای برای فازهای بعدی این قانون دارد؟

زمانبندی تا حد زیادی در اختیار دولت قرار داده شده است. در فاز اول دولت تقریبا به اندازه 2سال از ظرفیت زمانی 5سال را پیش برده است. در ادامه هم دست دولت باز است که ببیند چه شرایطی مساعد است. در شرایطی که هم از نظر ثبات اقتصادی و هم از نظر شرایط اجتماعی مردم آمادگی اجرای این فاز را داشته باشند.

  • یکی دیگر از ابهاماتی که درباره ادامه این قانون وجود دارد، عدم پیش‌بینی اعتبارات مورد نیاز در لایحه بودجه سال91 است. نظر مجلس در این‌باره چیست و فکر می‌کنید چه رقمی باید برای این منظور در نظر گرفته شود؟

دولت در بودجه پیشنهادی سال91 عدد و رقمی برای فاز بعدی هدفمندسازی یارانه‌ها ارائه نکرده است. صرفا حکم را آورده ولی عدد و رقمی ذکر نکرده است. من تصور می‌کنم با توجه به اینکه سال گذشته 54هزار میلیارد تومان پیش‌بینی شده بود ولی تحقق نیافت، برای سال بعد باید به عدد جدیدی برسیم که درصورت تغییر قیمت‌ها قابلیت تحقق داشته باشد. این نیاز به گفت‌وگو با دولت دارد که امیدواریم همزمان با مطرح شدن بحث بودجه در مجلس، در کمیسیون اقتصادی، برنامه و بودجه و نیز کمیسیون تلفیق این موضوع مطرح شده و به نتایج مشترکی با دولت برسیم.

  • نکته خیلی مهمی که وجود دارد در مورد بخش تولید است. در حال حاضر بسیاری از تولیدکنندگان از این موضوع گلایه‌مند هستند و حمایت‌های صورت گرفته را بسیار کم عنوان می‌کنند.

ببینید؛ سهم تولیدات داده نشده.

  • چقدر از این سهم داده نشده است؟

تقریبا هیچ چیزی از سهم آنها پرداخت نشده است.

  • اما وزیر اقتصاد می‌گوید تا زمانی که تولیدکنندگان اقدام به بهسازی و نوسازی فرایند تولید نکرده باشند، دولت هم کمکی به آنها نخواهد کرد. آیا این از نظر مجلس منطقی است یا اینکه ابتدا باید کمک‌های دولت به تولیدات وارد فاز اجرایی بشود تا بعد آنها بتوانند تجهیزات خود را متناسب با تکنولوژی روز ارتقا دهند؟

اصولا این کمک باید برای نوسازی و بهسازی تکنولوژی صنایع صورت بگیرد. یعنی باید کمک‌ها ابتدا به آنها ارائه شود تا آنها منابع لازم را برای نوسازی تکنولوژی داشته‌باشند. نمی‌شود این کمک‌ها را منوط به نوسازی کرد بلکه خود این کمک‌ها عاملی خواهد بود برای اصلاح ساختار. آقای احمدی‌نژاد قبل از اینکه بحث اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها مطرح شود در نطق‌های خود می‌گفت ما می‌خواهیم تکنولوژی تولید را به‌روز کنیم و به‌روز کردن تکنولوژی نیاز به منابع دارد و منابع آن از همین هدفمندسازی یارانه‌ها به دست خواهد آمد. من همان حرف رئیس‌جمهور را تکرار می‌کنم. دولت باید منابعی را که از هدفمندکردن یارانه‌ها به‌دست می‌آورد به تولیدکنندگان بدهد برای اصلاح ساختار و استفاده از فناوری‌های نو. بنابراین، این توجیه دولت خلاف مصوبه مجلس و حتی خلاف اظهارات قبلی رئیس‌جمهور است.

  • اتفاقا یکی از انتقادات جدی که به عملکرد مجلس هشتم وجوددارد همین عدم ورود جدی مجلس برای جلوگیری از قانون‌گریزی دولت است. مجلس با وجود اینکه می‌دانست دولت در اجرای این قانون از مسیر مصوب عدول کرده است، هیچ اقدام جدی‌ای برای بازگرداندن قوه‌مجریه به مسیر اصلی انجام نداد. شما چه دلیلی برای این امر متصور هستید؟

به‌هر حال مقدورات مجلس شامل قانونگذاری و نظارت است. در مورد قانونگذاری، مجلس قانون هدفمندسازی یارانه‌ها را به‌گونه‌ای تصویب کرد که قابلیت اجرا داشته باشد و آسیبی به اقتصاد نزند. وقتی که دولت در عمل به سمت پرداخت بیشتر یارانه نقدی رفت و به تولید کمک نکرد، مجلس با وضع قانون، جلوی رشد قیمت حامل‌های انرژی در سال‌جاری را گرفت. در قانون بودجه سال90 آمد که سقف تغییرات قیمتی نمی‌تواند بیشتر از 20درصد باشد. علاوه بر این در همین ماه‌های اخیر خبرهایی منتشر می‌شد مبنی بر اینکه دولت می‌خواهد آن 20درصد طول سال را در یکی دو ماه آخر تجمیع و اجرا کند، مجلس طرح استفساریه داد و خیلی روشن پاسخ داد معنا و مفهوم قانون این است که هر ماه که قیمت‌ها بخواهد اصلاح شود، افزایش قیمت‌ها نسبت به همان ماه در سال قبل سنجیده خواهد شد. علاوه بر این خبرهای دیگری آمد مبنی بر اینکه دولت می‌خواهد فاز دوم را اجرا کند و نخستین کاری که در این ارتباط می‌خواهد انجام دهد این است که نقدینگی بیشتری به مردم بدهد. ما آثار این نقدینگی را می‌فهمیم. این کار تقاضا را بالا می‌برد و با وجود محدودیت در عرضه، تورم را بیشتر می‌کند. ناگزیر یک طرح یک فوریتی بردیم که دولت حق ندارد مبلغ 44هزار و 500تومان را برای یارانه خانوارها افزایش دهد. آن مازادی که از افزایش قیمت حامل‌های انرژی به‌دست می‌آید باید کاملا هدفمند از طریق کمک‌های غیرنقدی و تأمین اجتماعی به خانواده‌های نیازمند برسد.

  • همین نکته را از وزیر اقتصاد هم پرسیدیم. اما او بر این باور است که قانون منع افزایش یارانه‌های نقدی هنوز به‌طور کامل به تصویب مجلس نرسیده است. ظاهرا مسابقه‌ای بین دولت و مجلس وجود دارد که دولت می‌خواهد قبل از مصوبه نهایی مجلس، برنامه خود را درباره افزایش یارانه‌های نقدی اجرایی کند.

همینطور است. لازم نیست که ما هر کاری که می‌کنیم بازتاب رسانه‌ای پیدا کند. من از طریق وزیر اقتصاد به رئیس‌جمهور پیغامی دادم و از ایشان خواستم جلسه‌ای مشترک با هم داشته باشیم. یا ایشان ما را نسبت به آثاری که ما آنها را مناسب نمی‌دانیم، قانع کند یا ما ایشان را قانع کنیم. اما هنوز این جلسه تشکیل نشده است. به هرحال تمام همت مجلس بر این است که ادامه اجرای این قانون به‌گونه‌ای رقم بخورد که شاهد افزایش تورم و بیکاری نباشیم بلکه شاهد حمایت از بخش تولید و خانوارهای ضعیف‌تر جامعه باشیم. ما این اهتمام را داریم. حال اگر دولت با ما همراهی کند این قانون را به خوبی پیش می‌بریم اما اگر دستپاچگی کند در اجرای فاز دوم قانون، ممکن است روندی رقم بخورد که دیگر کار از دست ما خارج باشد.

  • به هر حال شما به‌عنوان یک نماینده مجلس نمی‌توانید بگویید که کار از دست‌تان خارج شده است. شما وکیل مردم هستید و باید مدافع حقوق آنها باشید. اتفاقا همین مسئله یکی از نقاط ضعف بزرگ مجلس هشتم بود.

همین الان حرف‌های ما آنقدر پرانتقاد شده که بعضی‌ها خیال می‌کنند ما داریم چوب لای چرخ دولت می‌گذاریم اما کار اجرا دست دولت است. اگر همین فردا آقای رئیس‌جمهور اعلام کرد که یارانه‌های فاز دوم به حساب مردم ریخته شد، دیگر فکر می‌کنید ما چه کار می‌توانیم بکنیم؟ این دقیقا مثل این است که یک تیرانداز تیر را در چله کمان گذاشته و آن را رها کرده باشد؛ ما به‌عنوان ناظران چگونه می‌توانیم جلوی این تیری را که پرتاب شده بگیریم؟ البته معتقدیم که دولت توانمندی مدیریتی دارد و اگر این توانمندی را مثل اجرای هدفمندکردن یارانه‌ها به کار بگیرد موفق خواهد شد

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 8:37 ::  نويسنده : افسانه
قيمت نفت ایران به مرز 125 دلار رسید

جداول قیمت نفت ایران در دنیا؛ نفت ایران در آستانه ثبت رکورد

جداول قیمت نفت ایران در دنیا؛ نفت ایران در آستانه ثبت رکورد
اقتصاد  - همشهری‌آنلاین:
همزمان با افزایش قیمت نفت خام صادراتی ایران به مرز 125 دلار در بازارهای آسیایی، عنوان گران قیمت‌ترین نفت خام سبک و سنگین در بازار آسیا و اروپا به نفت خام صادراتی ایران تعلق گرفته است.

به گزارش همشهری‌آنلاین، با ادامه تلاش آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی نسبت به متقاعد کردن هند، چین و ترکیه برای کاهش واردات نفت خام از ایران، بهای نفت خام سبک و سنگین ایران در بازارهای آسیایی و اروپایی بیش از 2 دلار افزایش یافته است.

جدول زیر قیمت نفت خام سبک ایران در بازارهای جهانی را نشان می‌دهد:

 

بهای نفت خام سبک و سنگین ایران در بازارهای آسیایی و اروپایی124 دلار و 35 سنت1.5 تا دو دلار افزایش قیمت نسبت به 30 فوریه

بهای نفت خام سبک ایران در بازارهای شمال غرب اروپا123 دلار و 29 سنت1.5 تا دو دلار افزایش قیمت نسبت به 30 فوریه

بهای نفت خام سبک ایران در بازارهای حوزه مدیترانه124 دلار و 24 سنت1.5 تا دو دلار افزایش قیمت نسبت به 30 فوریه

بهای نفت خام سبک ایران در بازارهای آفریقا122 دلار و 99 سنت1.5 تا دو دلار افزایش قیمت نسبت به 30 فوریه

در همین حال، بهای نفت خام سنگین ایران هم در یک هفته گذشته با افزایش چند دلاری در بازارهای چهار گوشه جهان معامله شده است؛ به طوری‌که قیمت نفت خام سنگین ایران برای چندین بار در سال جاری میلادی از مرز 122 دلار عبور کرده و با بهای 122 دلار و 83 سنت به مشتریان آسیایی فروخته شده است.

 

بهای نفت خام سنگین ایران در بازارهای شمال غرب اروپا    121 دلار و 95 سنت

بهای نفت خام سنگین ایران در بازارها حوزه مدیترانه          119 دلار و 84 سنت

بهای نفت خام سنگین ایران در بازارهای حوزه آفریقا           121 دلار و 64 سنت

مهر در پایان نوشت: از سوی دیگر پیش‌بینی می‌شود با توجه به انفجار در خط لوله انتقال نفت مشترک کانادا- آمریکا که منجر به توقف صدور روزانه 318 هزار بشکه نفت کانادا به آمریکا شده است، بهای نفت تا چند روز آینده افزایش‌های جدیدی را تجربه کند.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 8:33 ::  نويسنده : افسانه

چاه یارانه نقدی عمیق‌تر می‌شود؟

چاه یارانه نقدی عمیق‌تر می‌شود؟

اقتصاد > یارانه  - علیرضا سلطانی:
دولت و مقامات اقتصادی آن مدتی است که در حال آماده شدن برای اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها هستند و در این زمینه اخبار و گزارش‌های مبهم همراه با شرط و شروطی از سوی مجریان به گوش می‌رسد.

انتظار جامعه کارشناسی و اقتصادی کشور این بوده و هست که پس از گذشت یک سال از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، دولت با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف، قطار هدفمندی را در ریل واقعی و منطقی خود قرار داده و از انحراف بیش از حد آن جلوگیری کند. منطق هدفمندی یارانه‌ها حکم می‌کند که تمرکز دولت بر یارانه‌ نقدی کاهش یافته و هدفمندی یارانه‌ها به معنای واقعی آغاز شود. دولت از ابتدای اجرای طرح، بیش از حد تاکید و توان خود را بر یارانه ‌نقدی گذاشت. این تاکید از همان ابتدا با هشدار کارشناسان اقتصادی مواجه شد که دور شدن از یارانه‌های غیرمستقیم و ورود به یارانه‌های نقدی، درصورت عدم کنترل آن به مثابه از چاله به چاه‌افتادن است.

اما ظاهرا دولت خواسته یا ناخواسته در این وادی وارد شده و قصد هم ندارد آن را متوقف یا اصلاح کند. در حالی‌که در یک سال گذشته تولیدکنندگان - با وجود همراهی کامل با دولت در آستانه و مراحل اول اجرای طرح هدفمندی- نسبت به عملکرد دولت در حمایت از تولید و عمل به تعهدات و تکالیف قانون مصوبه مجلس در قبال صاحبان صنایع و تولید معترض هستند و این اعتراض همراهی مقامات ارشد کشور، مجلس شورای اسلامی و نهادهای نظارتی مواجه بوده، دولت در فاز دوم طرح بار دیگر بر طبل یارانه نقدی می‌کوبد و از افزایش یارانه‌های نقدی سخن می‌گوید و از این طریق به افزایش توقعات و انتظارات عمومی دامن می‌زند. هرآنچه در 2ماه گذشته پیرامون فاز دوم یارانه‌ها مطرح شده، مربوط به مقوله افزایش یارانه نقدی خانوار و شرط و شروط آن بوده است.

البته دولتمردان در این راستا مدتی قبل موضوع انصراف خانوارهای پردرآمد از دریافت یارانه نقدی را در پیش گرفتند اما خیلی زود از اجرای اجباری آن عقب نشستند و انصراف اختیاری را مطرح کردند. این موضوع هم نشان داد که دولت برنامه‌ای جدی برای کاهش یا کنترل یارانه نقدی ندارد و همچنان درصدد دنبال کردن طرح هدفمندی با رویکرد جلب افکار عمومی است. این رویکرد به اعتقاد کارشناسان اقتصادی سم مهلکی برای طرح هدفمندی است؛ به گونه‌ای که نه تنها نمی‌تواند به بهبود شرایط اقتصادی کشور کمک کند بلکه اقتصاد کشور را در وضعیت ناگوارتری قرار می‌دهد که خروج از آن مستلزم پرداخت هزینه‌های به مراتب سخت‌تری نسبت به گذشته است.

شاید این وضعیت باعث شده که مجلس شورای اسلامی با آگاهی از برنامه‌های مبهم دولت دست‌به کار شده و قبل از اقدام برای اجرای فاز دوم، دولت را مکلف کند تا از مجلس مجوز بگیرد و علاوه براین، یک فوریت طرحی را به تصویب رساند مبنی بر اینکه دولت مجاز به افزایش یارانه نقدی خانوار در فاز دوم نیست و هرگونه کسب درآمد در این زمینه باید صرف بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی خانوار به صورت غیرمستقیم در اموری همچون تامین اجتماعی و بیمه و بهداشت و درمان هزینه شود تا مانع از افزایش نقدینگی در جامعه و تشدید تورم شود.

دغدغه و نگرانی مجلس نسبت به رویکرد دولت برای افزایش یارانه نقدی و مشکلات افزایش آن قابل درک است اما نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد شکاف بین دولت و مجلس در موضوع هدفمندی یارانه‌ها و بروز مشکلات و چالش‌های جدی در این زمینه است؛ به گونه‌ای که می‌تواند همه دستاوردهای هدفمندی و هزینه‌ای که تاکنون برای اجرای آن صرف‌ شده را هدر دهد

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 8:26 ::  نويسنده : افسانه
موج جديد را مي‌توان مديريت كرد

موج جدید تورم در ایران؛ نامه‌ هشداری محسن رضایی به مسئولان درباره ارز

موج جدید تورم در ایران؛ نامه‌ هشداری محسن رضایی به مسئولان درباره ارز
اقتصاد > اقتصاد‌ملی  - همشهری‌آنلاین:
دبیر تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه انگلیس و امریکا تا 10 سال دیگر نفتی برای تولید ندارند شرایط مقابله با جنگ اقتصادی غرب را تشریح کرد و گفت: موج جدید تورم در ایران قابل مدیریت است.

مهر نوشت: محسن رضایی گفت: هم‌‌اکنون مهمترین مساله اقتصادی کشور تورم است. تورم تقریبا پنجاه سال است که وارد اقتصاد ایران شده و شبیه مرضی است که هنوز از بدن خارج نشده است. روزی باید برسد که سالم‌سازی اقتصادی انجام شود و این بیماری بیرون برود. هر چند سال یک بار، موجی از تورم آغاز می‌شود؛ بنابراین ما باید کاری کنیم که تورم به کلی حذف شود.

محسن رضایی با بیان اینکه موج تورمی جدیدی که در اقتصاد و جامعه ایران پدیدار شده متشکل از دو عامل است، افزود: تورم در ایران به ویژه این موج اخیر در اثر درآمدهای نفتی زیادی است که بر پایه پولی بنا شده است متأسفانه، مشخص نیست چرا دولتمردان و اقتصاد‌دانان ما در دولت‌های ایران به این عارضه توجه نکرده‌اند. مساله این است که از ناحیه ارز به پول ملی ما شکافی درست کرده‌اند که این موضوع به این معنی است که در بدنه کشتی اقتصاد ایران، سوراخی بوجود آمده و هنگامی که درآمدهای نفتی در کوتاه مدت بیشتر می‌شود تأثیرات تورمی می‌گذارد و آب وارد کشتی می‌شود.

وی افزود: چون در گذشته همه درآمدهای حاصل از فروش نفت به حساب شرکت نفت در بانک‌های خارجی نگهداری می‌شد و این پول در آنجا به چرخش درمی‌آمد چندان به پول ملی ما گره نمی‌‌خورد که با کم و زیاد شدن آن پول داخلی تحت تاثیر قرار گیرد بلکه با آن میلیاردها دلار کالا از جمله کالاهای نظامی خریداری می‌شده است که در واقع تاثیری روی پایه پولی و نقدینگی نمی‌گذاشت.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: اما از آغاز انقلاب اسلامی در اثر وارد شدن حساب‌های خارجی به داخل کشور و به بهانه این که ارز در مالکیت دولت است، دلارهای نفتی از همان سرچشمه بانک مرکزی وارد حساب‌های کشور می‌شدند. بنابراین نقدینگی افزایش پیدا کرده بدون اینکه تولید و بهره وری تغییر کرده باشد و به طور مستمر یک کفه از ترازو که همان تورم است بالا می‌رود.

رضایی با بیان اینکه این مشکل را باید هر چه زودتر برطرف کرد، اظهار داشت: بهترین راه حل این است که هر چه زودتر این بیماری معالجه شود. اشکال کار این است که به جای آنکه درآمدهای ارزی در بازار ارز مبادله شود در بازار پول مبادله می‌شود لذا درآمدهای ارزی سوراخ دعا را گم کرده است.

پیشنهادهایی به مجلس نهم

وی پیشنهاد داد: مجلس آینده، در نخستین اولویت کاری خود، وقت کافی جهت کنترل تورم اختصاص دهد و آن را به صورت ریشه‌ای حل کند چرا که این مشکل حل شدنی است و این اشتباه است که ادعا شود ایران نمی‌تواند مشکل بیکاری و یا تورم را حل کند. راه‌های شناخته شده بین‌المللی وجود دارد و ما قادریم با توجه به شرایط خاص خود و وضعیت بومی و منطقه‌ای از آنها استفاده کنیم.

رضایی ادامه داد: نزدیک به چهارصد میلیارد دلار طی پنج سال بدست آمده که به ریال‌های پر قدرتی تبدیل شده است و چون این پول‌ها در یک ضریبی ضرب می‌شود چند برابر شده و نقدینگی ایران را بدون آنکه تولید چندان تغییر کرده باشد بالا برده است.

این مقام مسئول افزود: ما دو نوع پول داریم؛‌ پول پر قدرت که تا بخواهد از "قله کوه نقدینگی" به پایین برسد، همچون بهمنی پر قدرت است که چندین برابر می‌شود تا به بازار کالاها برسد. چون این پول ضرب ‌در چهار یا چهار و نیم می‌شود.

این گونه است که اگر یک ریال از آن بالا به پایین سرازیر ‌شود، (اگر بالا را بانک مرکزی و پایین را کف جامعه و مردم در نظر بگیریم) مثل گلوله برفی کوچکی است که به تناسب بزرگتر شده و هنگامی که به پایین می‌رسد، به اقتصاد ضربه بزرگی وارد می‌سازد. حالا شما نگاه کنید که این چهارصد میلیارد دلار در پنج سال که تبدیل به ریال‌های پرقدرت شده، چه بلایی بر سر اقتصاد کشور وارد کرده است؟!

وی ادامه داد: عامل دومی که باعث بالا رفتن نقدینگی و در نهایت تورم شده ناشی از بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی است. این وضعیت به خوبی با بررسی آمارهای موجود قابل شناسایی است.

رضایی با اشاره به آمارهای موجود گفت: در سال 1385 مطالبات بانک مرکزی از بانک‌ها، 54 هزار میلیارد تومان بوده و در سال 1390،‌ این رقم به 439 هزار میلیارد تومان رسیده یعنی چیزی بیش از هشت برابر. هنگامی که بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی افزایش پیدا می‌کند، یعنی همان پول‌های پر قدرت راه می‌افتد. حال یک بار درآمدهای نفتی این پول‌ها را از بالا به پایین به حرکت درآورده و بار دیگر بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی پول‌های پرقدرتی را در سطح جامعه بوجود آورده، بنابراین، طی پنجاه سال اخیر دو عامل باعث بالا رفتن نقدینگی شده است.

در کنار این دو عامل هدفمند کردن یارانه‌ها هزینه زندگی مردم از یک طرف و از طرف دیگر قدرت خرید را بالا برده است.

موضوع چهارم تحریم‌ها و تنش‌های سیاسی در درون کشور است که عملا روی ارزش پول ملی اثر گذاشته و به اقتصاد منتقل شده است، که همه این موضوعات سبب شده نقدینگی که مدتی به خواب رفته بود،‌ یکباره بیدار شود و به دنبال محل ضربه و آسیب گردد.

در واقع باید گفت جریان پول همچون آب بارانی است که اگر این آب یکسان روی زمین‌های کشاورزی ببارد، باعث شکوفایی می‌شود، اما اگر این آب در دره کانالیزه شود، سیل درست می‌کند. اتفاقی که درباره نرخ ارز و طلا افتاد، از همین جا آغاز شد که این آب (نقدینگی)یکباره احساس کرد که اگر وارد این دره شود،‌ می‌تواند سودی داشته باشد. برای همین پول‌ها از بانک و بازار بورس در می‌آمد و انباشته می‌شد و به سمت طلا و ارز حرکت کرد.

وی با بیان اینکه مدیریت اقتصادی کشور باید به موقع متوجه این مهم می‌شد اظهار داشت: از تیر ماه امسال مشخص بود که تورم جدی داریم از این رو در چند ماه قبل نامه‌ای خطاب به برخی مسئولان نوشتم که مراقب ارز در پایان امسال باشید.

رضایی ادامه داد : حتی می‌‌توانستیم با برنامه‌ریزی از بالا رفتن ارزش دلار استفاده کنیم؛ ولی چون این افزایش نرخ دلار به صورت آنی رخ داد،‌ اجازه نداد که حتی صادرکنندگان ما از این فرصت درست استفاده کنند. وارد کنندگان ما نیز چون پیشتر ال‌سی‌های خود را بنا بر دلار هزار و سیصد و ... فرستاده بودند، یکباره با بالا رفتن دلار متضرر شدند. در حالی که ما با یک مدیریت درست می‌توانستیم، جلوی این کار را بگیریم.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود : وقتی نتوانستیم جلوی این کار را بگیریم،‌ تهدیدها شروع شد که چه کنیم و برویم با آمریکا مذاکره کنیم. در حالی که هر چند دیپلماسی مهم است ولی باید گفت نخستین اولویت ما این است که مدیریت خودمان را درست کنیم؛ چرا که ‌ یکی از عوامل مؤثر در این نارسایی ها این بوده است که مجلس و دولت نمی‌توانستند با هم کار کنند.

به گفته این مقام مسئول البته منظورم این نیست که بگویم دولت تنها مقصر است. خود مجلس هم مقصر است و نباید سطح بحث‌ها را بسیار پایین آورد که مثلا می‌خواهد یقه‌گیری از دولت کند، به ویژه در شرایطی که ما با تحریم روبه‌رو هستیم این بحث‌ها که میان قوای سه‌گانه شکل می‌گیرد، به جای این که حلال مشکلات باشد، ضربه جدی وارد می‌آورد.

پیشنهاداتی برای حل مشکل تورم

رضایی در ادامه اظهار داشت : برای حل این مشکل چند راه حل مطرح می‌کنم. نخستین مسأله این است که ما در مسأله تورم باید بین درآمدهای ارزی دولت و حساب‌های بانک مرکزی جدا سازی انجام دهیم.

این را نمی‌توان پذیرفت که چون این دلارها متعلق به دولت است و از خارج می‌آید و بنا بر مقررات بین‌المللی، باید به حساب بانک مرکزی برود. همچون بسیاری از کشورهای نفتی که مقادیر زیادی پول را به آن صندوق واریز می‌کنند و پول ملی آنها از یک ارزش ثابتی برخوردار است باید برای این کار یک صندوق ایجاد کرد. برخی معتقدند درآمدهای ارزی مربوط به حاکمیت و منابع ملی و موضوع بین نسلی است و باید به درون صندوق برود.

راهکار دیگر آن است که نقدینگی را در همه منافذ خودش جاری کنیم و اجازه ندهیم در یک حوزه همچون بازار بورس، بازار کالا،‌ بازار خدمات،‌بازار صادرات غیر نفتی و ... کانالیزه شود.

البته ممکن است این سئوال مطرح شود که چرا این پول در حوزه‌های مختلف به کار گرفته نمی‌شود، پاسخ این است در صورتی که بازدهی ناشی از هر کدام از این حوزه‌ها بالا باشد پول به آن سمت می‌رود. اما اگر کسی که پول خود را در بانک می‌گذارد، بازدهی خوبی برایش داشته باشد و به تناسب آن کسی که پول خود را در بورس یا ... می‌گذارد او نیز همچنین و همگی سود خوبی به دست آوردند، پول در همه حوزه‌ها پراکنده خواهد شد. این بدان معنی است که باید برنامه‌ جدی برای تولید،‌ اشتغال و بهره‌وری در کشور داشته باشیم و این برنامه هم امکانپذیر است.

گام‌های اساسی پیش روی مجلس نهم

وی در ادامه با بیان اینکه مجلس نهم در آغاز برنامه پنجم در حال شکل‌گیری است افزود: مجلس نهم دو گام اساسی را پیش رو دارد نخست آنکه می‌بایست برنامه پنجم و برنامه‌ ششم را تنظیم کند و گام دوم دیگر آنها این است که با کمک دولت و نظارت دقیق بتوانند برنامه پنجم را که دومین گام چشم‌‌انداز است به سر انجام برسانند.

رضایی اضافه کرد: البته مجددا تذکر می دهم که ما تنها مشکل تورم نداریم بلکه مشکل ما تحریم هم هست. در این باره پیشنهاد این است که باید جهاد اقتصادی درست کنیم. ما نباید بگذاریم در این روزهای پایانی سال سخن مقام رهبری پرونده‌اش بسته شود و بگوییم که این شعار سال بود و بس، بلکه این گونه نیست و باید دولت با کمک مجلس یک قرارگاهی در جهاد اقتصادی درست کند و به دنبال آن بیاید و مبادلات ارزی کشور را حل و فصل کند.

نیاز به ایجاد قرارگاه جهاد اقتصادی در کشور

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: هم اکنون با یک جنگ بسیار جدی روبه‌رو هستیم که در آن توپ و تانکی در کار نیست و هیچ سروصدایی هم ندارد. در این رابطه دولت ستاد ویژه‌ای بوجود آورده و تصمیم‌های خوبی هم در این باره اتخاذ شده است.

وی پیشنهاد کرد: باید یک قرارگاهی با قدرت همچون شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، و ... در این رابطه باشد. چرا که اهمیت اقتصاد از فرهنگ کمتر نیست چون در شرایطی هستیم که باید از این مرحله بگذریم. همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند این آخرین مصاف ماست. با گذشتن از این قله، ایران به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل می‌شود.

نبض دنیا در دستان جمهوری اسلامی ایران

رضایی با اعلام اینکه در پنج سال آینده، نفت انگلیس و در 10 سال آینده نفت آمریکا تمام می‌‌شود اظهار داشت: هرچند تلاش‌های بسیاری برای انرژی‌های جایگزین انجام می‌‌دهند اما چون نفت دنیا غیر از منطقه خلیج فارس تمام می‌شود، نبض دنیا در 10 سال آینده در دست جمهوری اسلامی ایران خواهد بود زیرا نفت از دویست دلار بالاتر خواهد رفت.

اگر ایران در 10 سال آینده، با دو میلیون بشکه صادراتی به درآمدی معادل پانصد میلیارد دلار در یک سال برسد، شگفت‌زده نخواهم شد. وضعیت صنعت دنیا به این سمت می‌رود و برای همین، هم فرصت‌ها بسیار و هم تهدیدات زیادی خواهیم داشت. بنابراین،‌ باید مسائل منطقه‌‍ای و بین المللی را به صورت جدی دنبال کنیم. ما باید از هم‌اکنون برنامه‌ریزی خوبی ارائه دهیم که البته در کشور کارشناسان بسیار فرهیخته‌ای داریم.

شرایط کنونی ما بسیار بهتر از دوران جنگ است. ما در جنگ کلاشینکف، مهمات و حتی سلاح سبک نداشتیم. باید پرسید که ما هم‌‌اکنون در این جنگ اقتصادی و تحریم، چه چیزی کم داریم؟ ما دانشگاه و دانشجویان بسیار خوبی داریم. جوانانی داریم که عاشق پیشرفت هستند. ما می‌توانیم همه آنها را به صحنه آورده و از همین خلیج‌فارس بر همه جهان اثرگذار باشیم.

رضایی ادامه داد : ما چراغ راهنمایی بسیار خوبی داریم که متأسفانه آن را فراموش می‌‌کنیم اگر فانوس دریایی در دریا نباشد،‌ کشتی‌ها منحرف شده و به گل می‌نشینند. حال چرا به چراغی که روشن شده،‌ نگاه نمی‌‌کنیم؟ چشم‌انداز روشنی درست شده و اگر جای رئیس مجلس بودم، در همان ماه اول، قانون اساسی را به تمامی نمایندگان مجلس آموزش می‌دادم. اکثر نمایندگان مجلس نیروهای فرهیخته و کارشناس هستند که باید همه چشم‌انداز را در نظر داشته و بدانند که در چهارچوب آن چه کاری می‌توانند انجام دهند.

 
iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 18:46 ::  نويسنده : افسانه

 

منابع:

سفرنامه مارکوپولو ترجمه: حبیب‌اله صحیحیمارکوپولو در ایران: آلفونس گابریل، ترجمه: پرویز
 

مارکوپولو

سفرنامه‌ها منابع ارزشمندی برای مطالعات تاریخی است. این آثار جزییاتی از آداب، عادت‌ها و حیات اجتماعی اقوام گذشته را ثبت کرده‌اند. «سیاحت‌نامه فیثاغورث در ایران» منسوب به فیثاغورث دانشمند برجسته یونان قدیم، «المسالک و الممالک» ابن‌خردادبه، «سفرنامه ابن‌فضلان»، «سفرنامه ابودلف»، «سفرنامه ابن‌حوقل»، «سفرنامه ابن‌بطوطه»، «سفرنامه کلاویخو» و «سفرنامه مارکوپولو» ازجمله سفرنامه‌هایی است که پیش از عهد صفویه نگاشته شده و حاوی اطلاعاتی درباره ایران می‌باشد

مارکوپولو در سال 652 قمری‌ /‌1254 میلادی در ونیز ایتالیا متولد شد. پدرش «نیکولو پولو» بازرگانی فعال بود که با قسطنطنیه داد و ستد تجاری داشت. در سال 1260 میلادی نیکولو با برادرش مافئو راه مشرق پیش گرفتند تا از سرزمین‌های اصلی تولیدکنندگان کالاهایی از قبیل ابریشم، ادویه، سنگ‌های قیمتی، عاج، پوست‌های مرغوب و جواهرآلات و... دیدن کنند. مسافرت آنان 9 سال به طول انجامید و به خدمت قوبیلای قاآن فرمانروای مغولی چین رسیدند. آنان در سال 1271 مجددا از ونیز عازم چین شدند. این بار مارکوی جوان نیز همراه آنان بود. سفر اخیر 24 سال به طول انجامید که 17 سال آن را با احترام و اعتبار نزد خاقان چین سپری کردند و سرانجام در سال 1295 به ونیز بازگشتند. مارکو که اینک 41 سال داشت در پی درگیری‌های ونیز و جنوا به زندان افتاد. او در زندان با کمک یادداشت‌ها و محفوظاتش خاطرات سفر را برای هم بند خود تقریر کرد و سفرنامه خود را به یادگار گذاشت.

توصیفات مارکوپولو از سفرهایش به سایر کاشفان و بازرگانان اروپایی الهام بخشید تا دانش جغرافیایی خود را گسترش داده و در دنیایی فراتر از گذشته گام نهند. کریستف کلمب با الهام از نوشته‌های مارکو اندیشید که امکان دارد با سفر دریایی به سوی غرب، به مشرق زمین برسد. هنگامی که او در سال 1492 در آمریکای شمالی گام نهاد نامه‌هایی از پادشاه اسپانیا به همراه داشت که برای فرمانروای چین نوشته شده بود. او یک نسخه از کتاب مارکوپولو نیز به همراه داشت که حاشیه‌های زیادی بر آن نوشته شده بود.

مارکو در ایران: مارکو در قرن هفتم هجری‌/‌سیزدهم میلادی به ایران سفر کرد. تبریز نخستین شهر بزرگ ایران بود که مارکو به آن وارد شد. وی آن را با نام «تاوریز» می‌خواند. شهر تبریز در زمان اباقاخان (680 ـ 663) یعنی چند سال قبل از ورود مارکوپولو به آنجا مقر اصلی ایلخانان بود. در این زمان با سقوط بغداد و افول رونق آن، تبریز اهمیتی بیش از پیش یافته بود. بویژه که جاده تجارتی هندوستان به قسطنطنیه در آن ایام از این شهر می‌گذشت. او می‌گوید: «تبریز از چنان موقعیت خوبی برخوردار است که کالای بازرگانی از هندوستان و بغداد و موصل و هرمز و جاهای دیگر به آسانی وارد شهر می‌شود... مردم از راه داد و ستد و پیشه وری روزگار می‌گذرانند و پیشه وری عبارت است از پارچه‌بافی به انواع گوناگون، پارچه‌هایی گرانبها از زر و ابریشم بافته می‌شوند. در اینجا سنگ‌ها و مرواریدهای گرانبهایی هم خرید و فروش می‌شود و داد و ستد در شهر بسیار خوب است و بازرگانان مسافر به سودهای کلانی می‌رسند.» چنان که پیداست مولفه‌های اقتصادی و تجاری محور توصیفات مارکو را تشکیل می‌دهد. ظاهرا در زمان مارکو اروپایی‌های زیادی در تبریز به سر می‌بردند. او می‌گوید: «بازرگانان لاتین‌زبان زیادی به تبریز می‌آیند». نکته دیگر وجود «ارمنی ها، نستوری ها، یعقوبی‌ها و گرجی‌ها» در تبریز است. این دقت مارکو برای اروپاییان که از مدت‌ها قبل فقط کلیسای رومی را می‌شناختند قابل توجه است. او همچنین درباره مسلمانان قضاوت تندی دارد و می‌گوید: «به موجب قانونی که پیامبر آورده است، بدرفتاری با غیرمسلمانان و گرفتن مال آنها گناه شمرده نمی‌شود».

وی در راه بازگشت در سال 1294 دوباره به تبریز آمد. در این زمان به وجود صومعه‌ای اشاره کرده و می‌گوید: «در نزدیکی تبریز صومعه خداپسندانه‌ای قرار دارد که اسمش بارساموی مقدس است. راهب بزرگی در کسوت کرملی‌ها با راهب‌های زیادی در این صومعه به سر می‌برد. آنها برای پرهیز از بیکاری و تنبلی همواره به بافتن کمربندهای پشمی مشغولند... چون این کمربندها درد بدن را برطرف می‌کنند همه مشتاق به دست آوردن آن هستند.»

مارکو پس از تبریز از ساوه یاد می‌کند. از طریق حمداله مستوفی خبر داریم که ساوه در آن زمان از 46 دیه تشکیل شده و شهری آباد بود. ساوه همان شهریست که بنابر گفته‌ها سه مغ، اهل آنجا ازجمله اولین کسانی بودند که خبر از تولد حضرت عیسی دادند و برای ملاقات وی به سوی اورشلیم شتافتند. مارکو کنجکاوانه به دنبال نشانی از آنان می‌گشت. او از مردم درباره زندگی این سه مغ پرسید، اما کسی نبود که در این باره چیزی بداند. در این راستا از قلعه‌ای یاد می‌کند که به قلعه آتش پرستان معروف بود.

این جهانگرد ایران را مرکب از 8 ایالت می‌داند: 1ـ قزوین 2ـ کردستان 3ـ لرستان 4ـ شولستان 5 ـ اصفهان 6 ـ شیراز 7 ـ شبانکاره 8 ـ تون و قائن؛ این تقسیم بندی با موقعیت جغرافیایی ـ سیاسی ایران در زمان ایلخانان انطباق دقیقی ندارد. البته ایران در آن زمان واحد سیاسی یکپارچه‌ای نبود و برخی نواحی حکومت‌های مستقلی داشتند، ولی از مقایسه با آثاری چون تقویم‌البلدان ابوالفداء به اهمیت مناطق دیگری چون خوزستان، گیلان، کرمان و... رهنمون می‌شویم. از تجربه‌های تلخ مارکو برخورد با راهزنان بود. به نظر می‌رسد در مناطق کم جمعیت و کویری راهزنی معمول بوده است.

پس از این مارکو درباره شهر یزد سخن می‌راند. به زعم وی پارچه‌های ابریشمی موسوم به «یزدی» نزد بازرگانان شهرت فراوانی داشته و به همه جای دنیا صادر می‌شد. او می‌گوید: «در صورتی که بخواهید از شهر (به سمت کرمان) خارج شوید باید 8 روز از صحرایی بگذرید که در آن فقط 3 محل برای اطراق مسافر وجود دارد.» وجود نخلستان‌های زیاد و شکارهایی چون بلدرچین و کبک و گورخر نیز در این نواحی برایش جالب توجه بوده است. پس از یزد به کرمان می‌رسد، از نظر او مردم کرمان خوب و آرام هستند.

او کرمان را مرکز سنگ‌های قیمتی و سنگ‌های صنعتی مثل آهن می‌‌داند. علاوه بر آن عملکرد زنان کرمانی در تولید صنایع‌دستی از نظر مارکو دور نمانده است. «زنان و دختران با سوزن گلدوزی‌های زیبایی از ابریشم و طلا با رنگ‌ها و نقشه‌های مختلف درست می‌کنند و در تزیین پرده‌ها و لحاف‌ها و بالش‌های اغنیا به کار می‌برند.» او همچنین به چشمه‌های آب گرم متعددی در این ناحیه اشاره می‌کند که امراض پوستی را معالجه می‌کند.

همچنین می‌گوید در کوه‌های این سرزمین بهترین بازها و مهم ترین پرنده‌های دنیا یافت می‌شوند. دقتش درباره کرمان به آن جهت بود که 3 بار از این شهر عبور کرد. کرمان در آن زمان از رفاه نسبی برخوردار بود و اهمیت استراتژیک داشت. این شهر پس از ایلخانان، در زمان تیموریان و صفویان میزبان کمپانی‌های هلندی و انگلیسی هند شرقی شد.

وی پس از کرمان از شهر بزرگی به نام «کمدی» نام می‌برد. ویرانه‌های این شهر در دوره جدید در شمال جیرفت شناسایی شد. ظاهرا در پی حملات مکرر مغول‌ها این شهر رونق خود را از دست داد. دشت هرمز نیز در سفرنامه مارکو مورد توجه قرار می‌گیرد. این ناحیه محل داد و ستد بازرگانان خلیج فارس بود. مارکو به رونق آن در ارتباط با تجار هندی اشاره کرده و از کشتی‌های بزرگ مملو از ادویه، مروارید، پارچه، سنگ‌های قیمتی و اجناس دیگر یاد می‌کند.

شرح وی درباره هرمز یکی از بخش‌های مهم درباره ایران است. او می‌گوید: «کشتی‌های که در هرمز ساخته می‌شود برای بحرپیمایی خیلی خطرناک است و مردمی که با آن سفر می‌کنند همیشه در معرض خطرند. علت آن این است که سازندگان در ساختن کشتی هیچ میخ به کار نمی‌برند، زیرا چوبی که برای ساختن کشتی به کار می‌رود چنان سخت است که درصورتی که بخواهند میخ در آن فرو کنند مانند ظروف سفالین از هم می‌ترکد خود میخ هم گاهی می‌شکند یا خم می‌شود بنابراین دو انتهای الوارها را با کمال دقت سوراخ می‌کنند بعد میخ‌های چوبی محکمی در آن سوراخ‌ها فرو برده و سر میخ‌ها را با طناب‌های محکمی به هم می‌بندند به این صورت دماغه‌کشتی یا عقب‌کشتی به یکدیگر متصل می‌شود. برای محافظت ته کشتی‌ها نیز قیر یا زفت به کار نمی‌برند بلکه با یک نوع روغن ماهی روغن‌مالی کرده سپس با تفاله شاهدانه یا کتان یا کنف درزها را پر می‌کنند. کشتی‌ها فقط دارای یک دکل، یک سکان و یک عرشه هستند. لنگرشان آهنی نیست در نتیجه در هوای طوفانی کشتی‌ها به طرف ساحل رانده شده و با برخورد به سنگ‌های ساحلی خرد می‌شوند. ساکنان این محل مسلمان و سیه چرده‌اند... با خرمای مخلوط به مواد دیگر یک نوع شراب خوبی می‌سازند.

کسانی که عادت به شرب مسکرات ندارند اگر کمی از آن بنوشند فوری اسهال می‌گیرند، اما پس از بهبود به مزاجشان سازگار می‌شود و آنها را فربه می‌کند غذای مردم بومی اینجا با غذای ما متفاوت است. با نان گندم و گوشت سروکاری ندارند و بیشتر غذایشان را خرما و ماهی شور تشکیل می‌دهد... برای مردم متشخصی که می‌میرند رسم است که مدت 4 هفته هر روز بالای سرش عزاداری می‌کنند. بعضی اشخاص هستند که اصلا حرفه شان نوحه خوانی و گریه زاری است. در مقابل اجرت معینی می‌آیند و بالای سر مردگان عزا می‌گیرند و گریه و شیون به راه می‌اندازند» او به بادهای گرم موسمی و گاه کشنده این منطقه نیز اشاره‌ای دارد.

گزارش مارکوپولو از چگونگی وضعیت اسماعیلیه در ایران درست یا نادرست سند جالبی درباره این فرقه است. این گزارش دست کم حاصل گفت‌وگوهایی است که در محافل آن روزگار وجود داشته است. او حسن صباح را با عنوان پیرمرد کوهستان خطاب کرده و نام او را علاءالدین برمی‌شمرد. مارکو می‌گوید: «او در وسط دره زیبایی باغ مجللی ایجاد کرده بود که در آن انواع درختان میوه‌های لذیذ و گل‌های معطر یافت می‌شد. کاخ‌های کوچک و بزرگ نیز در نقاط مختلف باغ وجود داشت که همه با نقاشی‌های زیبا و پرده‌های ابریشمین و کارهای دستی کم نظیری تزیین شده بود. به وسیله نهرهای باریکی که در این ساختمان‌ها حفر شده بود، آب زلال، شیر، شراب و عسل به هر طرف جاری بود و ساکنان این کوشک‌ها را دوشیزگان زیباروی و خوش اندامی تشکیل می‌دادند که کاری جز آوازخوانی و رقص و موسیقی نداشتند. او در اینجا تعداد زیادی غلام نیرومند داشت که همچون پیروی مسلمانان از پیامبرشان از پیر کوهستان پیروی می‌کردند. آنها در کسوت حشاشیون رسالت مهمی به عهده داشتند.

آنها ابتدا دسته دسته با تریاک بی هوش می‌شدند و سپس به بهشت موصوف راه می‌یافتند. وقتی که پیر کوهستان برای سر به نیست کردن کسی احتیاج به یکی از غلامان خود داشت دستور می‌داد تا او را دوباره به کمک تریاک به حالت خلصه برده او را از بهشت خارج کنند. بازگشت به باغ منوط به انجام دستور می‌شد و مرد بی نوا برای رسیدن به مقصود به هر کاری تن می‌داد. در سال 1262 میلادی هلاکوخان برآن شد که به زندگی پیرکوهستان و فرقه اش پایان دهد. سپاه بزرگی 3 سال تمام کاخ وی را در محاصره داشت و سرانجام موفق به تسخیر آن شد. پیرکوهستان و یارانش کشته شدند و کاخ و باغ سحرانگیز با خاک یکسان گردید.»

البته سفرنامه وی وجهی آسیب‌شناختی نیز دارد، مارکو که پس از جنگ‌های صلیبی متولد شده بود متاثر از پیش‌فرض‌های غربیان درباره اسلام و پیامبر(ص) بود. وی در مواردی بی‌اخلاقی‌هایی نظیر دزدی را که در سرزمین‌های اسلامی مشاهده می‌کرد به آیین محمدی نسبت داده است. او شناخت دقیقی از بینش مسلمانان و فرقه‌های موجود نداشت، مثلا دیانت اسماعیلیان الموت را محمدی می‌خواند به این ترتیب چنین متبادر می‌شود که بین خشونت‌های پیروان حسن صباح و آیین محمدی ارتباطی وجود دارد. تمایلات مسیحی او نیز در اثرش نمود آشکار دارد. مثلا در ارتباط با سقوط خلافت آل عباس و تسلیم خلیفه‌المستعصم می‌گوید خلیفه پس از دیدن معجزات و کرامات کفاشی مسیحی (جنبیدن کوه از جای) قلبا مسیحی شد و زیر لباس خود صلیب می‌آویخت، پس از مرگش این صلیب را بر گردنش یافتند.
 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 17:50 ::  نويسنده : افسانه

آدم و حوا در شاهنامه
در شاهنامه ی فردوسی، اصلا خبری از داستان آدم و حوا نیست. به این صورت که بهشتی باشد و آدم و حوایی در آن جا زندگی کنند و سپس از میوه ای ممنوعه بخورند و به جرم این گناه از بهشت اخراج شوند و به زمین بیایند. اصلا چنین چیزی نیست. در شاهنامه آمده است که پس از آفرینش گیاهان و جانوران، "مردم" پدیدار شده اند. همین طور بدون مقدمه و بدون اسطوره سازی و بدون آوردن افسانه ی آفرینش و بدون ذکر مثلث "آدم وحوا وخدا" بنا به روایت شاهنامه ( جلد اول، صفحات 5 و 6)ابتدا، هفت آسمان پدید می آیند:
پدید آمد این گنبد تیز رو
شگفتی نماینده ی نو به نو
فلک ها، یک اندر دگر، ساخته شد
به جنبید، چون کار پیوسته شد
سپس کوه ها می بالند و آب ها بر می دمند:
ببالید کوه، آب ها بر دمید
سر رستنی ها، به بالا کشید
سپس، گیاهان می رویند:
گیا رست، با چند گونه درخت
به بالا برآمد، سران شان، ز بخت
سپس، جانوران و جنبندگان پدیدار می شوند که نه زبان گویا و نه خرد جویا دارند و از خار و خاشاک، به تن پروری مشغولند.
و زان پس، چو جنبنده، آمد پدید
همی رستنئ، زیر خویش، آورید
نه گویا زبان و نه جویا خرد
ز خار و ز خاشاک، تن پرورد
سرانجام، بشر پدید می آید که با هوش و خرد خود، بر حیوانات وحشی و بر دام های اهلی فرمان می راند. دقت کنید، در این جا سخنی از آدم و حوا و مار و شیطان و بهشت در کار نیست:
چو زین بگذری، مردم آمد پدید
شد این بندها را، سراسر کلید
پذیرنده ی هوش و رای و خرد
مر او را، دد و دام، فرمان برد
***
کیومرث، نخستین آدم
هرچند در شاهنامه اثری از آدم و حوا نیست، اما در این منظومه از شخصیتی اسطوره ای به نام کیومرث نام برده شده است که نخستین پادشاه جهان است. کیومرث نه تنها شاه ایران بلکه شاه سراسر جهان است و از او به عنوان "جهاندار" یا شاه جهان نام برده می شود.
چنئن گفت کآیین تخت و کلاه
کیومرث آورد و او بود شاه
کیومرث شد بر "جهان" کدخدای
نخستین به کوه اندرون، ساخت جای
به گیتی درون، سال سی، شاه بود
به خوبی، چو خورشید، پرگاه بود
(شاهنامه، جلد اول، صفحه ی 15)
این کیومرث در متون زردشتی, نه به عنوان نخستین شاه، بلکه به عنوان نخستین آدم معرفی شده است۰ بنابراین، برای پیدا کردن ردپای داستان آفرینش آدم در فرهنگ ایران، باید به سراغ این گونه متون برویم.
***
در کتاب بندهشن (Bonde Heshn) آمده است که هرمزد، "کیومرث" را از سوی چپ و "گاو" را از سوی راست، در روی زمین آفرید.
[ششم، کیومرث را آفرید، روشن چون خورشید. او (=هرمزد) کیومرث را با گاو از زمین آفرید. کیومرث بر سوی چپ و گاو بر سوی راست آفریده شدند. او از روشنی آسمان، نطفه ی مردمان را فراز آورد. او از روشنی آسمان، نطفه ی گاوان را فراز آورد. زیرا این دو نطفه را که "آتش- تخمه" اند، نه "اب-تخمه" در تن گاو و کیومرث بداد تا افزایش یافتن مردمان و گوسفندان از آن باشد. target=_blank> (بندهشن، 41)
در این جا، برخلاف اسطوره های سامی و برخلاف افسانه های اعراب، نخستین آدم، نه در بهشت و در آن دنیا، بلکه در روی زمین و در این دنیا آفریده می شود و داستان نه در آسمان بلکه در زمین اتفاق می افتد. در داستان کیومرث، از درخت سیب و برگ انجیر و دانه گندم و طوبی و مار و جوی شیر و شراب کوثر و حوری و غلمان و جن اثری نیست. از "من ملک بودم و فردوس برین جایم بود" که بعدها در ادبیات ایران بر اثر نفوذ فرهنگ عرب رایج شده است نیز ردپایی نیست. از "پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت" و "مرغ باغ ملکوتم و نیم از عالم خاک" و "آدم آورد در این دیر خراب آبادم" نیز نشانی نیست.
در داستان کیومرث، از آفریده شدن حوا از دنده ی چپ آدم نیز خبری نیست. به جای آن که حوا از دنده ی چپ آدم آفریده شود، گاو سوی راست( دنده ی راست هرمزد؟) آفریده می شود. این گاو، بعدها، به دست اهریمن کشته می شود و از تخمه ی او جانوران و گیاهان به وجود می آیند. کیومرث هم به همین سرنوشت دچار می شود و به دست اهرمن کشته می شود و از تخمه ی او دو بوته ی ریواس سبز می شود. در هر دوی این مورد، گاوی مقدس و یا آدمی مقدس شهید می شود و تخمه و یا خون او به زمین ریخته می شود تا باعث باروری و رویش گیاهان و زایش جانوران شود. رمز این آیین مقدس چیست؟
***
گاو کشی
برای پیدا کردن رمز این آیین مقدس باید از عصر علم به عصر مذهب و از عصر مذهب به عصر جادو برویم. درعصر جادو در ایران، گاو سمبول و فرانمود و مظهر باروری و برکت بوده است و بومیان ایرانی معتقد بودند که روح باروری و برکت در کالبد گاو زندگی می کند. در آن دوره، ایرانیان هر ساله، گاوی مقدس را قربانی می کردند و خون او را به زمین می ریختند تا باعث باروری زمین و کشت و زرع گردد. آن ها معتقد بودند که خون گاو بر اثر همنشینى با آن روح مقدس دارای خاصیت باروری و برکت شده است. آیین گاوکشی نوعی جادوى سرایتى بود که رد پای آن درآیین مهرپرستی بجا مانده است. در بسیاری از سنگ کنده های میترایى، حضرت میترا را می بینیم که گاوی را قربانی می کند و از دم گاو، سنبله های گندم روییده است. در اساطیر ایرانی، از کشته شدن گاو به دست میترا سخن گفته شده است و از این که جاری شدن خون گاو بر رو ی زمین باعث سرسبزی خاک و روییدن گیاهان گوناگون شده است.
***
درخت پرستی
در متون ایرانی و هندی، میترا علاوه بر گاو، یکی از ایزدان گیاهی به نام "هوم" (Haoma) را نیز می کشد. سهم میترا از شهید کردن "هوم"، شیره ی اوست که به زمین مئ پاشد و جانوران و گیاهان گوناگون از این شیره پدید می آیند. در اینجا نیز، به روشنی، نشان داده می شود که روح باروری و برکت، علاوه بر گاو، در درون گیاهان نیز زندگی می کرده است و با شهید کردن گیاه مقدس، شیره ی او، از طریق جادوی سرایتی، باعث باروری زمین و رویش گیاهان و زایش حیوانات می شده است.
از این دیدگاه، مراسم نوشیدن شیره ی سکر آور "هوم" در دین زردشت، نوعی جاوی سرایتی برای انتقال خاصیت باروری و برکت از ایزد گیاهی به انسان است. رسمی که هنوز در مسیحیت در مراسم نوشیدن شراب مقدس (= خون مسیح، = خون خدا) به چشم می خورد. شراب در آیین های عرفانی ایرانی نیز همین نقش جادویی را دارد. حافظ در آن جا که می گوید "ما در پیاله، عکس رخ یار دیده ایم/ ای بیخبر از لذت شرب مدام ما" به ارتباط شراب و خدا(= روح باروری و برکت) اشاره کرده است. شراب را "خون رزان" و یا خون درخت انگور نیز می خوانند. می دانیم که درخت انگور نیز یکی از درختانی است که روح باروری و برکت در آن لانه می کند. بنابراین، خون انگور یعنی خون روح مقدس باروری و برکت. همان روحی که بعدها در عصر مذهب از زمین به آسمان رفت.
"پیر کنار" و درختان مقدس
تقدس درختان، و این که روح باروری و برکت در درون درختان لانه کرده است، هنوز در ایران به چشم می خورد. در بسیاری از روستا های ایران درختان مقدسی وجود دارد که مردم به آن ها دخیل می بندند و از آن ها کمک می خواهند. درخت سدر یا درخت کنار (با ضم کاف) در جنوب ایران،از بوشهر تا جاسک، همین نقش مقدس را دارد. مردم جنوب لقب مخصوصی برای درخت "کنار" دارند و آن را به نام "پیر کنار" می خوانند. "پیر" در اصطلاح محلی یعنی یک شخصیت مقدس. بنابراین، "پیر کنار" یعنی درخت مقدس کنار. "کنار" همان درختی است که از برگ آن سرشوی گیاهی سدر بدست می آید و می توان با برگ های خشکیده ی آن، مانند صابون، دست خود را شست. درخت "کنار" میوه ای مانند زال زالک دارد که افراد محلی آن را می خورند. در بوشهر در محله ی خواجه ها، یک "پیر کنارِ" به نام "خواجه ی خضر" و در محله ی رونی، "پیرکناری" به نام "کرت" وجود دارد (کتاب از بوشهر تا جاسک، ص 17 ) که هنوز هم به همان شیوه ی عصر جادو پرستیده می شوند و مردم، مخصوصا زن ها، شب های جمعه به زیارت این درختان جادویی می روند و از آن ها کمک می طلبند. بیشتر مراسم مذهبی عصر مذهب، همان آیین های جادویی عصر جادو می باشند که لباس خود را عوض کرده اند و با نام تازه همان کارکرد جادویی خود را حفظ نموده اند. در این مراسم مذهبی، قشر ظاهری آن ها مدرن است، اما محتوای باطنی شان، سنتی است.
باز هم از مطلب خود دور افتادیم. بهتر است به مبحث اصلی خود و داستان آدم و حوای ایرانی بازگردیم و ببینم چرا کیومرث مانند گاو، شهید شد؟ چرا از تخمه ی کیومرث ، مانند تخمه ی گاو، گیاه رویید؟ چه شباهتی بین شهادت گاو و شهادت کیومرث وجود دارد؟ آیا کشته شدن کیومرث و یا "شاه کشی"، ربطی به کشته شدن گاو و یا گاو کشی دارد؟ چه ارتباطی بین گاو کشی و شاه کشی و خداکشی وجود دارد؟
***
شاه کشی
برای پاسخ به این پرسش ها باید از عصر علم به عصر مذهب و از عصر مذهب به عصر جادو برویم. در عصر جاو، رییس قبیله یا شاه، مانند گاو و درخت، نقشی مقدس به عهده داشت. بومیان ایران معتقد بودند که روح باروری و برکت در کالبد رییس قبیله یا شاه نیز زندگی می کند. در کتاب "بنذهشن" آمده است که هرمزد “روشنى آسمان” را در کالبد گاو و کیومرث گذاشت تا باعث باروری و زایش شود. در این جا می بینیم که شاه نیز مانند گاو، و یا گاو نیز مانند شاه، دارای “روشنایی آسمانی” و یا همان روح باروری و برکت و یا همان “فره ی ایزدى” می باشد.
این “روشنى آسمانی” همان آتش مقدسی است که از هزاران سال پیش تاکنون در آتشکده های ایرانی شعله می کشد و سمبول و فرانمود و مظهر و نشانه ی نیروى باروری و برکت است. در تورات نیز خداوند به صورت خرمنی از آتش در صحرا ظاهر می شود. در فرهنگ عرب نیز یکى از القاب خداوند “نور السماوات” و یا روشنى آسمان است۰ در همه ی زیارتگاه و قدمگاه های ایرانی نیز همین آتش مقدس به صورت شمع و چلچراغ و آینه کاری حضور دارد.
صلیب ایرانی و چلیپای میترایی
نسخه ی فلکی این آتش مقدس و یا روح باروی وبرکت، خورشید ست که در فرهنگ ایران، به صورت یک نقطه در مرکز چهار شعاع نورانی نشان داده می شود. یعنی به شکل یک صلیب ویا چلیپای چهار گوش. در سفالینه هایی که از شوش بدست آمده است، این صلیب ایرانی به صورت یک موتیف اصلی، بارها و بارها، تکرار شده است.
این همان صلیبی است که عیسی بن مریم به روی آن به دار کشیده شده است و از آن جا یعنی از روی صلیبی که نشانه ی خورشید ست به آسمان چهارم که منزلگاه خورشید است رفته است.
این همان صلیبی است که در ساختمان آتشکده های ایرانی نیز به صورت چهار رواق در چهار سوی آتشدان مرکزی دیده میشود. در ایران، مساجد یک ایوانی اعراب نیز به تقلید از این صلیب ایرانی به صورت چهار رواقی ساخته می شوند. نگاه کنید به طرح اصلی معماری مسجد شاه در اصفهان و یا به بسیاری دیگر از مسجد های شهر های مختلف ایران. همه ی آن ها، برخلاف مساجد یک ایوانی کشورهای عربی، برمبنای صلیب مقدس میترایی و از روی الگوی فلکی خورشید ساخته شده اند و از این نظر فرق چندانی با آتشکده های زردشتی ندارند.
در نقشه ی قالی های ایرانی نیز این صلیب مقدس واین چلیپای خورشیدی، مانند یک علامث باضافه ی بزرگ، سطح قالی را به چهار قسمت قرینه تقسم کرده است. ترنج وسط قالی در حکم نقطه ی وسط صلیب و در حکم قرص خورشید و یا آتشدان مرکز آتشکده های زردشتی است.
گرچه اعراب، آتشکده های ایرانیان را ویران کردند، اما روح و جوهره ی اصلی آتشکده ها به صورت صلیب مقدس ایرانی و چلیپای میترایی، مساجد آن ها را فتح کرده است. در کلیسا های سراسر جهان نیزاین صلیب ایرانی است که در بالای تالار جای دارد و پسر مریم را بر روی خود به چهار میخ کشیده است.
در کاشی کاری های زیارتکده ها ی ایرانی، نقش مخصوصی به نام "مدالیون چهار پر" وجود دارد که به شکل صلیب است. دو نوع مدالیون وجود دارد: یکی "مدالیون چهاپر مربع" که هر چهار بازوی آن با هم برابر است. و دیگری "مدالیون چهار پر مستطیل" که طولش از عرضش بیشتر است. هردوی این مدالیون ها، نشانه ی چلیپای میترایی و سمبول خورشید چهار پر است.
فرهنگ سازان گمنام ایرانی با این مدالیون های میترایی، نقش آیین مهر و مذهب ایرائی را بر دیوار مسجد های ایران زده اند.
باز هم از مطلب خود به دور افتادیم و بهتر است به داستان آفرینش کیومرث و آیین شاه کشی برگردیم.
از آن جا که شاه، نسخه ی زمینی این گاو مقدس به شمار می رفت، مراسم شاه کشی نیز همان کارکرد مراسم گاو کشی را داشت. شاه را می کشتند تا خون مقدس او به زمین بریزد و زمین را بارور کند. انعکاس این رسم جادویی در متون زردشتی به صورت شهادت کیومرث به دست اهریمن آمده است.
شهادت کیومرث
بنا به روایت بندهشن، اهرمن به انتقام خون پسرش با کیومرث می جنگد و او را شکست می دهد. اهرمن کیومرث را از سر می خورد و همین که به کمر او می رسد، دوقطره منی از کمر کیومرث به زمین می چکد و از این دو قطره منی، دو بوته ی گیاه ریواس سبز می شود.
ابتدا داستان شهادت حضرت کیومرث را به روایت ابوریحان بیرونی می آوریم و سپس تفسیر کوتاهی از آن بدست می دهیم.
[اهرمن را پسری بود به نام "خزوره" (با فتح خ) و این پسر به فکر کشتن کیومرث شد و کیومرث او را بکشت. ... نخست، اهریمن کیومرث را به زمین زد... و بر روئ او افتاد.
سپس از کیومرث پرسید: "از کجای تو آغاز کنم؟"
کیومرث گفت: "از پای من آغاز کن، تا آن که، مدتی کم، به حسن و خوبی دنیا نظر نمایم."
چه می دانست که اهرمن گفتار او را به طور واژگون به کار خواهد بست.
و این بود که اهرمن شروع کرد و کیومرث را، از سر، مشغول خوردن شد. تا آن که به جایگاه تخمدان و ظروف منی در پشت او رسید. هنگامی که به این جا رسید، دو قطره منی از پشت کیو مرث به زمین ریخت و ریباس از آن رویید و مشی و مشانه، که بمنرله ی آدم و حوا هستند، از میان این دو بوته ی ریباس متولد شدند. target=_blank> (کتاب آثار الباقیه، ترجمه ی فارسی، صفحه های 141-142)
کیومرث، مانند گاو در آیین گاو کشی، شهید می شود و قطره های منی او، مانند قطره های خون گاو که سمبول باروری و برکت است، به زهدان خاک می ریزد و باعث رویش گیاهان می شود.
این نخستین نمونه ی آنین شاه کشی در اساطیر ایرانی است. این آیین جادویى در داستان کشته شدن زردشت نیز تکرار شده است. در روایات زردشتی آمده است که که پیش از شهادت زردشت، چند قطره از آب منی او در کف دریاچه ای ریخته می شود. در دوره ی آخرزمان، هرگاه دختر باکره ای در آن دریاچه آب تنی کند، آبستن خواهد شد و از این آبستنی، "سوشیانت" یا "نجات دهنده ی موعود" زاده می شود که با ظهور خود جهان از پر از عدل و داد خواهد کرد.
در داستان شهادت زردشت نیز، مانند داستان شهادت کیومرث و به تقلید از آیین گاوکشی، مرد مقدسی کشته می شود، اما، نطفه ی او، مانند نطفه ی کیومرث و یا مانند خون گاو و یا مانند شیره ی درخت "هوم"، بر زمین یا در آب می ریزد و به باعث باروری می گردد. زردشت نیز مانند کیومرث شهید می شود و با شهادت خود، زندگی دوباره می یابد. هنوز هم وقتی می گویند که "شهیدان زنده اند" و یا "شهیدان با خون خود درخت آزادی را آبیاری کرده اند", اشاره به همین آیین جادویی، مخصوصا آیین جادوی سرایتی دارند. درعرفان ایرانی نیز عارف باید بمیرد تا با پیوستن به آن روح ازلی و ابدی عمر جاودان یابد. درست مانند دانه ی گندم که تا بر زیر خاک نرود، دوباره سبز نخواهد شد.
***
تابوی زنای با محارم و افسانه ی آدم و و حوای ایرانی
همان طور که گفتیم، پیس از شهادت حضرت کیومرث، دو قطره از نطفه ی او بر زمین میچکد و از این دو قطره آب منی، دو بوته ی ریواس می روید. از این دو بوته ی ریواس، یک مرد و یک زن، به نام مشی و مشیانه به وجود می آیند. مشی و مشیانه، پسر و دختر کیومرث به شمار می روند و با همدیگر خواهر و برادرند.
مشی و مشیانه با آدم و حوای فرهنگ اعراب قابل مقایسه هستند، اما بر خلاف آن ها نه در بهشت، بلکه در روی زمین زندگی می کنند. مشیانه نیز نه از دنده ی چپ آدم، بلکه از قطره ی منی کیومرث به وجود آمده است. مشی و مشیانه که خواهر و برادرند با یکدیگر نزدیکی می کنند و از این هماغوشى برادر با خواهر، مردمان روی زمین به وجود می آیند. می دانیم که ازدواج با خواهر و زنای با محارم در ایران در دوره ی مادرساﻻری رایج بوده است و تنها پس از ظهور نظام پدرساﻻری است که به صورت تابو در آمده است. شواهد زیادى در دست است که نشان می دهد حتی در دوره ی پدرساﻻری نیز ازدواج با محارم، حداقل در دربار شاهان ایرانی، رواج داشته است. به این چند نمونه توجه کنید:
در کتاب "یادگار زریران" (بند 67) آمده است که گشتاسپ، پادشاه کیانئ، با خواهرش، هوتس (با ضم ت) ازدواج می کند. گشتاسپ نخستین شاهی است که به دین زردشتی می گرود و از او در اوستا با احترام یاد شده است.
در کتاب "اردویراف نامه" (فصل 2، بند 1) "ویراف" با هفت خواهر خود ازدواج می کند.
در کتاب "شایست و ناشایس" (فصل 8، بند 1) آمده است که ازدواج با محارم، صواب دارد و باعث می شود تا بار گناهان آدم سبک شود.
در کتاب "گزیده های زاد سپرم" ( فصل 26، بند 3) آمده است که ازدواج با محارم کار پسندیده ای ست و برای ادامه ی نسل پاک، بهترین کار است.
در کتاب "مینوی خرد (فصل 36، بند 7) آمده است که کسی که مراسم ازدواج با محارم را بهم بزند، مرتکب گناه کبیره می شود.
کمبوجیه با دو تن از خواهرانش به نام های ، "مروئه" (با کسر میم و کسر همزه) و آتوسا، ازدواج می کند.
اردشیر دوم هخامنشی با کوچکترین دختر خود، آتوسا، ازدواج می کند.
قباد اول ساسانی با دخترش "سمبیکه (با فتح سین) ازدواج می کند.
در منظومه ی ویس و رامین، سروده ی فخرالدین اسعد گرگانی، ویس با برادرش "ویرو" ازدواج می کند.
در فرهنگ ایران از این نمونه ها فراوان است. رمز سنت ازدواج با محارم در دربار شاهان ایرانی چیست و از چه موضوعی سرچشمه گرفته است. در پاسخ به این پرسش می توان ادعا کرد که سئت ازدواج با محارم در دربار پادشاهان ایرانی از آیین شاه کشی سرچشمه گرفته است. در دوره ی مادرشاهی هرساله، جوانی غریبه پس از گذشتن از آزمون های دشوار، شاه پیر را می کشت و با زن و یادختر شاه شهید ازدواج می کرد و از این راه به تخت پادشاهی تکیه می زد. گاهی به جای جوان غریبه، پسر شاه، پدر خود را شهید می کرد و با مادر و یا خواهر خود ازدواج می کرد و از این راه به شاهی می رسید. در این گونه مواقع، دختر شاه شهید، خواهر شاه جدید و زن شاه مقتول مادر شهریار جوان بوده است. رفته رفته این رسم به صورت سنت در آمد و به صورت جزیی از آیین های شهریاری و پادشاهی، مورد قبول قرار گرفت.
بر خلاف محیط درباری، در بین توده ی مردم، با برافتادن نظام مادر سالاری و برآمدن نظام جبارانه ی پدر سالاری، زنای با محارم مانند بسیاری از آیین های دوره ی مادرسالاری به صورت تابو در آمد. در این جاست که در داستان مشی و مشیانه، عنصر "گناه کبیره" وارد می شود و داستان فریب مشی و مشیانه از اهریمن پیش می اید.
البته در نسخه ی بهداشتی شده ی اوستا، گناه مشی نه همبستری با خواهر خود مشیانه، بلکه قبول اهریمن به عنوان خداست. اما از ان جا که ار نظر روانشناسی قومی، اهریمن سمبول ضمیر ناخود اگاه و غرایز جنسی است می توان گفت که پیروی از اهریمن به منزله ی پیروی از غرایز بدوی منجمله میل به هماغوشی با مشیانه است که خواهر مشی به شمار می رود.
در افسانه آفرینش در ایران، با دو نوع اهریمن طرفیم: یکی اهریمنی که کیومرث و گاو را می کشد و دیگری اهریمنی، که مشی و مشیانه را فریب می دهد. آن اهریمن اولی مربوط به دوره ی مادر سالاری است و جزیی از چرخه ی شهادت و رستاخیز روح باروری و برکت است. اما این اهریمن دومی مربوط به دوره ی پدر سالاری است و تجسد غرایز سرکوفته ی آدمی است. این اهریمن دومی در اثر یک مکانیسم روانی دفاعی به نام پدیده ی فرا افکنی و زیر فشار تابو های نظام پدر سالاری پدید آمده است. به نظر می رسد که ابلیس در فرهنگ اعراب از جنس این اهریمن دومی باشد.
***
نکته ای که فرضیه ی ما را قویت می کند مقایسه ی گناه مشی و مشیانه با گناه آدم و حوای هندی است. در اساطیر هندی، نخستین آدم "یما" (با فتح یای) است که با خواهرش "یمی" (با فتح یای) زندگی می کند . "یما" به وسوسه و اغوای خواهرش مرتکب زنای با محارم می شود و با خواهر خود همبستر می گردد و از این همبستری آدمیان بوجود می آیند. گناه "یما" و "یمی" همبستری با خواهر و زنای با محارم است.
با مقایسه ی داستان مشی و مشیانه با داستان آدم و حوای سامی، به نظر می رسد که آن میوه ی ممنوعه ای که در روایت تازیان از آن نام برده شده است، همین تابوى زنای با محارم بوده است. میوه ای که در عصر مادر ساﻻری، آزاد بوده است اما با پیدایش نظام ظالمانه ی پدر ساﻻری، به صورت میوه ی ممنوعه و تابو و گناه ازلی و ابدی در آمده است. گناهی که به جرم آن، زانی و زانیه، یعنی آدم و حوا از بهشت اخراج می شوند.
***

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 17:38 ::  نويسنده : افسانه

 

چه كسي نخستين باستان شناس بود ؟
حدود 450 سال پيش از ميلاد هرودوت ، مورخ يوناني ، بسياري از افسانه ها را گرد آورد و تلاش كرد تا مشخص كند كه آيا آنها فقط افسانه يا مبتني بر وقايعي حقيقي بوده اند . در بسياري از داستان ها ، ازشهر هايي ياد شده بود كه مدت ها پيش از زمان هرودوت از ميان رفته بودند . هرودوت در دنياي كوچك عصر خود به جستجو پرداخت و تلاش كرد كه اين شهرهاي كهن را بيابيد و آنچه را خود كشف كرده بود ، در نوشته هايش ثبت كرد .
اين سوال كه آيا افسانه ها نمايانگر رخدادهايي تاريخي اند يا نه ، همواره ذهن انسان را به خود مشغول كرده است . در قرن 19 ميلادي ، هاينريش شليمان ( 1890 – 1822 ) كار و زندگي خود را وقف يافتن پاسخ همين سوال كرد . او ، كه پسر يك كشيش بود ، در كودكي با شيفتگي خاصي داستان هايي ازماجراهاي بزرگ آگاممنون را خوانده بود ، همچنين داستان هايي از سقوط ترويا و همه داستان هاي اساطيري را كه هومر در حدود سال 800 پيش از ميلاد ، در كتاب هاي ايلياد و اوديسه به زبان شعر تعريف كرده بود . شليمان براي گذران زندگيش حسابدار شد . اما ستون هاي كسل كننده اعداد نمي توانست اشتياق بي حد او را نسبت به جهان باستان سركوب كند . براي شليمان ، افسانه ها ماجراهايي زنده بودند و او با تلاشي خستگي ناپذير ، خود را از پيش آماده كرده بود تا حقيقت آنها را به اثبات رساند . او چند زبان آموخت ، پيش از همه ، يوناني ولاتين ، و همچنين 8 زبان زنده را كه روسي و عربي از جمله آنها بودند .
سرانجام در سال 1867 ، شليمان آنقدر ثروتمند بود كه آرزوي رويايي خود را تحقق بخشد . او ايمان داشت كه اشعار حماسي هومر مبتني بر وقايعي حقيقي اند ، و به شدت معتقد بود كه گنجينه آگاممنون به راستي وجود داشته است . شليمان مي خواست به شيوه باستان شناسي ، دنياي افسانه هاي يونان را دوباره پديدار كند
iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 13:43 ::  نويسنده : افسانه

باستانشناسي؟

شهرهاي دوران باستان ، هزاران سال در عمق زمين پنهان بودند . ديوار هاي آنها ، كه زماني بسيار با شكوه و تحسين برانگيز به نظر مي آمدند ، نيز ويران شدند و فرو ريختند . حاكمان اين شهر ها در آرامگاه هاي با شكوهشان آرميده اند .
اما در اطراف مقبره هاي تاريك آنها ، زندگي در روشني آفتاب همچنان جاري بود . مردمان بسياري آن گذشته را از سر گذراندند و فرهنگ هاي بسياري نيز شكوفا شدند و از ميان رفتند . زمان گذشت و شهرهاي جديدي كه بر ويرانه هاي شهرهاي پيشين بنا شدند نيز به دلايلي از ميان رفتند يا متروك شدند ، و مثل شهرهاي پيشين ، در عمق زمان از نظر پنهان گرديدند .
به اين ترتيب ، با گذشت زمان ، همه شواهدزندگي انساني زيرلايه هاي خاك مدفون شد . بعد از هزاران سال ، افرادي در اين مناطق دست به حفاري زدند. آنها ديوارهاي شهرهاي كهن را از زير خاك بيرون آوردند و زير اين شهرها ، ديوارهاي باستاني ديگري را كشف كردند .
 اين مردان به دورترين گذشته ها راه گشودند و به دوران اسرار آميز كساني دست يافتند كه افسانه و داستان هاي اسطوره اي تعريف مي كردند . آنها تكه هاي مجسمه ها و گلدان هاي گلي شكسته را جمع كردند ، وسايل آشپزخانه و بقاياي زيادي از كتيبه هاي باستاني را يافتند ، و با اين يافته ها ، تصويري از فرهنگ هاي مدفون پديد آورند .
با حاصل تلاش اين مردان ، امروزه ما مي توانيم نظري به گذشته هاي بسيار دور بيفكنيم و دريابيم كه انسان هاي دوران كهن چگونه مي زيستند . دانشي كه با ابزار هاي گوناگون و از چنين طريقي ، دوران هاي گذشته را بررسي مي كند ، باستان شناسي ناميده مي شود .
گروه 7مهر
iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 13:29 ::  نويسنده : افسانه

سیلک نام اولین تمدن شهر نشینی ایران مرکزی در کاشان است که در 3 کیلومتری جنوب غربی این شهر قرار دارد قدیمی‌ترین خاستگاه تمدن بشری را سیلک کاشان عنوان می‌کنند، یعنی اولین جایی که شهر نشینی شکل گرفت، آنجا که آریایی‌ها اولین تمدن شهر نشینی را ایجاد کردند.

تمدن اقوام تپه‌های سیلک در 2500 سال پیش مغلوب تمدن آریایی شد که آثار آنها در طبقات مختلف حفاری از قبیل ظروف لوله‌دار بلند با نقش اسب و خورشید و اسلحه آهنی و شمشیر و نیزه‌های بلند کشف شده است.محوطه باستانی سیَلْک که در منطقه فین کاشان واقع شده قدمتی در حدود 7 هزار سال دارد.

 

 

 

محوطه باستانی سیَلْک در ضلع جنوب‌غربی کاشان و در سمت راست جاده کاشان به فین قرار دارد و از دو تپه? شمالی و جنوبی که در فاصله 600 متری یکدیگر قرار دارند و دو گورستان تشکیل شده است.یکی از گورستان‌ها که گورستان الف نامیده می‌شود 3500سال قدمت دارد و در 200 متری جنوب تپه جنوبی واقع شده است که امروزه روی آن بلواری احداث شده است.

تپه سیلک

گورستان دیگر که گورستان ب نامیده می‌شود 3000سال قدمت دارد و در زیر باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی ضلع غربی تپه‌ها قرار دارد.

تپه سیلک در حقیقت زیگورات یا محل عبادت اقوام باستانی بوده است که از گل رس و سفال ساخته شده است.این بنای تاریخی تا سال 1310 شناسایی نشده بود و در میان مردم کاشان به شهر نفرین شده معروف بود تا اینکه با کاوش‌های باستان‌شناسان کشف شد.

در خرابه‌های تپه باستانی سیلک چند اسکلت انسان و ظروف قدیمی پیدا شده که این اشیاء در موزه‌های لوور فرانسه، موزه? ملی ایران و موزه باغ فین و موزه‌ای در جنب این بنای باستانی قرار داده شده است.این تپه تاریخی در 24 شهریور 1310 با شماره38 در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسید.

قدمت قدیمی‌ترین آثار به دست آمده از تپه شمالی به حدود 7500 سال قبل می‌رسد و آخرین آثار مکشوفه از تپه جنوبی مربوط به5000 سال قبل است.

این منطقه مسکونی در جوار بقایای دریای تتیس (دریای عظیمی که تمام فلات مرکزی ایران و افغانستان را در برگرفته بوده) قرار گرفته و شاید با خشک شدن آرام دریا و پدید آمدن خشکی‌های حاصلخیز، انسان‌هایی را که احتمالا در ارتفاعات زندگی می‌کرده‌اند، به سمت خود کشانده است.

تپه سیلک

این تپه در نگاه اول یک تپه خاکی است و جاذبه‌ای برای دیدن، آن هم در گرمای شهر کاشان ندارد ولی با کمی توجه به قدمت و شناخت تاریخ، آنوقت این تپه دالانی برای ورود به دنیایی دیگر محسوب خواهد شد.

مسکن انسان در این ناحیه نخست به صورت کوه‌ها، یا خانه‌های محقری که از نی و شاخه‌های درخت ترکیب یافته بود، ساخته شد و بعدها روی نی و شاخه‌های درخت گل مالیدند و یا دیوارهای خانه را با چینه بالا بردند ولی خیلی زود برای بالا بردن دیوارها از خشت خام استفاده کردند.

در ابتدا خشت‌ها را بدون قالب می‌ساختند، ولی بعداً برای ساختن آن قالب به کار بردند،  توانستند خشت‌ها را یک اندازه و منظم بسازند.

تپه سیلک

در داخل خانه‌ها دیوارها را با گل اخری رنگ می‌کنند. و مردگان را در زیر کف اتاق‌ها که آجر فرش یا سنگ فرش نبود، دفن می‌نمودند.مردگان را در این قبرها به صورت «چمپاته» به خاک می‌سپردند و همراه آنها در گورشان اشیایی قرار می‌دادند و این اشیا در بعضی از گورها پر ارزش و زیاد بود و در بعضی دیگر کم و بی‌ارزش.

ذوق و سلیقه هنری این مردم از روی حکاکی‌های آنها که نخستین بار روی استخوان انجام گردیده‌است و از روی نقوش سفالشان ظاهر می‌گردد.

سیلک تنها مکان تاریخی در فلات ایران است که مدارک نوشته از دوران پیش از هخامنشی در آن پیدا شده ولی خطی که هم‌زمان با آغاز تاریخ در ایلام به وجود آمده‌بود، تحت نام پرتو ایلامی شناخته شده است.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 13:25 ::  نويسنده : افسانه

یزد اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان بعد از شهر ونیز ایتالیاست. همین دو ویژگی کافی است تا ایرانیان بدانند کشوری به وسعت تاریخ جهان دارند و شهری کویری که می توانند خشت به خشت، ریگ به ریگ و لحظه به لحظه تاریخ آن را به رخ جهانیان بکشند.

یزد

دومین شهر تاریخی جهان “برترین” جاذبه های گردشگری، تاریخی و میراث فرهنگی زیادی دارد که هر کدام از آن ها می تواند به تنهایی جاذبه ای منحصر به فرد برای بازدید گردشگران و دوستداران میراث فرهنگی و تاریخ ایران و جهان باشد. این شهر به شهر بادگیرها معروف است. به دارالعباده، شهر دوچرخه‌ها، شهر شیرینی، شهر قنات و قنوت و قناعت و شهر آتش و آفتاب.

تاریخ نویسان معتقدند که قدمت یزد به پیش از اسلام می رسد. عده ای هم می گویند که شاید شهر تاریخی یزد را باید در نقطه دیگری غیر از مکان کنونی آن جستجو کرد. اما با این حال قدمت بسیاری از آثار تاریخی کشف شده در شهر یزد به قرن پنجم هجری باز می گردد. در عین حال کشف بناهای دیگری متعلق به قرن های دوم و سوم هجری، تردیدها را در تخمین قدمت شهر یزد بیشتر می کند. در هر صورت تاریخ سکونت انسان در این خطه از هزاره سوم پیش از میلاد فراتر رفته است، به طوری که در عهد پیشدادیان طایفه های در حال کوچ از بلخ به پارس، این سرزمین را یزدان نامیدند و از آن زمان به بعد یزد محل عبادت شد. یزد را از آن جهت امن ترین شهر می دانند که جنگ و بلایای طبیعی تاکنون نتوانسته به آن صدمه ای وارد کند. به همین دلیل است که تاریخ نویسان از آن به عنوان امن ترین شهر ایران یاد کرده اند. مارکوپولو جهانگرد ایتالیایی نیز درباره یزد می گوید که تجار جاده ابریشم این شهر را به لحاظ امنیت مالی و جانی آن دوست دارند.

گسترده ترین بافت تاریخی ایران

بافت تاریخی شهر یزد با مساحتی در حدود ۸۰۰ هکتار را می توان گسترده ترین و اصولی ترین بافت تاریخ ایران دانست که تجربه های متفاوتی در زمینه مداخله متولیان امر در شبکه معابر را در خود جای داده است. بافت تاریخی یزد به عنوان دومین بافت خشتی دنیا و دست نخورده ترین بافت تاریخی کشور به شماره ۱۵۰۰۰ در فهرست ملی ثبت شده است.

یزد

نارین قلعه، قدیمی‌ ترین بنای خشتی جهان

قدیمی ترین بنای ساخته شده از خشت در دنیا نارین قلعه یا کهندژ نام دارد که در شهر باستانی میبد بر فراز تپه ای بلند بنا شده و بر تمامی ‌شهر میبد و پیرامون آن دید دارد. تاکنون کشوری ادعا نکرده است که بنایی قدیمی تر از کهندژ دارد. کهندژ نام دژهای کهنی است که در آغاز پیدایش شهرها بنا شده اند. این دژها در دوره پیش از اسلام و بیشتر در دوران ماد، هخامنشی و اشکانی ساخته شده و بناهایی تک و پر تراکم بودند که بر فراز تپه‌های طبیعی یا مصنوعی می‌ساختند.

یزد

یزد

طولانی ترین قنات ایران

طولانی ترین قنات ایران به نام “قنات زارچ” با طول صد کیلومتر در استان یزد قرار دارد. این قنات یکی از کهن ترین قنات های ایران به شمار می آید که سابقه ای بیش از سه هزار سال دارد. طول کوره قنات زارچ بیش از ۷۱ کیلومتر بوده و تعداد چاه های آن دو هزار و ۱۱۵ حلقه شمارش شده است.

یزد

مسن ترین درخت جهان

سرو چهار هزار ساله ابرکوه را می توان مسن ترین موجود زنده جهان نامید. هر چند که گفته می شود در کشور سوئد نیز درختی وجود دارد که از سرو ابرکوه قدیمی تر است اما اکنون از درخت پیر سوئد تنها ریشه های آن باقی مانده در حالی که سرو کهنسال شهرستان ابرکوه با ۲۵ متر ارتفاع ۱۸ متر محیط و ۵٫۱۱ متر اندازه دور تنه در قلب ایران زنده و سبز است و آرام آرام زندگی می کند.

یزد

یزد

یزد

یزد

بلندترین بادگیر جهان

بلندترین و منحصر بفرد ترین بادگیرهای جهان را تنها می توان در استان یزد پیدا کرد. بادگیر باغ دولت آباد یزد در شمار زیباترین بادگیرهای دوره زندیه و قاجاریه با قدمتی ۲۷۰ ساله به عنوان بلندترین بادگیر جهان به حساب می آید. این بادگیر که نمونه ای از معماری دوره زندیه را داراست در سال ۱۱۶۰ هـ.ق توسط محمدتقی خان یزدی مشهور به خان بزرگ سرسلسله خوانین یزد ساخته شد. این بادگیر ارتفاعی به طول ۳۳ متر و ۸۰ سانتی متر دارد و از خصوصیات بارزش هشت ضلعی بودن آن است که باعث می شود باد در هر جهت به راحتی و به سرعت به قسمت زیرین آن هدایت شود و پس از برخورد به سطح آب حوضچه زیر بادگیر، هوای خنکی در داخل آن ایجاد کند. در کنار این بادگیر باغی شامل سه عمارت هشتی و سردر و تالار آینه نیز موجود است که بهشت آیین خوانده می شود و دارای نقوش اسلیمی است. این باغ مدت ها محل اقامت کریم خان زند در یزد بود و از نظر طراحی در شمار زیباترین باغ های دوره زندیه و قاجاریه محسوب می شود..

یزد

یزد

قدیمی ترین میدان ساعت شهری در ایران

قدیمی ترین ساعت شهری ایران در میدان وقت الساعت یزد نصب شده است. این ساعت آفتابی به استناد کتاب جامع مفیدی نخستین ساعت شهری است که فردی به نام ابوبکر ساعت ساز یزدی آن را در سال ۷۲۵ هجری قمری در مدرسه رکنیه در جوار مسجد جامع یزد نصب کرد. این مکان بعدها به نام میدان وقت الساعت شهرت یافت.

یزد

قدیمی ترین نخل چوبی ایران

نخل چوبی میدان امیر چخماق به عنوان قدیمی ترین نخل چوبی ایران با ۴۵۰ سال عمر متعلق به عصر صفوی و به نخل حیدری ها معروف است. بلندی این نخل ۸٫۵ متر و اضلاع آن نیز ۸٫۵ در ۸٫۵ متر است. این نخل مجموعه مشبکی از چوب های تراشیده شده با گره چینی ها و تیرهای بزرگ است که تقریبا به شکل درخت سرو (نماد آزادگی) ساخته شده است. اما بزرگترین نخل ایران نیز با همین ویژگی ها در شهرستان زارچ قرار دارد. یزدی ها رسم دارند که در ایام سوگواری امام حسین(ع) مراسم نخل گردانی اجرا کنند. این نخل توسط ۱۵۰ نفر در میان مردم گردانده می شود تا مراسم ویژه آن نمادی باشد برای آزادگی و مظلومیت امام سوم شیعیان.

یزد

قدیمی ترین مسجد ایران

ساخت مسجد جامع فهرج واقع در ۳۰ کیلومتری شهر یزد، به نیمه اول قرن اول هجری برمی گردد. این مسجد، تنها مسجد جهان اسلام است که ساختمان آن از ابتدا تاکنون هیچ تغییری نکرده است. اگرچه در میان باستان شناسان اختلاف نظر وجود دارد اما ظاهرا مسجد جامع فهرج قدیمی ترین مسجد ایران است. مسجد جامع فهرج کماکان زنده و پویا بوده و در آن نماز جماعت برپا می کنند.

یزد

بلندترین مناره های جهان

مسجد جامع بزرگ یزد یکی از شاهکارهای معماری و تاریخی جهان به شمار می رود و به جرات می توان گفت دارای بلندترین مناره های جهان است. بنای این مسجد با عظمت قرن هاست که از فراسوی تاریخ تمدن این سرزمین می درخشد به نحوی که در کتب تاریخی یزد آمده است: ”مسجد را بر جای آتشگاه ساسانی ساخته اند و سنگ بنای آن توسط علاء الدوله گرشاسب نهاده شده است”. مسجد جامع قدیم در قرن ششم هجری قمری و به دستور گرشاسب از نوادگان “علاء الدوله کالنجار” ساخته شد و بنای اصلی مسجد کنونی از آثار “سید رکن الدین محمد قاضی” است. دو مناره مسجد که ارتفاع تقریبی آن از کف تا نوک به بیش از ۵۲ متر می رسد، دارای قطری در حدود هشت متر است که در دوره صفوی به بنا افزوده شده اما در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی فرو ریخت و دوباره تجدید بنا شد. بلندای این مناره ها و اینکه کاشی کاری منحصر به فردی حتی در اوج مناره ها انجام شده، تعجب همگان را بر می انگیزد زیرا این مناره ها هرچه به سمت بالا رفته باریکتر شده و تنها یکی از آن ها دارای پلکان است از اینرو ظرافت کاشی کاری در این ارتفاع به واقع قابل تحسین است.

یزد

یزد

بیشترین تعداد دخمه ها در یزد

دخمه محلی است که زرتشتیان، مردگان را بر طبق آداب دینی در آن می نهادند اما از وقتی که به دفن کردن در گورستان پرداخته اند، استفاده از دخمه متروک شده است. بیشترین این دخمه ها در یزد قرار دارد چون در این شهر زرتشتیان زیادی زندگی می کردند. دخمه قدیمی یزد حدود سی سال است که دیگر مورد استفاده نیست، دخمه مانکجی لیمجی هاتریا، دخمه چم تفت، دخمه شریف آباد اردکان، دخمه ترک آباد اردکان تنها نام تعدادی از دخمه های زیاد موجود در یزد است. سرپرستی این دخمه ها را انجمن زرتشتیان بر عهده دارد.

یزد

تنها آب انبار شش بادگیری جهان

آب انبار شش بادگیر یزد به دلیل دارا بودن شش بادگیر به این نام معروف شده و تنها آب انبار شش بادگیر جهان است. سه بادگیر آن از ابتدا ساخته شده بود و سه بادگیر دیگر بعدها به آن اضافه شده است، با کمی دقت در شکل بادگیرها تفاوت سه بادگیر قدیمی با دیگر بادگیرهای آن را می توان مشاهده کرد. شش بادگیر آب انبار با توجه به شرایط اقلیمی و جهت باد در این منطقه به شکل هشت وجهی هستند. شهر یزد همچنین دارای تنها آب انبار هفت بادگیری جهان با دو مخزن است که در روستای عصر آباد قرار دارد.

یزد

یزد

تنها کاروانسرای دایره ای در ایران

غیر از همه جاذبه های منحصر به فردی که در شهر یزد وجود دارد، می توان تنها کاروانسرای دایره شکل ایران را هم در شهرستان مهریز در مسیر یزد به کرمان مشاهده کرد. کاروانسرای زین الدین یکی از ۹۹ کاروانسرایی است که شاه عباس در ایران ساخته با این تفاوت که معماری آن دایره ای است. اکنون از این کاروانسرا به عنوان یک اقامتگاه سنتی و جاذبه گردشگری یاد می شود. می گویند که اقامت در این کاروانسرای ۴۰۰ ساله و دیدن آسمان پر ستاره اش امری است که با آن تجربه سفر به یزد، تاریخی ترین شهر جهان کامل می شود!

یزد

تصاویری دیگر از مکان های دیدنی شهر یزد

یزد

یزد

یزد

یزد

یزد

یزد

یزد

یزد

یزد

یزد

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 12:56 ::  نويسنده : افسانه

نخستین زنان موفق معاصر ایرانی

 

 


 

 

 

 

اولین زن جراح ایرانی:"سکینه پری" متولد 1281-1307 در روسیه دیپلم دکتری گرفت و 1314 با اجازه نامه ی پزشکی خود را دریافت کرد.


 

اولین زن جراح پلاستیک:"دکتر هاسمیک هاراطونیان" در سال 1339 در این رشته فارغ التحصیل شد.


اولین زن داروساز:"اقدس غربی" و "اختر فردوس" اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در این رشته فارغ التحصیل شدند.


اولین زن وکیل دادگستری:"یکاترینا سعیدخوانیان" متولد1278 اولین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه به سال 1327 در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت.


اولین زن تاجر ایرانی: "مهین افشار" در سال 1336 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد.


اولین زن سرتیب ایرانی:"مرضیه ارفعی" در سال 1312 با درجه هم ردیف سروانی در ارتش مشغول خدمت شد و در سال 1338 به عنوان اولین زن به درجه سرتیپی رسید.


اولین زن روزنامه نگار:"صدیقه دولت" در اصفهان به سال 1297 مجله" جمعیت نسوان وطن خواه" و مجله " زبان زنان" را منتشر کرد.

اولین زن خلبان:"عفت تجارتی" در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.


اولین زن پرستار:"فاطمه توانایی" که در سال 1310 در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال 1314 در این رشته فارغ التحصیل شد.


اولین هنرمندان زن تاتر:اولین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های " وارتوتریان"و"سراکالندریان" بودند.


اولین زن آوازه خوان:"قمرالملوک وزیری" که صفحه پر کرد و پس از او "ملوک ضرابیبود
iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 12:36 ::  نويسنده : افسانه

مازیار و بانو گلدیس

 

تمیستوکل پادشاه یونان در آرزوی کاخی به زیبایی تخت جمشید بود یکی سرداران خویش که زبان ایرانیان را می دانست فرا خواند و به او گفت شنیده ام سنگ تراشی بنام مازیار و شاگردش بانو گلدیس پرسپولیس را همچون جواهرات تراش داده اند آنهم به گونه ایی که پیک های سرزمینهای دیگر از این همه زیبایی در شگفت شده اند به ایران رو و به هر گونه که امکان دارد این دو را به یونان بیاور می خواهم آنها پرسپولیس زیباتری در آتن بسازند . آن فرمانده یونانی با چند سرباز دیگر با تن پوشی ایرانی به سرزمین ما آمده و پس از چندی با دو هنرمند ایرانی بازگشت . در حالی که دست های آنها بسته ، رویشان زرد و بسیار نحیف و لاغر شده بودند . تمیستوکل دستور داد دست های آنها را باز کنند و به آنها گفت می خواهم هنرمندان یونانی را آموزش دهید و با کمک آنها کاخی باشکوه تر از پرسپولیس برایم بسازید .
مازیار سالخورده گفت نقشی که بر دیوارهای تخت جمشید می تراشیم همه عشق است ما نمی توانیم خواسته شما را انجام دهیم پادشاه یونان تمیستوکل برافروخت و آن دو را به زندان افکند . مازیار و بانو گلدیس یک سال در بدترین شرایط شکنجه شدند اما برای اجنبی خدمتی نکردند تا اینکه خشایارشاه پس از شکست دادن یونان و فتح آتن آن دو هنرمند دلیر و میهن پرست ایرانزمین را آزاد و به همراه خود به ایران بازگرداند و به هر دوی آنها هدیه های ارزشمندی داد .
آن هنرمندان نسبت به سرزمین خویش وفادار بودند چرا که پی به قدرت هنر برده بودند به سخن ارد بزرگ اندیشمند برجسته ایرانزمین : در بلند هنگام هیچ نیرویی نمی تواند در برابر فرهنگ و هنر ایستادگی کند .
مازیار و بانو گلدیس مایه فر و شکوه سرزمین ما هستند و از این روست که این نخستین نام های تاریخ هنر ایران بسیار دوست داشتنی هستند .
پادشاه ایران خشایارشا پس از بازگشت از آتن در تخت جمشید نوشت : داریوش را پسران دیگری بودند٬ ولی چنان که اهورامزدا را کام بود٬ داریوش٬ پدر من٬ پس از خود٬ مرا بزرگ‌ترین کرد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت کنار رفت٬ به خواست اهورامزدا من بر جای‌گاه پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم٬ بسیار ساختمان‌های والا ساختم. آن چه را که به دست پدرم ساخته شده بود٬ من آن را پاییدم و ساختمان دیگری افزودم. آن چه را که من ساختم و آن چه که پدرم ساخت آن همه را به خواست اهورامزدا ساختیم.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 12:33 ::  نويسنده : افسانه

نخستين قرارداد مرزي در تاريخ بشر كه ميان ايران و ليدي بسته شد

             

طبق آثار و اسناد به دست آمده، 29 ژوئن سال 590 پيش از ميلاد، ميان دولت ايران (حكومت مادها يا Medes به پايتختي همدان) و دولت ليدي (Liadia = Lydia قسمتي از تركيه امروز) قرار داد تعيين مرز بسته شد كه نخستين قرارداد از اين دست در تاريخ جهان به شمار مي رود و نخستين فصل كتاب تاريخ انعقاد پيمان هاي سياسي  با آن آغاز شده است.
در اين قرار داد كه چند روز پس از پايان جنگ طرفين و انجام مذاكرات منعقد شد ، مسير رود Halys مرز دو كشور تعيين شد و مقرر گرديد كه علامت گذاري شود و رفت و آمد ميان دو كشور بر پايه ضابطه قرار گيرد. نوزده سال پيش از آن ،ارتش ايران امپراتوري آشور  را كه به ارتكاب ظلم شهرت داشت و دو قرن بر خاورميانه مسلط بود براي هميشه از ميان برده بود و ديگر، نينوه Nineveh مركز قدرت خاورميانه نبود.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, :: 12:26 ::  نويسنده : افسانه

        

بانوان تاريخ ايران

دغدویه:
مادر زرتشت که اصلا از شهر ری بود و در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.

پوروچیستا:
پوروچیستا ششمین و کوچکترین فرزند زرتشت و سومین دختر اوست. معنی پوروچیستا یعنی پردانش. در گفتار زرتشت که برای ما باقی مانده است از او با پوروچیستا بیش از فرزندان دیگرش سخن واندرز مانده است، یکی از مهمترین سخنان زرتشت با پوروچیستا درباره همسری با جاماسب حکیم، وزیر شاه گشتاسب و منجم و ستاره شناس معروف زمان است. زرتشت به دخترش می فرماید: "پوروچیستا، جاماسب خواهان همسری با توست و تو را از من خواستگاری کرده است من او را برای همسری تو مناسب می دانم ولی تو با خرد مقدست مشورت کن ببین آیا او را شایسته همسری خود می دانی یا نه؟" این گفتار زرتشت یک حقیقت مسلم را آشکار می سازد و آن این است که دختر در آئین زرتشت درانتخاب همسر آزاد است و عقیده پدر بر او تحمیل نمی گردد. همچنین قسمتی از اندرزنامه زرتشت به پوروچیستا در موقع گواه گیری او با جاماسب اکنون هنگام گواه گیری دختران و پسران زرتشتی از طرف موبد بازگو می گردد.

رکسان یا رکسانا:
رکسان یا رکسانا یا روشنک دختر داریوش سوم است که بنا به مقتضیات سیاسی و برای انجام حسن رابطه بین یونان و ایران، همسری اسکندر را پذیرفت.

پانته آ:
یکی از زنان فداکار زمان کوروش، او همراه همسرش که فرمانده سپاه کوروش بود به میدان جنگ رفت. همسرش در میدان جنگ کشته شد. به درخواست پانته آ مراسم با شکوهی برای همسرش برپا شد و آرامگاه مجلل و شایسته ای برای او ساختند. پانته آ پس از سخنرانی مهیجی که برای لشکریان کوروش ایراد کرد و آنان را به ادامه رزم و پیروزی تشویق نمود بر بالای آرامگاه همسرش با خنجری که همراه داشت خود را کشت.

موزا:
زن فرهاد چهارم و مادر فرهاد پنجم که در سکه های مکشوفه از زمان اشکانیان تصویر این ملکه مقتدر اشکانیان کنار پسرش فرهاد پنجم بر روی سکه ها منقوش است.

آريا تس:
تاريخ نويسان يونان از اين بانوی ايرانی دوران هخامنشی در جای جای تاريخ به نيکی ياد کرده اند

آرتا:
آرتادخت وزیر خزانه داری در زمان اردوان چهارم اشکانی. به گفته کتاب اشکانيان اثر ياکونوف روسی خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالی خطائی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتيان را رونق بخشيد

ارشیا:
از زنان با کفایت دوران هخامنشی 
               
آرتمیس:
آرتمیس یا آرتمیز از زنان بنام زمان هخامنشیان که فرماندهی یکی از ناوگانهای خشایارشاه را در جنگ ایران و یونان به عهده داشت در حالی که بسیاری از ناوگانهای دیگر که تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد، ناوگان تحت فرماندهی مردان بود از دشمن شکست خورد، ناوگان تحت فرماندهی ارتمیس بر یونانیان پیروز شد.

پروشات:
یکی از زنان مشهور دوران هخامنشی

ماندان:
ماندان یا ماندانا دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت.

آتوسا:
دختر کوروش و همسر با کفایت کوروش و مادر خشایار شاه . ملکه بيش از 28 کشور آسيائی در زمان امپراتوری داريوش بزرگ. هردودوت پدر تاريخ از وی بنه نام شهبانوی داريوش بزرگ يادکرده است. آتوسا چندين بار در لشکر کشی های داريوش بزرگ ياور روحی و فکری او بوده.  چندين نبرد مهم تاريخی به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است.
شهرناز و آرنواز: خواهران جمشید جم

فرانک:
همسر آبتین و مادر فریدون که در رهاندن و زنده ماندن فریدون از دست دژخیمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسیدنش نقش اساسی داشت. 
سیندخت:
همسر خردمند مهرآب کابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولد رستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود. کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.

رودابه:
دختر مهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد. بنابراین، چنین زایمان ها را باید "رستمی" گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.

تهمینه:
دختر زیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است که داستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمده است. تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.
گرديه:
بانوی جنگ جوی ايرانی. خواهر بهرام چوبينه. فردوسی بزرگ او را به عنوان همسر خسرو پرويز ياد کرده که در چندين نبرد در کنار شاهنشاه قرار گرفته است و دلاوری بسياس از خود نشان داده است.

                

گرد آفرید:
دختر زیبا و چابکسوار کژدهم که پدرش در مرز ایران و توران مرزبان بود. هنگامی که به دستور افراسیاب لشکری به سرکردگی سهراب برای جنگ با ایرانیان وارد مرز ایران شد گردآفرید لباس رزم به تن کرد و به جنگ سهراب رفت. مبارزه تن به تن بین سهراب و گردآفرید شروع شد و سهراب نمی دانست که گردآفرید زن است زیرا او در لباس و کلاه رزمی شبیه مردان بود، ناگاه در حین جنگ کلاه از سر گردآفرید بزمین افتاد و موهایش نمایان شد، سهراب آن موقع دانست که طرف مقابل او دختر است، دلباخته و عاشقش شد و از او خواستگاری نمود ولی گردآفرید چون سهراب را ایرانی نمیدانست و از هویت او که پسر رستم بود آگاهی نداشت این همسری را نپذیرفت زیرا نمی خواست همسر یک نفر غیر ایرانی باشد که فرماندهی لشکر دشمن را بر عهده داشت بشود.

فرنگیس:
دختر فراسیاب که با سیاوش ازدواج کرد. کیخسرو پادشاه نامدار ایرانی که از طرف پدر نوه کیکاووس و از طرف مادر نوه افراسیاب بود از این پیوند به دنیا آمد و شرح زندگی و مرگ سیاووش در شاهنامه به تفصیل آمده است و در ادبیات ما جای ویژه ای دارد. کیخسرو و مادرش پس از مدتی از توران به ایران آمدند. کیخسرو به راهنمای یاری رستم پهلوان نامدار ایرانی برای گرفتن انتقام خون سیاووش به جنگ پدربزرگش افراسیاب رفت لشکر توران را شکست داد و افراسیاب و عده زیادی از نامداران توران از جمله اشکبوس را از بین برد. در پایان زندگی چون انسانی مقدس و پاک و منزه بود در چشمه ای از نظر ناپدید شد به همین جهت مردم ایران در آن روزگار و زرتشتیان همیشه او را "سوشیانت" که معنی سودرسان است میدانند و منتظر بازگشت و ظهور او هستند.

بانو گشنسب:
دختر رستم خواهر زر بانوی دلير. نام وی در بزرونامه و بهمن نامه بسيار آمده است. يکی از مشهور ترين حکايت های او نبرد سگانه فرامرز، رستم وباننو گشنسب است که در هنگام کشتی پهلوانان را به خاک می افکند، دلیری این بانوی ایرانی مشهور است.  او منظومه ای نيز بنام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پارسی و در کتابخانه ملی بريتانيا موجود است.
             
منیژه:
دختر افراسیاب که بیژن سردار معروف ایرانی دلباخته او گردید و به بند اسارت افراسیاب افتاد و به دستور افراسیاب او را به چاهی که به همین نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگانی درآورده بود توانست او را نجات بخشد.

کتایون:

 دختر قیصر روم همسر گشتاسب شاه مادر اسفندیار و یکی از اولین کسانی که کیش زرتشت را پذیرفت. موقعی که اسفندیار به دستور گشتاسب می خواست به جنگ رستم برود کتایون به سختی با رفتن او مخالف بود و او بخردانه پند داد ولی اسفندیار نپذیرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتایون با غم و دردی جانکاه به سوگ فرزند نشست.

هما:
دختر اسفندیار و خواهر بهمن و ملکه نامداری از سلسله کیانیان.

پوران:
پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرویز است که زنی با کفایت و خردمند بود ولی متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهای طولانی ایران و روم در زمان خسرو پرویز و نفوذ دین مزدک و نارضایی مردم از وضع موجود نتوانست آن طور که باید از کفایت و دانایی خود به سود مملکت استفاده کند.

آزرمدخت:
دختر دیگر خسرو پرویز که در سال 631 ميلادی پس از "گشتاسب بنده" به شاهنشاهی ايران منصوب شد. آذرميدخت (آزرميدخت) سی و دومين پادشاه ساسانی بود که مثل خواهرش پوراندخت زنی با کفایت و لایق بود اما به همان دليلی که پوراندخت موفق نشد او نیز نتوانست کاری از پیش ببرد.  واژه اين نام به چم پير نشدنی و هميشه جوان است.

کردیه:
خواهر خردمند بهرام چوبین

شیرین:
برادرزاده و جانشین مهین بانو حاکم ارمنستان، که زنی خردمند و وفادار بود. داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است پس از اینکه خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه "که مادرش مریم دختر قیصر روم بود" کشته شد، شیرویه از شیرین که که زن پدرش بود خواستگاری کرد شیرین جواب رد به شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشییع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار همسرش، خود را کشت.  شيرين از خسرو 4 فرزند به نام های نستور، شهريار، فرود و مردانشه بدنيا آورد که هر چهار فرزند او در زندان کشته شدند. پس از آن بود که او در کنار همسرش با خنجر خود را کشت.

پری چهر:
دختر زابل شاه همسر جمشید و مادر ثور است. پری چهره در معنای بسیار زیبا،خوب روی، بسیار جمیل، زیباروی، پری روی، و انسانی که سیمای پری دارد، آمده است. استاد توس درباره او گفته است: پری چهره رابچه بد درنهان ازآن خوب روی، شادمان شد جهان

رام بهشت:
نام مؤبدی است که در شهر استخربرای ناهید ، معبدی ساخته بود، رام بهشت مادر بابک و همسرساسان است که در کنار دریاچه بختگان حکومت می کرد وبرای فرزند دیگرش به نام اردشیر، نگهبان سالاری، شهر داراب را گرفت و این آغازی است برای بوجود آمدن سلسله ساسانی در ایران بود. 
                 
یوتاب:
سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرمانهدهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته ست. او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسر دیگری به ایران هجوم آورد. از او به عنوان شاه آتروپیان (آذربایجان) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 سال پس از میلاد نیز یاد شده است. با این همه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خ.د بر جای گذاشتند.

آذرآناهید:
ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است. (کتاب ساسانيان برگ 282)

پرین:
بانوی دانشمند ایرانی. او دختر کیقباد بود که در سال 924 یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین رای همیشه ثبت گردیده است. از او چند کتاب دیگر گزرش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است.  (کتاب فرزانگان ايران برگ 11)
 
زربانو:
سردار جنگجوی ایرانی. دختر رستم و خواهر بانو گشنسب . او در سوارکاری زبده بوده است و در نبردها دلاوریهای بسیار از خود نشان داده است. تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال ، آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرد.  (کتاب زن ايرانی برگ 194)

فرخ رو :
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است . وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید .

کاساندان:

پس از شاهنشاه ايران کورش بزرگ او نخستين شخصيت قدرتمند کشور بزرگ شاهنشاهی ايران بود. کاساندان زيرنام ملکه 28 کشور آسيائی همسر کورش بزرگ پادشاهی می کرده است. مورخين يونانی و گزنفون از وی با نيکی و بزرگ منشی ياد می کرده اند.

آریاتس :
یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد. مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده اند. 
                               
گردیه :
بانوی جنگجوی ایرانی. او خواهر بهرام چوبینه بود. فردوسی بزرگ از او به عنوان همسر خسروپرویز یاد گرده که در چندین نبرد در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان داده است.

هلاله :
پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش (391 یشتها + 274 یشتها) در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست. از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را همای چهرآزاد و همای و همون نیز گفته اند. او مادر داراب بود و پس از : وهومن سپنددتان " بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بد کردار بودن وی و ثبت قوانین اشتباه و ظالمانه به ثبت نرسیده است.

پوراندخت :
شاهنشاه ایران در زمان ساسانی. وی زنی بود که بر بیش از 10 کشور آسیایی پادشاهی میکرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرمانروایی نمود

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 20:30 ::  نويسنده : افسانه

(سوزا) شهری باستانی واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان از دوران ایلامیان، پارسها، و پارتها است.علاوه بر یک باستانی، به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان به حضرت دانیال، یک دهکدهٔ مسکونی است.

شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه است، احتمالاً به سال ۴۰۰۰ پیش از میلاد پایه گذاری شده، با وجود اینکه نخستین یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.

باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته است، یکی جلگه میانرودان ودیگری خود فلات . قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته است.

نبرد خونین بانیپال بر ضد شوش در این نقش برجسته ثبت گردیده است، که غارت شهر شوش را در ۶۴۷ پیش از میلاد می‌دهد. در اینجا از شهر زبانه میکشد، در حالی که سربازان آشوری شهر را با کلنگ و دیلم واژگون می‌کنند و غنایم را به خارج از شهر حمل می‌کنند.

شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را باز یافته وچهار راه شرق وغرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راههای بسیاری و به ویژه راه موسوم به «راه شاهی» ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون برقرار کرد.

اده شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به ، تخت جمشید و دیگر شهرهای ، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدی پیوند می‌‌داد.

می‌توان گفت اداره پهناور ایران وحفظ امنیت آن و انتقال سریع یگان‌های نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهم‌ترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در این دوره بوده است .

از سوی دیگر ایجاد راهها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملتهای گوناگون گردید که این امر مایه انتقال ‌ها و باورهای گونه‌گون گردید وبسیاری از نظرات و باورهای دینی از این راه میان ملتها مبادله شد

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 18:42 ::  نويسنده : افسانه

داستان تاراج خزانه و سوختن کاخ های تخت جمشید از فصول "درخشان!" تاریخ اسکندر است و در نوشته های مورخان مشهوری چون پلوتارک،دیودروس،ژوستن،استرابو و آریان نقل شده که خلاصه مطالب آن چنین است:هنگامی که اسکندر به نزدیکی شهر رسید،تیرداد خزانه دار به وی پیغام داد که شهر بی دفاع است و او باید زود بیاید  و خزانه را پیش از آن که اوباش آن را غارت کنند تحویل بگیرد.هدف تیرداد آن بود که شهر و مردم را از نابودی نجات دهد،چون می دانست اسکندر برای تاراج می آید و پایداری مدافعان را تحمل نخواهد کرد. ولی تیرداد،مقدونیان را نشناخته بود آنان دهکده های شهر را ویران کردند و به پارسه در آمدند.این شهر،توانگر ترین  و شکوهمند ترین شهر های جهان به شمار می رفت.،دویست سال آبادی و فرمانروایی مایه ی آن شده بود که حتی خانه های مردم عادی نیز از دارایی و مال و منال پر باشد همه جا زرو زیور و خواسته انبار بود.در اوایل فوریه 330 ق.م.این شکوه به سر آمد،اسکندر شهر را به سربازان خود سپرد تا هر چه می خواهند با آن و مردمش بکنند. تمام مردان آن-از پیر و جوان-از دم تیغ گذشتند و زنان و دختران به بردگی در آمدندو فروخته شدند زرو زیور و پارچه های گرانبها،جنگ افزارهای نفیس و فرشها و پرده های عالی،ودیگر مال و منال مردم پارسه همه به تاراج رفت.آز و ولع مقدونیان در ربودن اموال تاراجی چنان بود که به جان همدیگر می افتادند و یکدیگر را می دریدند.

اسکندر ارگ شاهی را برای خود نگه داشت و پس از ورود به کوشک داریوش،خزانه دویست ساله آن را ربود و از انبوه زر و سیم بدست آورد که به یکصد و بیست هزار تالان  نقره بالغ می شد(هر تالاننقره برابر بود با 33660گرم،بنابراین تاراجی اسکندر به حدود چهار هزارو چهارصد کیلوگرم نقره سر میزده است).

برای اینکه این مال و منال را به جایی دیگر و ایمن تر حمل کنند،سه هزار شتر و عده زیادی قاطر از شوش آوردند و گنجینه داریوش و جانشینانش را از جای کندند و بردند. اسکندر دوماه در تخت جمشید ماند و سپس به رغم اندرز مشاور پیرش "پارمینیون"،ارگ شاهی را به آتش کشید و آن را منهدم کرد.علت این کار نه مستی و از خود بیخودی بود-چنان که برخی از نویسندگان متاخر برای تبرئه او ادعا کرده اند-و نه لذت انتقام کشی از خشیارشا که آتن را آتش زده بود-آنگونه که بسیاری که مورخان پنداشتند. زیرا اسکندر هنوز برده ی می  و زنان خود فروش نشده بود تا بخاطر تائیس،روسپی آتنی،ارگ با شکوهی را که اکنون دیگر به خودش متعلق بود تباه کند.،فرهیختگی یونانی او هم به اندازه ای نبود که بشود وی را "قهرمان آتن" خواند.برعکس،یونانیان روشنفکر، به رهبری دموستنس خطیب دشمن وی بودند.

به گفته ژوستن،مورخ رومی معاصر قیصر اگوست،وقتی یونانیان خایرونیا(338ق.م) از او و پدرش شکست خوردند،دوره حکومت افتخار آمیزو آزادی کهن خود را سر آمده یافتند.بسیاری از آنان،به خصوص مردم ثیب که جرات یافتند با او درآویزند،سرانجام به بردگی و نابودی در آمدند.هیچ متنی نشان نمی دهد که اسکندرآرزو داشته انتقام سوختن آتن به دست ایرانیان را بگیرد و جای این پرسش باقی است که آیا می توان آن مرد را که با تعدادی از بزرگترین شهرهای یونان،آن اندازه وحشیانه و تحقیرآمیز رفتار کرده بود،خواهان انتشار یونای گری و رهبری این جریان دانست(عقیده عده از بزرگان آتنی این بود که باید به ساقی اسکندر- که می گفتند وی را زهر داده بود-پاداشی کلان بخشید و او را ارج فراوان نهاد.آیا اگر اسکندر،قهرمان کین آور و منتقم آتنی ها بود نسبت بدو چنین می اندیشیدند؟)

علت حقیقی آتش زدن پارسه(تخت جمشید) این بود که می دید ایرانیان پایتختی باشکوه و مذهبی،و مرکزی ملی در اینجا ساخته اند که تا باقی است امید آنان به زنده ماندن دولت هخامنشی و نگه داری آیین های ملی ایرانی به جای خواهند ماند و هرگز آن مقدونی را جانشین پادشاهان خویش نخواهند دانست(وقتی اسکندربر تخت داریوش نشست،دیدند که برای او بزرگ است و پاهایش به زیر زیر پایه کرسی نمیرسد (دیودروس،کتاب هفدهم،فصل66،فقره 3).البته این خواری برای او چندان تحمل پذیر نمی بوده است.) این بود که به عمد و از روی شوق آن راآتش زد تا به همه بفهماند که دولت هخامنشی و مرکز و زادگاه آن،نابود شده است و از آن پس تنها او را باید آقای آسیا دانست.

اما این خیالی باطل بود،چرا که فرمانروایی وی هفت سالی بیش نپایید و آمال وی نیز با خود وی بر باد رفت.

ایرانیان این کار اسکندر را فراموش نکردند و به گفته ی یک نویسنده ی دوره ی ساسانی:

"اهریمن ملعون برای از میان بردن ایمان و توجه مردمان به آیین [زرتشت] اسکندر را برانگیخت... تا به کشور ایران بیاید و ستمگری،جنگ و غارت گری را به آنجا بیاورد.آمد و فرمانروایان ایرانشهر را کشت و پایتخت های شاهان را به تاراج داد و ویران کرد... و کتابهای آیین [زرتشت] را سوزاند و حکیمان،موبدان و دانشمندان ایران زمین را کشت و تخم کینه و نفاق را میان بزرگان پراکند"       

   منبع: کتاب راهنمای مستند تخت جمشید    

 نویسنده: مرحوم دکترعلیرضا شاپور شهبازی

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 18:30 ::  نويسنده : افسانه

چرا و چطوري ايراني ها از اسکندر شکست خوردند؟
 

ايران در طول تاريخش سه هجوم بزرگ را از سر گذرانده در بين مهاجماني که به ايران تاخته اند، اسکندر مقدوني اولين بوده. درباره اسکندر قضاوت هاي متناوت و متناقض زيادي وجود دارد. لقب او در ايران باستان «گجسته» به معناي ملعون در زبان پهلوي بود و بعد از اسلام با مخلوط شدن او با شخصيت قرآني «ذوالقرنين»، برعکس مورد توجه قرار گرفت و به افسانه ها راه پيدا کرد و حتي شاعران او را در «اسکندرنامه»ها ستودند. تحقيقات جديد پژوهشگران نشان داده که درباره او اشتباهات زيادي شده و اولا، «ذوالقرنين» مورد ستايش در قرآن بيشتر قابل تطبيق با کورش هخامنشي است و در ثاني، آن اسکندر قابل احترام در تاريخ شخصيتي ديگر با نام اسکندر مغاني يا اسکندر ارومي است. به هرحال، خود اسکندر هر کسي که بوده، عصر او اولين باري بود که يوناني ها از زندگي دولت - شهري به زندگي تحت يک حکومت مرکزي رسيده بودند و حالا فکر انتقام از ايرانيها را که از زمان داريوش و خشايار شاه مدام به آنها حمله مي کردند، در سر داشتند. آنها اصلا چشم نداشتند پادشاهي بزرگ هخامنشي را ببينند. آن موقع ايران آن قدر بزرگ بود که اگر مرد جواني مي خواست با اسب يک بار طول مرزهاي ايران را طي بکند شايد هرگز نمي توانست تا پايان عمرش به نقطه شروع حرکت برسد. خود اسکندر هم از طرفي تحت تاثير معلم معروفش، ارسطو، آرزو داشت فرهنگ يوناني را در جهان گسترش بدهد و از طرف ديگر تحت تاثير القائات مادرش که خودش را نواده آشيل افسانه اي مي دانست، دوست داشت «ايلياد»ي ديگر به پا کند. دست بر قضا، هخامنشي ها هم ضعيفترين دورانشان را مي گذراندند و داريوش سوم در حالي پادشاه شده بود که باگوس نامي- خواجه يوناني حرمسرا- او را شاه کرده بود تا خودش همه کاره باشد. وقتي فيليپ دوم به تحريک ايراني ها ترور شد و اسکندر جوان 20 ساله به جايش نشست، داريوش سوم که به «دارا» معروف بود فکر کرد که ديگر هيچ خطري تهديدش نمي کند. با سکه هاي «پادشاه بزرگ» يوناني ها هم از قبول پادشاهي اسکندر امتناع کردند و اسکندر درگير يک جنگ داخلي شد که با خشونت تمام آن را سرکوب کرد و مثلا در «تب» هيچ مردي را زنده نگذاشت. حالا به دلايل اسکندر براي حمله به ايراني ها، يک دليل جديد هم اضافه شده بود. در بهار 334 قبل از ميلاد. اسکندر درحالي که «ايلياد» هومر را مي خواند سوار بر کشتي شد و به سمت شرق حرکت کرد. اسکندر هيچ وقت ديگر از شرق برنگشت. دارا يکي از القاب داريوش سوم بوده است.
 

1- جنگ گرانيک (334ق.م)
 

وقتي اسکندر تمام قسمت هاي متمدن و نيمه متمدن اروپاي آن روز را گرفت ديگر جايي براي کشورگشايي هايش نمانده بود؛ به خاطر همين کمربندش را محکم بست و سوار اسب معروفش «بوسيفال» شد و پا در مسير شرق گذاشت. اولين نبرد اسکندر با ايراني ها کنار رود گرانيگ انجام شد. در اين جنگ سپاه ايران شامل سواره نظام ايراني بود که در خط مقدم بودند و پياده نظام اجير يوناني که ذخيره به حساب مي آمدند. ممنن، جنگ سالار يوناني به داريوش پيشنهاد کرد سپاه اسکندر را به داخل ايران بکشند و بعد راه تدارکات آنها را ببندند. اما داريوش قبول نکرد. ايراني ها اين طرف رود گرانيک مستقر شدند و استراتژي شان را روي حجم زياد تيراندازي گذاشتند. اما پارمنيون، استراتژيست سپاه اسکندر حمله مستقيم و گذشتن از رود را انتخاب کرد. با اين کار، صف تيراندازها به هم خورد. خود اسکندر هم زد به قلب ارتش ايرن و مهرداد، داماد داريوش را کشت. اسکندر، از جلوي ايراني ها سواره قرار کرد و رفت سراغ يوناني هاي ذخيره. آنها هم به راحتي شکست خوردند و اسکندر جنگ را برد.
بعد از اين شکست ممنن تصميم گرفت از راه دريا به مقدونيه حمله کند. مردم آتن و پارت هم با او همراه بودند و ايران به او اميد زيادي داشت، اما او ناگهان مرد و اين حمله بي نتيجه ماند.
 

2- جنگ ايسوس (333ق.م)
 

شکست گرانيک براي داريوش سوم خيلي گران تمام شد؛ به خاطر همين ظرف يک سال سپاهي درست کرده از600 هزار جنگ جو. داريوش با همين سپاه رفت و در ايسوس (در سوريه امروزي) منتظر اسکندر شد از آن طرف در يونان آتنيها شورش کرده بودند و اسکندر مي خواست به کشورش برگردد. سپاه او خيلي اتفاقي با ايراني ها رو به رو شد. محل جنگ يک دشت 2500 متري بود که براي لشکر بزرگ داريوش، زيادي کوچک بود. اسکندر هم دوباره با حمله مستقيم به قلب سپاه داريوش يک قمار ديگر کرد. سردارهاي داريوش شجاعانه جنگيدند و حتي اسکندر را هم زخمي کردند، اما بالاخره اسب هاي سفيد ارابه داريوش که بيشتر زيبايي داشتند تا توان رزمي، از بوي خون رم کردند و داريوش از ارابه افتاد. داريوش بلافاصله فرار کرد و با فرار داريوش روحيه سپاه از دست رفت. اردوي ارتش غارت شد و مادر، همسر و دختر داريوش اسير شدند. داريوش به اسکندر پيشنهاد صلح داد و خواست که تمام سرزمين هاي غرب دجله را به او واگذار کند و دخترش استاتيرا را هم همسرش کند. طبيعي است که اسکندر جز مورد ازدواج با دختر «پادشاه بزرگ»، باقي شرايط را قبول نکرد.
بعد از جنگ ايسوس اسکندر به لبنان حمله کرد. شهر صيدا حضور او را پذيرفت اما مردم صور 7 ماه جلو سپاهيانش مقاومت کردند. بعد از فتح صور، اسکندر همه مردم اين شهر را قتل عام کرد. غزه هم 2 ماه اسکندر را معطل کرد اما مصري ها که از تسلط ايرانيان بر خودشان دل خوشي نداشتند، بدون مقاومت تسليم شدند. حتي کاهن ها هم پاچه خواري را تمام کردند. او را به معبد آمون بردند و به او گفتند که پسرخداست.
 

3- جنگ گواگمله (331ق.م)
 

اسکندر با خيال راحت از مصر به سمت ايران حرکت کرد، از سوريه گذشت و وارد بين النهرين شد. از دجله هم رد شد و به دشت گواگمله (جايي نزديک شهر موصل امروزي) رسيد. داريوش يک بار ديگر در برابر او صف آرايي کرد. تعداد دو سپاه مثل دو دفعه قبلي کاملا نابرابر بود: 480 هزار ايراني در برابر 47 هزار يوناني. اين بار دشت گواگمله هم براي ارتش تيرانداز و ماهر داريوش جاي خوبي براي مانور داشت. اما باز هم داريوش ضعف فرماندهي اش را نشان داد. او تمام ارتش را در يک خط صاف سازماندهي کرد؛ برعکس اسکندر و سردارانش که با آرايش مثلث اسپارتي، ارتش شان را به سه قسمت تقسيم کردند و نوک مثلث که خود اسکند هم در آن بود، باز با حمله مستقيم به قلب سپاه، جايي که داريوش در آنجا بود باعث وحشت او شدند. داريوش دوباره فرار کرد و فرار او باعث به هم ريختن سپاه ايران شد. اسکندر تا چند فرسخ داريوش را تعقيب کرد؛ بعد هم بدون دردسر به شهر باستاني بابل رفت و آن شهر را بدون هيچ زحمتي تصرف کرد. بابل جايي بود که کورش بعد ازتصرف آن، بنيانگذاري «امپراتوري» را اعلام کرد.
 

4- جنگ دروازه پارس (330ق.م)
 

بعد ازبابل، اسکندر به شوش رفت و بدون هيچ مقاومتي خزانه را خالي کرد. بعد هم راه افتاد به سمت تخت جمشيد. سر راه با سپاه آريوبرزن رو به روشد. ديگر از داريوش و تاکتيک هاي غلطش خبري نبود. براي اولين بار، اين ايراني ها بودند که تعدادشان کمتر از يوناني ها بود. آريوبرزن با2هزار سرباز در برابر 17 هزار يوناني در جايي نزديک ياسوج، دو هفته مقاومت کرد. اسکندر با او همان کاري را کرد که ايراني ها در ترموپيل کرده بودند. سپاهش را فرستاد تا کوه را دور بزنند و از پشت به آريوبرزن حمله کنند. آريوبرزن هرچند شکست خورد، اما براي اولين بار اسکندر بيشتر از ايراني ها تلفات داد (4 هزار نفر در برابر600 نفر).
داريوش فرار کرد و در جايي نزديک دامغان مرد. اسکندر بعدها دستور داد تا داريوش را در تخت جمشيد دفن کنند؛ همان جايي که خودش بعد از فتح، آن را به آتش کشيده بود.
 

5- جنگ صخره سغدي (327 ق.م)
 

اين آخرين مقاومت ايراني ها بود. اسکندر «پادشاه بزرگ» را شکست داده بود اما هنوز کساني بودند که در برابر او ايستادگي کنند. در جايي در شمال افغانستان امروزي، بازمانده سپاه هخامنشي به فرماندهي سرداراني که حتي اسمشان هم درتاريخ ثبت نشده جنگيدند وتا آخرين نفرشان کشته شدند. جنگ با دل دادن اسکندر به دختر فرمانرواي سغد، يعني رکسانا تمام شد. بعد اسکندر به هند حمله کرد تا باقي دنيا را تصاحب کند. او که ژنرال جنگي اش، پارمنيون را کشته بود ديگر هرگز در هيچ جنگي پيروز نشد؛ تازه تمام شهرها و ايالت هاي سابق ايران هم سر ازتابعيت او برداشتند. اسکندر براي آرام کردن مغلوبانش از هند برگشت. آنقدر در اين شهر و آن شهر مخالفانش را کشت، تا آخر سر در32سالگي در بابل مرد.
 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 18:27 ::  نويسنده : افسانه
مطالبی درباره تخت جمشید
 
نام تخت جمشید: تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی آمده است.
 
آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت،به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش کبیر آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت.
 
بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران،هنرمندان،استادکار ان،کارگران،زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند.

 

چگونگی سازه
وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع‌ است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند و از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:

* کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
* سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
* خزانه‌ٔ شاهی‌
* دژ و باروی‌ حفاظتی‌
...

پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا
ورود سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر)‌ دارند.
 
بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید، «[دروازه‌ بزرگ‌]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]»، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است.
 
این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»[2]

دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

پلکان‌های کاخ آپادانا
کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند.
 
پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبهٔ نظامی [ماد|مادی] و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده‌است.
 
در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.

کاخ آپادانا
کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است

این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد

کاخ تچر
تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می‌باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است

کاخ هدیش
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده‌است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد.
 
احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی‌ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است.
 
اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشته‌است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند.
 
هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون خشایار شاه نام زن دوم او هدیش بوده‌است نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمتهای زیادی از کف از خود کوه میباشد

کاخ ملکه
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده‌است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی
این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده‌است با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا می‌شود.

کاخ صدستون
وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده‌است.

کاخ‌ شورا
به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می‌پرداخته‌است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه‌ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می‌شده‌است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می‌گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

سرانجام تخت جمشید
مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال‌ (۳۳۰ پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد.
 
از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ایوان‌ ۱۲ ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن‌ ۱۸ متر است‌.
 
این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.

جایگاه کنونی این سازه
در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین، همانگونه که ارد بزرگ میگوید:سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .

شهر تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشن‌های پادشاهی خویش را در این سازهٔ کهن انجام می‌داد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بی‌مهری قرار دادند.
 
ولی امروزه می‌توان تخت جمشید را نام‌آورترین و دوست‌داشتنی‌ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست
iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 18:25 ::  نويسنده : افسانه


یونانی‌ها اصرار دارند اسکندر آدم کم حاشیه‌ای بوده اما این قسمت از دم خروس را هیچ کاری نمی‌شود کرد که در ماجرای آتش زدن تخت جمشید پای یک زن معروف آتنی به اسم... 

مخترع ریش تراش
قیافه اش: اگر از چاپلوسی کسانی که قیافه‌اش را می‌کشیدند یا تاریخش را می‌نوشتند بگذریم، چیزی که مسلم است این که مویش بور بود و چشم‌هایش زاغ. همیشه هم ریش‌اش را می‌تراشید؛ می‌ترسید موقع جنگ حریف ریش‌اش را بگیرد. شاید همین کار ناچیز، بزرگ‌ترین تأثیر او در تاریخ باشد.


پدرش:
فیلیپ اول، اولین کسی بود که توانست یک دولت مرکزی مقتدر در یونان تشکیل بدهد. او یک جور آریستوکراسی را در حکومتش به راه انداخت که طبق آن 800 نفر از فئودال‌ها، هنرمندها و دانشمندها «یاران شاه» به حساب می‌آمدند. اسکندر بعدها 600 نفر از این 800 یار شاه را کشت.


مادرش:
المپیاس، زن چهارم فیلیپ بود اما خیلی زود توانست ملکه شود. ظاهرا ً المپیاس قدرت‌هایی درباره مارها داشته که به او جنبه اسطوره ای داده. قبر المپیاس که می‌گفت نواده آشیل افسانه‌ای است، الأن در معبد دلفی یونان است. در «اسکندر» اولیور استون، آنجلینا جولی نقش او را بازی کرده.


معلمش
: ارسطو، فیلسوف معروف، کار تربیت اسکندر را به عهده داشته و ظاهرا ً در ایجاد فکر جنگ در سر او مؤثر بوده. برتراند راسل می‌گوید: «ارسطو نشان داد که بهترین نتیجه فلسفه می‌تواند چیزی شبیه اسکندر از آب دربیاید و از همین جا می‌فهمیم که فلسفه چه چیز بیهوده ای است».


اسبش:
اسب سیاه اسکندر «بوسیفالوس» نام داشت که یعنی صاحب کله گاو. این اسب موجودی بسیار عظیم الجثه بود که فقط اسکندر توانست آن را رام کند. بوسیفالوس در جنگ با اهالی هند کشته شد و هنوز هم شهری در پاکستان به نام او هست. فرانتس کافکا کابوس بوسیفالوس را داشت.


ژنرالش:
یک ژنرال اسپارتی به اسم پارمنیون، استراتژیت جنگی اسکندر بود. به او می‌گفتند «شیر مقدونیه» و «مرگ ملت‌ها». پارمنیون به دستور خود اسکندر کشته شد چون مخالف وحشی گری‌های او بود. دیوید گمل داستان زندگی او را نوشته.


زنش:
اسکندر هم با استاتیرا دختر داریوش سوم ازدواج کرد هم با پاروستاتیس، دختر اردشیر سوم (پادشاه قبل از داریوش سوم) اما تازه در سغد (شمال افغانستان امروزی) فهمید عاشق دختری به اسم رکسانا است. رکسانا که لاتین «روشنک» است، از اسامی ‌پرطرفدار در اروپای شرقی است.


موارد منکراتی‌اش:
یونانی‌ها اصرار دارند اسکندر آدم کم حاشیه‌ای بوده اما این قسمت از دم خروس را هیچ کاری نمی‌شود کرد که در ماجرای آتش زدن تخت جمشید پای یک زن معروف آتنی به اسم تائیس هم وسط است که دنبال انتقام گیری و اینها بوده!


مرگش:
اسکندر در بابل و از مالاریا مرد. همزمان با مرگش، اعضای آکادمی ‌در آتن اسطوره را هم بیرون کردند و او هم از غصه دق کرد. جسد اسکندر را مومیایی کردند و به مصر بردند. محل قبر او هیچ وقت مشخص نشد

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 18:16 ::  نويسنده : افسانه


آیزاک نیوتن
مردی که در قدرت نبوغ از مقام انسانی تجاوز کرد
در کریسمس1642یعنی سالی که گالیله درفلورانس درگوشه ی انزوااز دنیا رفت یک نوزاد پسر در روستایی نزدیک لیکن شایر در خانواده ای کشاورز از طبقه ی متوسط به دنیا آمد مادرش هانا نیوتن شوهرش را مدت کوتاهی قبل از تولد فرزندش از دست داده بود شوهرش که او نیز اسحاق نام داشت مردی بود با رفتار غیر عادی و عصبی مزاج و زود رنج و هانا زنی مقتصد خانه دار صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت بود . ایزاک دوره ی کودکی شادی نداشت مادرش در سال های بعد از نو ازدواج کرد و آیزاک را تحت سرپرستی مادر بزرگش قرار داد در آن دهکده هیچ مدرسه ای وجود نداشت و او تا سن دوازده سالگی به مدرسه نرفت آیزاک کودک قوی بنیه ای نبود بنابراین از بازی های پر هیاهو و زد و خورد با همسالان کناره می گرفت و به جای این که از تفریحات آ نان پیروی کند شخصاً برای خویش تفریحاتی اختراع می کرد که نبوغ وی در ضمن آن ها خود نمایی می کرد. طبق نصایح دایی وی او را به مدرسه گرانتهام فرستادند او رادر کلاس ما قبل آخر جای دادند او همواره مورد طعنه و طنز شاگردانی واقع می شد که از وی قوی تر بودند روزی از روز ها یکی از ایشان با بی رحمی بسیار کتک مفصلی به او زد در نتیجه ی تشویق یکی از معلمان شاگرد مزبور را به مبارزه طلبید و در این مبارزه نیوتن پیروز شد تا آن زمان او توجه زیادی به درس از خود نشان نداده بود اما بر اثر این واقعه تصمیم گرفت به آنان ثابت کند که مغز وی قوی تر از ایشان است با جدیت بکار پرداخت و در اندک مدتی بهترین شاگرد کلاس شد . آیزاک علاقه ی زیادی به کارهای دستی داشت و اغلب آنها را به تنهایی می ساخت از کارهای جالب او آسیاب بادی ساعت آبی و ساعت آفتابی بود که این اختراع در موزه ی انجمن سلطنتی لندن نگهداری می شود او به هنر نقاشی و جمع آوری گیاهان نیز علاقه مند بود طرح هایی که می کشید زیبا و جالب بوده است ساعت آبی او سالهای سال وقت را به دقت بهترین ساعتهای معمولی نشان میداد یکی از کارهای دستی او بادبادکی بود که می توانست شمع روشنی را با خود به هوا ببرد جعبه ای از شعله شمع محافظت می کرد آیزاک بادبادکش را شب ها بر فراز شهر گرنتهام به هوا می فرستاد مردم هنگامی که این نور لرزان و عجیب را در هوا می دیدند می تر سیدند و این همان چیزی بود که منظور آیزاک بود . پیشرفت درسی او در مدرسه باعث شد که مدیران مدرسه و دایی او به این نتیجه برسند که او قادر است برنامه دانشگاه کمبریج را درک کند تصمیم قاطع روزی گرفته شد که دایی آیزاک او را غافلگیر کرده بود او در کنار پرچین مزرعه و در خفا سخت مشغول مطالعه بود در حالی که همه فکر می کردند برای کمک با کارگران مزرعه به قصد خرید به مغازه رفته است .
آیزاک در هیجده سالگی امتحان ورودی دانشگاه کمبریج را با موفقیت پشت سر گذاشت و در سال 1660 وارد کالج ترینیتی شد معلم ریاضی اودر دانشگاه اسحاق بارو نام داشت که در عین حال ریاضی دان وعالم علوم الهی بود به استعداد فوق العاده نیوتن در ریاضی پی برده بود او را تشویق کرد تا تحصیلاتش را در ریاضی تکمیل کند .
او مدت چهار سال به تحصیل ریاضی پرداخت و در سال 1665 با درجه لیسانس فارغ التحصیل شد.
زمانی که در صدد ورود به دوره ی کارشناسی ارشد بود دانشگاه کمبریج بر اثر همه گیری طاعون در لندن و حومه تعطیل شد.
نیوتن به روستای خویش بازگشت.در طول دو سال او در خانه اش به مطالعات خود در زمینه ی حساب نور شناسی وگرانش ادامه داد.در همین زمان بود که هوش و استعداد این نابغه ی بزرگ اشکار شد. او تمام جزوه ها و کتابهایش را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده کند . در این هنگام او 22 یا 23 سال بیشتر نداشت. در این دو سالی که در روستا بود حساب دیفرانسیل و انتگرال و قانون جاذبه ی عمومی و تئوری نور را بنیان گذاشت.نسخه ی خطی که تاریخ آن 20 مِی1665 میباشد نشان میدهد که نیوتن در 23 سالگی بقدر کافی اصول حساب عناصر بی نهایت کوچک را پیش برده بود که بتواند انحنای هر منحنی متصل را در یک نقطه حساب کند و مماس بر منحنی را در این نقطه رسم کند .در سال 1667 مجددا به دانشگاه کمبریج بازگشت و در سال 1669 به عنوان استاد ریاضیات جانشین اسحاق بارو شد و به عنوان پرفسور مشغول تعلیم و اموزش شد . سر انجام برخی از ایده هایش را برای اولین بار اشکار کرد و بر روی کاغذ اورد .
اسحاق نیوتوننظریه ی گرانش او بر اساس خاطره ای که خود او نقل کرده اینطور شکل گرفته که یک روز کنار پنجره ی اتاق خانه اش به تما شای باغ نشسته بود افتادن سیبی از درخت نظرش را به خود جلب می کند سال ها بعد در 15 آوریل 1726 او به دوست نویسنده اش ویلیام اِستکلی گفت : واقعه ی مذکور این سوال را به ذهنم آورد چرا سیب همیشه مستقیماً به پایین می افتد چرا به جای حرکت به سمت مرکز زمین به طرفین یا بالا نمی رود غالب مورخین علوم این نکته را پذیرفته اند که نیوتن در سال 1666 دست به یک سلسله محاسبات تقریبی زد تا ببیند آیا قانون جاذبه ی عمومی او می تواند قوانین کپلر را توضیح دهد یا خیر ؟ انتشار قانون جاذبه ی عمومی 20 سال طول کشید علت تاخیر نیوتن آن بوده است که وی نمی توانست مسئله ی مربوط به حساب انتگرال و دیفرانسیل را حل کند و این مسئله در قانون جاذبه ی عمومی به صورتی که مورد توجه او قرار گرفته بود نقش اساسی به عهده داشت.
قانون گرانش در نهایت به این صورت توسط نیوتن تعریف شد:
هر ذره ی ماده همه ی ذرات دیگر ماده را با نیرویی جذب می کند که تابع سه عامل زیر است:
1- جرم جسم ( M ) 2- جرم جسم دوم ( m) 3- فاصله ی میان دو جسم ( r )
بیان صوری این قانون چنین است هر ذره ی ماده در جهان هر ذره ی دیگر را با نیرویی جذب می کند که متناسب به حاصل ضرب جرم های آنهاست وبا مجذور فاصله میان آنها نسبت عکس دارد .
Mm
F=G
r2
این قانون مهم جهانی در حل مسایل گوناگون کمک فراوانی کرد مانند:
1-سقوط ازاد اجسام:هر جسم که به گونه ای نگه داشته نشده باشد به سمت مرکز زمین سقوط خواهد کرد.
2-جذر و مد اقیانوس ها و جذر و مد جوی.
3-حرکت ستاره های دنباله دار.
4-حرکت سیارات:اگر نیروی گرانش میان زمین و خورشید نباشد زمین مماس بر مسیر خود پرتاب خواهد شد.





در اواخر دهه ی 1660 نیوتن درباره ی شکست نور تحقیق میکرد. او در یافت که اگر نور سفید از یک منشور عبور کند به طیفی از رنگها تجزیه میشود هم چنین به وسیله ی قرار دادن منشور مشابه ی دیگری در مسیر نور تجزیه شده به صورت وارونه می توان رنگ های طیف را باز ترکیب کرد و نور سفید بدست آورد. او علت تشکیل طیف را چنین توجیه کرد:نور جریانی از ذرات کوچک است که به خط مستقیم در فضا حرکت میکنند و هنگام عبور از یک ماده ی شفاف مانند منشور این ذرات بسته به نوع لرزش خود با زاویه های گوناگون شکست می یابند در نتیجه ذرات تشکیل دهنده ی نور سفید از هم جدا شده به شکل طیف هفت رنگ ظاهر می شوند.
این ویژگی در تلسکوپ های شکستی پدیده ای را موجب می شود که به آن پراکندگی نور می گویند لبه های عدسی های این تلسکوپ ها مانند منشور عمل کرده و نور سفید را پس از عبور از خود به صورت طیف در می آورند و در تصاویر تلسکوپ ها شیشه های رنگی های ایجاد می کند برای حل این مشکل نیوتن در سال 1668 تلسکوپ باز تابی را که توسط جیمز گریگوری طراحی شده بود کامل کرد همراه با تحلیل دقیق قوانین باز تابش و تجزیه ی نور به انجمن سلطنتی ارائه نمود نظریه ی نیوتن با مخالفت رابرت هوک و هو یگنس که صاحب تئوری موجی نور بودند روبرو شد هوک گزارشی علیه نیوتن تهیه کرد و ضمن آن تبلیغ بسیاری به نفع نظریه ی موجی نور کرد نیوتن در ابتدا خونسرد و ارام بود ولی بعد رفتارش را تغییر داد و از عصبانیت تصمیم گرفت از آن پس با هیچ کس در باره ی اکتشافات خود سخن نگوید نیوتن بر پایه ی نظریات خود کتابی با عنوان اپتیکس نوشت ولی از بیم مخالفت هوک آن را منتشر نکرد تا زمانی که خود رییس انجمن سلطنتی شده بود و رابرت هوک در گذشته بود در سال 1679 که 37 سال داشت بزرگترین اکتشافات خود را انجام داده بود اما آن ها را با نهایت دقت در مغز خود یا کشوی میز محفوظ نگه می داشت پس از آن ادموند هالی توانست با تدبیر بسیار او را وادار کند که اکتشافات خود را در زمینه ی نجوم و علم حرکات برای انتشار تدوین کند ونیوتن به این کار رضایت داد با توجه و تشویق هالی نیوتن کتاب اصول ریاضی فلسفه طبیعت را تکمیل کرد ( principia ) در دورانی که نیوتن به تحریر و تدوین شاهکار خود مشغول بود هرگز به سلامتی خویش توجهی نکرد فراموش کرد که خوردن وخوابیدن از لوازم زندگی است غالباً به غذایی ساده اکتفا میکرد یا اصلاً چیزی نمی خورد وبا عجله از خوابی که چند لحظه بیش ادامه نداشت بر می خاست وبا لباسی مختصر ساعت ها در کنار بستر می نشست وبه تفکر و محاسبه می پر داخت تا بتواند از پیچ وخم های مشکلات ریاضی خویش عبور کند. این کتاب در سال 1686 آماده شد و برای اظهار نظر به جامعه پادشاهی تقدیم گردید و پس از آن با سرمایه های هالی منتشر شد .
نیوتن در این کتاب قوانین کپلر را هم با توجه به قانون گرانش عمومی توضیح داد.
در بخش دیگری از این کتاب نیوتن چگونگی حرکت اجسام را در قالب سه قانون توصیف کرده این قوانین آنقدر همه فهم وآشکارند که امروز کسی گمان نمی برد نیازی به کشف شدن داشته باشد با این حال نیوتن اولین کسی بود که با نبوغ خود به وجود آن پی برد و چیستان حرکت جسم را حل کرد .
قانون اول نیوتن ( قانون لختی ) : هر جسم که در حال سکون یا حرکت یکنواخت در راستای خط مستقیم باشد به همان حالت می ماند مگر آنکه در اثر نیرو های بیرونی ناچار به تغییر حالت شود .
قانون دوم نیوتن ( رابطه ی نیرو و شتاب ) : کل نیروی وارد بر یک جسم برابر است با حا صل ضرب جرم آن جسم در شتاب آن .
قانون سوم نیوتن ( کنش و واکنش ) : برای هر عمل ، عکس العملی است مساوی با آن و در خلاف جهت آن.
مجموعه قوانین سه گانه حرکت و قانون گرانش عمومی اساس و شالوده ی فن آوری مدرن هستند و با وجود پیدایش فرضیه های تازه تر از ارزش و اعتبار آن ها کاسته نشده است .اسحاق نیوتون
نیوتن درباره ی فضا وزمان در این کتاب چنین نوشته است :
زمان یک مقیاس جهانی است که مستقل از همه اجسام وپدیده های فیزیکی وجود دارد زمان به دلیل ماهیت فیزیکی خود جریان دارد.
فضا در ذات خود مطلق بدون احتیاج به یک چیز خارجی همه جا یکسان و ساکن است.
از نظر نیوتن مکان بخشی از فضاست که یک حجم تصاحب می کند.
همین شکل نگاه کردن در قوانین نیوتن راه گشای بسیاری از ابهامات مکانیک نیوتنی بود.زمان مطلق وفضای مطلق و حرکت مطلق مواردی بودند که مکانیک نیوتنی بر اساس انها شکل گرفته بود.
در نهایت معتقد است با اطلاعاتی که در اختیار داریم نمی توان چنین نتیجه گرفت که تنها دلایل مکانیکی باعث پیدایش جهان ما شده است. او می پرسد دلایل مکانیکی چگونه می توانند توجیه کننده ی پیدایش و حرکت این مقدار عظیم از سیارات و ستارگان گوناگون و منظم باشند؟نتیجه ای که می گیرد دلالت بر وابستگی تمامی جهان به مرکزیتی مطلق است که هدایت و موجودیت همه چیز از ان جا ناشی می شود .او از روی ضرورتی که یک سیستم منظم می بایست ناظمی داشته باشد به وجود خداوند باور دارد و او را جاودانه و حاضر می داند. خداوندی که همه چیز در اختیار اوست.او می نویسد:" خدا قلمرو خداوند است " به این مفهوم است که تمامی ان چیزی که از اراده او جاری گشته تحت حاکمیت او قرار دارد. این خدای ابدی کامل بی نهایت و مطلق است.در باور نیوتن مخلوقات تمامی خصوصیات خداوند را در حد توان و ظرفیتشان دارا هستند.
توان خداوند تا ابدیت گسترده شده و موجودیتش بی نهایت است.
این نمای کلی از چهار چوب فلسفه ای بود که نیوتن به کمک ان دریافت های ریاضی و فیزیکی خود را مورد بررسی قرار می دهد و به نتایجی می رسد که امروز بنام قوانین نیوتنی می شناسیم.

***

بی خوابی مفرط احتراز از غذا خوردن و خستگی زیاد در پاییز 1692 در نزدیکی 50 سالگی باعث شد به سختی بیمار و بستری شود.خبر کسالت شدید نیوتن در قاره ی اروپا انتشار یافت و طبعا" با اغراق توا"م شد لیکن بعد که خبر بهبود او را دادند دوستانش بسیار خوش حال شدند. در سال 1693 پس از بهبودی نیوتن دریافت که حساب انتگرال و دیفرانسیل را در قاره ی اروپا همه می دانند و عموما" ابداع ان را به لایپ نیتس نسبت می دهند. در سال 1712
مسئله ی تعیین اینکه حساب دیفرانسیل و انتگرال ابداع کیست به مسئله ای حاد تبدیل شد.
لایپنیتس و برنوئیلی در سال 1696 با طرح مسئله ی ریاضی ریاضی دانان اروپایی را به مبارزه طلبیدند.
بار اول نیوتن در سال 1696 توسط یکی از دوستانش از وجود مسئله ریاضی مطلع شد. شب مسئله را حل کرد و فردا به جامعه ی پادشاهی عرضه داشت.
وقتی لایپنیتس و برنوئیلی راه حل را دیدند برنوئیلی فریاد کشید اه من شیر را بخوبی از رد پایش می شناسم..
نیوتن بار دیگر در سال 1716 در هفتاد و چهار سالگی دلیل دیگری بر نیروی فکری خود اقامه کرد. این بار لایپنیتس مسئته ای مطرح کرد و ریاضی دانان را به مبارزه طلبید و در واقع نیوتن را مد نظر داشت زیرا مسئله به نظرش مشکل بود. این بار نیز نیوتن مسئله را حل کرد در حالی که لایپنیتس گمان می کرد که دیگر شیر را در دام انداخته است.
اسحاق نیوتون
در کنار فعالیت های علمی معمول نیوتن از مسئولیت های سیاسی نیز روی گردان نبود .او در سالهای 1689 و1701و1702 به نمایندگی مجلس برگزیده شد .اگر چه تنها جمله ای که در طول این سه سال در صحن مجلس به زبان اورد تقاضای بستن پنجره ها بود !
در سال 1696 با فرمان چارلز مونتاگو رئیس خزانه داری انگلستان نیوتن منصب ناظر ضرابخانه ی سلتنطی را عهده دار شد و سه سال بعد به مدیریت ان سازمان گمارده شد. اگر چه نیوتن این مشاغل را برای سرگرمی می پذیرفت ولی گفته اند در این مقام او وظیفه ی خود را با شایستگی تمام انجام می داد.از سال 1703 تا اخر عمر رئیس انجمن سلتنطی بریتانیا و یکی از اعضای فرهنگستان علوم فرانسه بود.او در سال 1705 از سوی ملکه ان به مقام شوالیه مفتخر گردید.
اخرین روزهای زندگی وی تاثر انگیز و از جنبه ی انسانی قوی و عمیق بوده است. اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند اما بردباری بسیاری که در مقابل درد در دو سه سال اخر زندگی خویش نشان داد تحسین بر انگیز است. دردهای ناشی از سنگ مثانه هرگز قیافه ی ارام او را کدر نساخت و همواره نسبت به کسانی که از او پرستاری می کردند کلمات محبت امیز بر زبان داشت. در اخرین روزهای زندگی سرفهای مدام او را ضعیف کرده بود .عاقبت بعد از چند روز ی که از درد جانگداز اسوده بود در نهایت ارامش مابین ساعت یک و دو نیمه شب بیستم مارس 1727 زندگانی را بدرود گفت او این هنگام 85 سال داشت و نخستین دانشمندی بود که پیکرش در کلیسای وست مینیستر به خاک سپرده شد.
برای قدر دانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیدند.
لاپلاس بزرگترین ارائه دهنده ی اکتشافات او در باره اش چنین میگوید:کتاب اصول بنای معظمی است که تا ابد عمق دانش نابغه ی بزرگی را که کاشف مهمترین قوانین طبیعت بوده است به جهانیان عرضه خواهد داشت.
لاگرانژدر باره ی او چنین می گوید:نیوتن خوشبخت بود که توانست دستگاه جهان را توصیف کند .افسوس که در عالم بیش از یک اسمان وجود ندارد.
منشی او در انجمن سلطنتی می گوید:هرگز او را ندیدم که تفریح کند و یا سرگرمی برای خود تهیه کند معتقد بود که هر لحظه از عمر که جز به تحصیل و مطالعه بگذرد هدر رفته و تباه شده است.
نیوتن چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی گذشته اش درباره ی خود می گوید:من نمیدانم به چشم مردم دنیا چگونه می ایم اما در چشم خودم به کودکی می مانم که در کنار دریا بازی می کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر معطوف میکند در حالی که اقیانوس بزرگ حقیقت هم چنان نامکشوف مانده و در جلوی او گسترده است.
 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 16:30 ::  نويسنده : افسانه
 
 
 

بیوگرافی ادموند هالي

 

روز هشتم نوامبر سال 1656 در لندن متولد شده در مدرسه سنت پال به تحصيل مي پردازد.

1673

به دانشكده كوئين، دانشگاه آكسفورد، مي رود ولي قبل از كسب مدرك آنجا را ترك مي گويد.

1676

در نوامبر، او با كشتي به جزيره سنت هلنا در اقيانوس اطلس جنوبي مي رود و در آنجا ستاره هاي نيمكره جنوبي را رسم مي كند و بعد از بازگشت نمودار و فهرست آنها را منتشر مي كند.

1678

در 28 نوامبر، پس از بازگشت از «سنت هلنا»، به عضويت انجمن سلطنتي انتخاب مي شود.

1680

در حين مسافرت به پاريس، يك ستاره دنباله دار را مشاهده مي كند.

1682

رصدخانه كوچك خودش را در آبلينگتون واقع در شمال لندن برپا مي كند.

1683

نتيجه مطالعات خود درباره نوسانات مغناطيسي را منتشر مي كند. او تفاوتهاي بين شمال جغرافيايي و شمال مغناطيسي اطراف كره زمين را مورد بررسي قرار داده است، با اين اميد كه اطلاعات حاصله بتواند براي يافتن طول جغرافيايي، مورد استفاده دريانوردان قرار گيرد.

1685

معاون دبير كل انجمن سلطنتي مي شود.

1686

مطالعاتي را روي بادهاي 30 درجه عرض شمالي و جنوبي خط استوا و بادهاي موسمي منتشر مي كند.

1687

اسحاق نيوتن را متقاعد و راضي مي سازد تا يافته هايش را تحت عنوان اصول رياضي فلسفه طبيعي چاپ كند. اين كتاب دربرگيرنده جزئياتي در مورد نحوه محاسبه مدار چرخشي ستاره دنباله دار سال 1680 است. هالي از روش نيوتن براي محاسبه مدار ستاره هاي دنباله دار سالهاي 1607 و 1682 استفاده مي كند تا اينكه بالاخره موفق مي شود مدارهاي چرخشي 24 ستاره دنباله دار را محاسبه كند.

1693

جدولهاي ميزان مرگ و مير را با ارايه اصولي براي محاسبه بيمه هاي عمر و مستمري ساليانه به زير چاپ مي برد.

1696

در مقام ناظر مالي «چستر مينت» دو سال كار مي كند.

1698

در 19 اوت، هالي فرماندهي كشتي «پارامور» متعلق به نيروي دريايي سلطنتي را به عهده مي گيرد، در طول دو سال سفر دريايي، او نوسانات مغناطيسي را اندازه مي گيرد و نمودارهاي اقيانوسي را با دقت تمام رسم مي كند.

1701

نمودارهاي نوسانات مغناطيسي درياها را منتشر مي كند.

3 ـ 1702

ماموريتهاي ديپلماتيك در سطح اروپا به انجام مي رساند.

1704

در هشتم ژانويه، به عنوان استاد هندسه در دانشگاه آكسفورد منصوب مي شود، و تا پايان زندگيش در همين پست مي ماند.

1705

هالي يافته هايش در مورد ستاره هاي دنباله دار را منتشر مي كند و بازگشت يك ستاره دنباله دار را در سال 1758 پيش بيني مي كند.

1713

در روز 3 نوامبر، دبير كل انجمن سلطنتي مي شود.

1720

در روز 9 فوريه، به عنوان ستاره شناس سلطنتي منصوب مي شود و در رصدخانه سلطنتي واقع در گرينويچ تا پايان عمر ساكن مي شود. از اينجا، او مشاهدات دقيق و منظمي از حركات ماه در يك چرخه 18 ساله انجام مي دهد.

1742

در 14 ژانويه، هالي درگرينويچ زندگي را بدرود گفت

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 16:28 ::  نويسنده : افسانه

کانادا از سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) و طرح هایی که موجب افزایش ثبات اقتصاد، کاهش هزینه ها و مالیات ها، افزایش نیروهای کاری نوآور در بخش های مختلف و زیربناهای حمل نقل می شود استقبال می کند زیرا بسیاری از کسب و کارها نیاز به افزایش نوآوری، رشد و موفقیت در اقتصاد جهانی دارند. جای شگفتی نیست که رهبران جهانی مانند مایکروسافت، الکترونیک آرتز، هندا، سامسونگ و فیزر (Pfizer) توانسته اند موفقیت های بسیاری در کانادا به دست آورند.


فضای باز اقتصادی برای آغاز کسب و کار: کانادا از سرمایه گذاری بر کسب و کارهای جهانی که سبب رشد اقتصاد، شغل ها، نوآوری و افزایش رقابت می شود حمایت می کند.
•    در سال 2009، تجارت کانادا در بخش های کالا و خدمات حدود 59% از کل تولید ناخالص داخلی کانادا را تشکیل داده است که سبب شده است این کشور به عنوان یکی از کشورهای مطرح با اقتصاد آزاد در جهان معرفی شود.


•    در سال 2009، سهام FDI کانادا معادل با 36% تولید ناخالص داخلی شده است. بین سال های 2003 و 2009، کانادا یکی از بزرگترین دریافت کننده های جریان FDI بوده و جلوتر از کشورهایی مانند آلمان، ایتالیا و ژاپن قرار داشته است.


•    سهم کانادا از جریان های داخلی FDI در مقیاس جهانی بین سال های 2003 و 2009، 3.1% می باشد که بالاتر از سهم 2.3% آن در تولید ناخالص داخلی در مقیاس جهانی در سال 2009 است.
•     سازمان توسعه صادرات کانادا (EDC)، بودجه ای برای پروژه های جدید FDI در کانادا به همراه برنامه های صادراتی تدارک دیده است.


•    بانک جهانی می گوید که کانادا بهترین و راحت ترین مکان در بین کشورهای عضو گروه G-7 جهت آغاز یک کسب و کار می باشد.

فرصت هایی برای رشد: با وجود این که نشانه های رکود اقتصادی در کانادا به نسبت سریعتر از دیگر کشورها آشکار شد اما اقتصاد قدرتمند کانادا فرصت های مناسبی برای افرادی که به دنبال کار، نوآوری و موفقیت هستند ارائه کرده است.


•    صندوق بین المللی پول (IMF) بیان کرده است که کانادا در بین کشورهای عضو گروه G-7 دارای قدرتمندترین رشد اقتصادی می باشد.


•    واحد اطلاعات اقتصادی (EIU) می گوید که کانادا بهترین مکان برای انجام کسب و کار در بین کشورهای عضو گروه G-7 برای 5 سال آینده (2011-2015) می باشد.


•    موسسه توسعه مدیریت سوئیس (IMD) می گوید که کشور کانادا در بین کشورهای عضو گروه G-7، کمترین اثرات ناشی از بحران رکود اقتصادی را متحمل شده است و از نظر ثبات و پایداری در بین این کشور ها رتبه یک را دارا می باشد و در آینده بسیار نزدیک، موقعیت های رقابتی خود را افزایش می دهد.


•    کانادا پنج بار متوالی رشد اقتصادی برتر در سطح جهان را تجربه کرده است و توانسته است تمامی زیان های ناشی از رکود اقتصادی و کاهش تعداد شغل را که طی دوره رکود خ داده است جبران نماید و از این نظر نیز بهترین عملکرد را در بین اعضای گروه G-7 داشته است.
•    کانادا از اواسط 2009 به بعد، بیشترین رشد اشتغال را در بین کشورهای عضو گروه G-7 داشته است و علاوه بر جبران تمامی شغل هایی که طی دوره رکود از بین رفته اند، توانسته است شغل های دیگری نیز به وجود آورد.

قدرت مالی: کشور کانادا موقعی وارد رکود جهانی شد که بیشترین توازن مالی و کمترین بدهی را داشته است.


•    کانادا بهترین شرایط مالی را در بین کشورهای عضو گروه G-7 داشته است و برنامه هایی میان مدت برای برگشت به دورانی که بودجه ای متوازن وضع کرده بود اجرا نموده است.


•    موقعیت مالی قوی کانادا به این معنی است که می توانیم مالیات ها را در کمترین حد نگه داریم و ثبات بیشتری برای سرمایه گذاران به وجود آوریم.

ثبات مالی: قدرت کانادا به واسطه یکی از با ثبات ترین بخش های مالی جهان تامین می شود.
•    کانادا دارای یکی از بهترین سیستم های بانک داری جهانی می باشد.
•    با وجود این که به طور همزمان بسیاری از موسسات مالی در سرتاسر جهان دچار افت و ریزش شدند اما هیچ کدام از بانک های کانادا یا بیمه کننده ها ورشکسته نشده اند.
•    به نوشته ی مجله اقتصاد جهانی، شش بانک از بین 50 بانک اول ایمن جهان را بانک های کانادایی تشکیل می دهند.

هزینه ها و مالیات های پایین در بخش کسب و کار: کانادا محیطی کسب و کار پسند و رقابتی از نظر هزینه ها ایجاد کرده است.


•    کل میزان مالیات برای سرمایه گذاری جهت ایجاد کسب و کار جدید در کانادا، کمتر از دیگر کشورهای عضو گروه G-7 می باشد.
•    در اول ژانویه 2011، نرخ مالیات بر درآمد دولت فدرال کانادا، از 18% به 16.5% نزول پیدا کرده است.
•    در سال 2012، نرخ مالیات بر درآمد بر اساس حقوق مدنی ترکیبی بین فدرال و استان ها، بیشتر از 13% خواهد بود که بسیار کمتر از ایالات متحده می باشد. نرخ بهره ایالات متحده، 39.2% است.
•    KPMG می گوید که کانادا کمترین هزینه کسب و کار را در بین کشورهای عضو G-7 داراست و این هزینه 50% کمتر از ایالات متحده می باشد.

بهترین مکان برای تحقیق و نوآوری: کانادا محیطی بسیار مناسب برای تحقیق و نوآوری ایجاد کرده است که شامل تحقیقات جهانی مبتنی بر چارچوب توسعه، انگیزه های مالیاتی و استعداد علمی می باشد.
•    کانادا از جمله بهترین کشورهای دنیا از نظر انگیزه های مالیاتی در بخش تحقیق و توسعه (R&D) می باشد. برای مثال، در سال 2010 حدود 3.5 میلیارد دلار مساعدت مالیاتی کرده است. بنابراین شرکت های بزرگ در کانادا توانسته اند بیش از 26.9 % از هزینه های سرمایه گذاری در بخش تحقیق و توسعه را پس انداز کنند.
•    بر اساس مطالعات KPMG، کشور کانادا در بخش تحقیق و توسعه (R&D) در بین کشورهای عضو گروه G-7، کمترین هزینه را داشته است و این هزینه ها تا 12.9% کمتر از آمریکا می باشد.    
•    کانادا دارای بهترین دانشگاه ها با تراز جهانی و زیربناهای تحقیقاتی می باشد.
•    کشور کانادا در بین کشورهای G-7، بیشترین بودجه را برای بخش تحقیق و توسعه آموزش عالی تخصیص داده است.

نیروی کاری رقابتی: کانادا دارای نیروهای کاری متنوع با سطح آموزشی بالا است که برای اقتصاد امروز جهان که مبتنی بر دانش است، بسیار مناسب می باشد. موسسه های آموزش عالی ما در طیف های وسیعی از رشته ها، افرادی ماهر و متخصص پرورش داده است. همچنین آن ها افراد باهوش از سرتاسر جهان جذب کرده تا بتوانند به بیشترین اعتبار در دانشگاه های علمی کانادا که رنکینگ بسیار مناسبی دارند دست یابند.
•    کانادا سهم عظیمی از دانشگاه های برجسته جهان را در اختیار دارد.
•    بسیاری از دانشگاه های کانادا در رنکینگ دانشگاه های برتر جهان قرار گرفته اند.
•    به بیش از 200 زبان در کانادا صحبت می شود که در بین هر 5 نفر کانادایی، یک نفر به زبانی غیر از انگلیسی یا فرانسوی صحبت می کند.

مکانی عالی برای کار و زندگی: زندگی با کیفیت در کانادا سبب موفقیت فردی، خانوادگی و جهانی شده است.
•    به گفته موسسه توسعه مدیریت (IMD) سوئیس، کشور کانادا با کیفیت ترین زندگی را در بین کشورهای عضو گروه G-7 ارائه می کند.
•    کانادا در سال 2010 حائز رتبه 2 در بین کشورهای عوض گروه G-7 در شاخص توسعه انسانی ملل متحد شده است.
•    بر اساس گزارش موسسه توسعه مدیریت (IMD) کانادا رهبری گروه G-7 در اجرای عدالت جهت فراهم آوردن فرصت های برابر برای افراد را بر عهده دارد.
•    بر اساس گزارش واحد اطلاعات اقتصادی (EIU)، شهرهای ونکوور، تورنتو و کالگاری به ترتیب حائز رتبه های اول، چهارم و پنجم در بین 5 شهری که بیشترین توانمندی زیست پذیری را دارا هستند قرار دارند.

مسیر تجاری به دیگر کشورهای جهان: تعهد کانادا به تجارت آزاد، موقعیت جغرافیایی ممتاز، مشارکت در موافقت نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA) و فراهم آوری زیربناهای ارتباطی در سطح جهانی جهت دسترسی آسان، سریع و قابل اطمینان به آمریکای شمالی و بازارهای جهانی از دیگر مزایای این کشو جهت سرمایه گذاری می باشد.
•    کانادا دسترسی به بازارهای پرسود آمریکای شمالی با 448 میلیون مصرف کننده را تضمین کرده است که در سال 2009 حدود 16 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی (GDP) داشته است.
•    در هر روز از سال 2009، بیش از 1.4 میلیارد دلار کالا و خدمات از مرزهای کانادا – آمریکا تبادل شده است.
•    کانادا مزیت های تعرفه ای بسیاری مناسبی ارائه می کند و تا سال 2015، به عنوان اولین کشور عضو گروه G-20 خواهد بود که ناحیه با تعرفه آزاد برای تولیدکنندگان صنعتی فراهم می آورد.
•    17 شهر از 20 شهر بزرگ کانادا، تنها 90 دقیقه با مرز بین کانادا و آمریکا فاصله دارند.
•    کانادا دارای انواع بندرهای ساحلی مهم، هم در اقیانوس آتلانتیک و هم در سواحل اقیانوس آرام می باشد (هالیفاکس، ونکوور، پرنس روپرت) و در امتداد گریت لیک/ سَنت قرار دارد. راه آبی لاورنس (مونترال)، طولانی ترین مسیر آبی جزیره و یکی از مواردی می باشد که به منطقه حیاتی اقتصادی آمریکای شمالی دسترسی دارد.
•    کوتاه ترین مسیر کشتیرانی بین آمریکای شمالی و آسیا – اقیانوسیه را داراست. مسیر آسیا – اقیانوسیه دارای جدیدترین تکنولوژی شبکه حمل و نقل، جاده و ارتباطات ریلی است که کانادا را به مراکز مهم و حیاتی اقتصادی آمریکای شمالی متصل می کند.

 


 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 16:22 ::  نويسنده : افسانه

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

نشريه اقتصادي فورچون در تازه‌ترين گزارش خود فهرست تحسين شده‌ترين شركتهاي خودروسازي جهان را منتشر كرد.

به گزارش خبرنگار ايسنا، در فهرست منتشر شده از سوي فورچون شركت اپل به عنوان تحسين شده‌ترين شركت جهان معرفي شده اما در بين شركتهاي خودروساز فولكس‌واگن با كسب بيشترين امتياز رتبه نخست را به خود اختصاص داد.

بعد از فولكس‌واگن دو خودروساز آلماني ديگر يعني بي.ام.و و دايملر رده‌هاي دوم و سوم را به خود اختصاص دادند.

شركتهاي خودروسازي تويوتا، فورد، هيونداي، جنرال موتورز و هوندا نيز رده‌هاي چهارم تا هشتم تحسين شده‌ترين شركتهاي خودروسازي جهان را بدست آوردند. نيسان و رنو نيز نهم و دهم شدند.

پژو، گروه ايتاليايي EXOR، شانگهاي اتوموتيو و دانگ فنگ موتور نيز در رده‌هاي يازدهم تا چهاردهم قرار گرفتند.

فولكس‌واگن در حالي توانست در تازه‌ترين رده‌بندي فورچون عنوان تحسين شده‌ترين شركت خودروساز را بدست آورد كه در رده‌بندي قبلي اين عنوان به بي.ام.و رسيده بود.

نكته جالب اينجاست كه در رده‌بندي فورچون نامي از شركتهايي مانند مزدا، سوزوكي، ميتسوبيشي و كرايسلر مشاهده نمي‌شود.

فورچون اعلام كرده كه فهرست تحسين شده‌ترين شركتهاي جهان را از نتايج راي‌گيري از فعالان اقتصادي مطرح جهان بدست آورده است

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 16:21 ::  نويسنده : افسانه

بازار
قيمت برخي خودروهاي وارداتي
 


 

 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 16:19 ::  نويسنده : افسانه

کارشناسان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی مطرح کردند
انتقاد از تکالیف بودجه‌ای برای نظام بانکی
 

گروه بازار پول- کارشناسان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی در واکنش به گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس که حاکی از «تکالیف سنگین نظام بانکی در لایحه بودجه سال آینده» بود نسبت به پیامدهای این اقدام هشدار دادند.

 

مرکز پژوهش‌های مجلس، هفته گذشته در سر فصل‌های گزارش تحلیلی خود از «تداخل کارکردهای نظام پولی با نظام مالی در لایحه بودجه سال 91»، مجموع تعهدات و الزامات نظام بانکی در لایحه بودجه سال 91 را رقم تقریبی 174 هزار میلیارد تومان ذکر کرده بود.
بنا به پیش‌بینی این مرکز «احکام مندرج در ماده واحده لایحه بودجه برای مواردی که اعتبار مشخص وجود دارد، موجب افزایش مانده تسهیلات تکلیفی شبکه بانکی کشور خواهد شد؛ این گزارش نشان می‌داد که در سرفصل‌های متعددی چون اوراق مشارکت، تسهیلات تکلیفی نظام بانکی و استقراض از نظام بانکی، تعهداتی در لایحه بودجه سال 91 به عهده بانک‌ها گذاشته شده که «بیشتر آنها برای تزریق به شرکت‌های دولتی است».
در این میان، فعالان بخش خصوصی می‌گویند تعهدات بانکی لایحه بودجه 91، موجب افزایش هزینه شرکت‌های دولتی و حرکت نادرست منابع بانکی به سمت این شرکت‌ها خواهد شد؛ چرا که به اعتقاد آنها، در مسابقه جذب تسهیلات و منابع بانکی بین بخش خصوصی و دولتی، کفه رقابت به سمت دولتی‌ها سنگینی می‌کند.
برخورد با تسهیلات تکلیفی
یحیی آل‌اسحاق، ريیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران در این باره با اشاره به آنچه که وی «وضعیت نامناسب سرمایه بانک‌های دولتی» می‌خواند معتقد است که «باید با اختصاص تسهیلات به صورت دستوری و تکليفي برخورد کرد زيرا بانک‌ها از يک سو از توليدکنندگان و فعالان اقتصادي طلبکارند اما از سوي ديگر به دولت بدهکار هستند».
آل‌اسحاق می‌گوید: «سرمایه بانک‌ها به ویژه نوع دولتی آنها با اقتضائات آنها همخوانی ندارد، چرا که قدرت مانور واقعی بانک‌ها به منابع مالی آنها بستگی دارد و با منابع ثبت شده دفتری متفاوت است».
اين فعال اقتصادي خاطرنشان می‌کند: «بانک‌ها همان‌طور که به فکر دريافت مطالبات خود همراه با جرايم ديرکرد هستند بايد در انديشه پرداخت بدهي‌هاي خود نيز باشند؛ اتفاقی که با سپردن این میزان از تسهیلات تکلیفی به نظام بانکی می‌افتد، جذب منابع توسط بخش دولتی است. آن هم در شرایطی که بخش خصوصی به شدت نیاز به نقدینگی دارد».
مشکل تامین سرمایه بنگاه‌ها
پدرام سلطانی نایب ريیس اتاق ایران نیز با بیان چالش‌های موجود بر سر راه بنگاه‌ها برای تامین نقدینگی و سرمایه مورد نیاز می‌گوید: نظام تامین مالی در ایران، «بانک محور» است، زیرا کشورهایی که بازار سرمایه آنها پاسخگوی موثر تقاضای تامین مالی نباشد، فشار تامین مالی بیشتر روی بانک‌ها وارد خواهد شد. او می‌افزاید: «ایران بازار سرمایه‌ای با تعاریف قابل قبول آن در دنیا ندارد. حدود 20 درصد بازار سرمایه کشور در اختیار دولت و نهادهای وابسته است. 2/ 15 درصد در اختیار صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی، 9/4 درصد در اختیار بانک‌ها، 1/15 درصد در اختیار تعاونی‌های سهام عدالت و شرکت‌های تعاونی، 9/31 درصد در اختیار شرکت‌های سرمایه‌گذاری و هلدینگ‌ها و 14 درصد در اختیار اشخاص حقیقی بخش خصوصی است. به همین دلیل بخش خصوصی برای تامین مالی خود نمی‌تواند روی بازار سرمایه حسابی باز کند». سلطانی به اجرای سیاست‌های جدید
اصل 44 در کشور پرداخته و معتقد است: «وضعیت موجود حاکی از این است که اجرای این سیاست‌ها موجب حرکت منابع نهادهای مالی به سوی دولت، رشد بخش عمومی به بهای کوچک شدن نسبی بخش خصوصی، کاهش سپرده‌گذاری و افزایش مصارف بانک‌ها شده است».
این فعال اقتصادی با اشاره به وضعیت کنونی بانک‌ها در نظام «تامین مالی بنگاه‌ها» می‌افزاید: «هزینه‌هایی که به نظام بانکی تحمیل می‌شود هزینه پول یا تجهیز منابع را برای نظام بانکی بالا می‌برد. در حال حاضر ضوابطی برای نظام بانکی وجود دارد که هزینه‌زا است.»
سلطانی این ضوابط را «تعیین دستوری نرخ بهره، الزام بانک‌ها به سهمیه‌بندی اعطای تسهیلات، بالا بودن میزان سپرده قانونی نزد بانک مرکزی و نسبت پایین کفایت سرمایه در مقایسه با استانداردهای جهانی» عنوان می‌کند و نتیجه می‌گیرد: « الزام بانک‌ها به تقسیم‌بندی مصارف خود تحت این عنوان که چه درصدی را در بخش‌های مختلف صنعت یا اقتصاد پرداخت کنند، نه تنها باعث تخصیص بهینه منابع بانک‌ها نشده است بلکه موجب افزایش ریسک بانک‌ها و به عبارت دیگر افزایش هزینه بانک‌ها شده است و این هزینه هم عینا به گیرنده تسهیلات تحمیل می‌شود».
وی با اشاره به رقم «مطالبات معوقه سیستم بانکی» اعلام شده در شهریور 1390 که حدود 48 هزار میلیارد تومان بوده می‌گوید: «از این رقم حدود 20 هزار میلیارد تومان بدهی دولت، حدود 10 هزار میلیارد تومان بدهی شرکت‌های دولتی و بخش دیگر آن به واسطه تسهیلات تکلیفی و تکالیف دستوری که دولت به بانک‌ها تحمیل کرده به وجود آمده است. بنابراین در اینجا هم بخش خصوصی مقصر نبوده است، اما از گردش این میزان نقدینگی برای تامین مالی محروم شده است».
پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت تامین مالی
داود دانش جعفری وزیر سابق اقتصاد نیز در این مورد معتقد است : «ظرفیت تامین مالی پروژه‌ها توسط سیستم بانکی در ایران، حدود نیمی از تولید ناخالص داخلی است؛ یعنی اگر تولید ناخالص داخلی ایران به 100برسد ظرفیت سیستم بانکی به نصف آن یعنی 50 می‌رسد».
وی اضافه می‌کند: «مشکل تامین منابع مالی مورد نیاز بنگاه‌ها با استفاده از منابع بانکی از جایی شروع می شود که به مجموع تعهدات سیستم بانکی که از قبل وجود داشته نگاهی دوباره شود؛ در حال حاضر تعهدات قبلی در سیستم بانکی افزایش یافته و دولت برنامه وسیعی برای استفاده از ظرفیت آزاد بانک‌ها که خیلی هم کم است دارد، بنابراین می‌توان گفت که بخش خصوصی برای تامین منابع مالی خود به مشکل برخواهد خورد».
او می افزاید: «دولت باید راهکاری را انتخاب کند که سیستم بانکی فشار مضاعفی را متحمل نشود و اگر تامین تعهدات دولت به عهده سیستم بانکی باشد مشکلات بسیاری ایجاد خواهد شد».
دانش جعفری معتقد است: اگر قرار است هزینه پیشرفت اقتصادی کشور را بانک‌ها بدهند «دولت باید به اندازه ظرفیت‌های خود گام بردارد و تمام ظرفیت‌های موجود در اقتصاد را در انحصار خود نگیرد، به این ترتیب بنگاه‌های خصوصی نیز دچار مشکل نخواهند شد.»
به گفته او «اگر دولت قصد برطرف کردن مشکلات نقدینگی بخش خصوصی را دارد باید ابتدا مشکل تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی را مورد توجه قرار بدهد».

دنيايي اقتصاد

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 16:13 ::  نويسنده : افسانه

بدهکارترین کشورهای جهان معرفی شدند

گروه بین‌الملل- پایگاه خبری وال‌استریت با معرفی ۱۰ کشور بدهکار دنیا اعلام کرد ژاپن در رتبه نخست از این نظر قرار گرفته و آمریکا و انگلیس نیز به ترتیب رتبه‌های ۹ و ۱۰ را به خود اختصاص داده‌اند.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری وال‌استریت، بسیاری از کشورها با میزان بالایی از بدهی نسبت به تولید ناخالص داخلی‌شان، به شدت از بحران اقتصادی جهانی تاثیر پذیرفته‌اند. یونان، ایرلند و پرتغال همگی نرخ بیکاری بالای 14 درصد را تجربه می‌کنند.

 

میزان تولید ثروت در این کشورها بسیار اندک است. در مورد پرتغال، تولید ناخالص داخلی سرانه در سال 2010 تنها 25 هزار و 575 دلار بوده است که پایین‌ترین میزان سرانه تولید ناخالص داخلی در میانه کشورهای توسعه‌یافته به جز اسلواکی به شمار می‌رود.
علاوه بر این کشورها، کشورهای دیگری همچون آلمان و ژاپن نیز به شدت درگیر بدهی‌های خود هستند. اما این کشورها قادر به پرداخت دیون خود هستند. میزان بدهی‌های این کشورها با میزان سرانه تولید ناخالص داخلی‌شان از توازن مناسبی برخوردار است. آلمان بالاترین تولید ناخالص داخلی را در بین کشورهای اروپایی دارا است و چهارمین اقتصاد قدرتمند جهان به شمار می‌رود.
در همین شرايط اقتصاد ژاپن نیز که در اثر زلزله وحشتناک سال گذشته و بحران هسته‌ای متعاقب آن از مسیر رشد و توسعه خود خارج شده، همچنان سومین تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است.
با توجه به آنچه گفته شده، 10 کشور مقروض جهان را می‌توان به اين ترتیب رتبه‌بندی کرد:
1. ژاپن: نسبت بدهی‌های این کشور به تولید ناخالص داخلی، 1/233 درصد است که بالاترین میزان بدهی در بین کشورهای توسعه‌یافته به شمار می‌رود.
اما به‌‌رغم بدهی سنگین این کشور، دولت ژاپن تاکنون توانسته وضعیت را مدیریت کند و به سرنوشت کشورهایی همچون یونان و پرتغال گرفتار نشود. اصلی‌ترین عامل ثبات اقتصادی ژاپن را شاید بتوان نرخ پایین بیکاری در این کشور دانست.
2. یونان: این کشور به نماد کشورهای بحران‌زده تبدیل شده است. در سال 2010، بدهی یونان به حدود 143 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور رسید. سال گذشته، برآوردهای موسسه مودیز میزان بدهی‌های یونان را به 163 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور افزایش داد.
3. ایتالیا: بدهی‌های عمومی قابل‌توجه دولت ایتالیا، در اثر پیشرفت کند اقتصادی این کشور افزایش یافته است. در سال 2010، رشد تولید ناخالص داخلی ایتالیا عدد ناچیز 3/1 درصد بود. البته این میزان رشد، پس از دو سال کاهش پیاپی تولید ناخالص داخلی ایتالیا به دست آمد.
4. ایرلند: این کشور قبلا یکی از سالم‌ترین اقتصاد‌های اتحادیه اروپا را در اختیار داشت. در اوایل دهه 2000، ایرلند کمترین نرخ بیکاری را در بین کشورهای توسعه یافته صنعتی دارا بود. اما با آغاز بحران اقتصادی، اقتصاد ایرلند به شدت رو به افول گذاشت. از سال 2001 تاکنون، بدهی‌های دولت ایرلند بیش از 500 درصد افزایش یافته است. براساس برآوردهای موسسه مودیز بدهی‌های عمومی دولت ایرلند حدود 224 میلیارد دلار است که بیش از تولید ناخالص داخلی 216 میلیارد دلاری این کشور است.
5. پرتغال: پرتغال بیش از بسیاری از کشورها از بحران اقتصادی آسیب دیده است. بخشی از این تاثیر‌پذیری را می‌توان ناشی از سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور دانست.
در سال 2011، پرتغال، یک بسته کمکی 104 میلیارد یورویی از اتحادیه اروپا و صندوق بین‌الملل پول دریافت کرد. دولت پرتغال در حال حاضر تلاش می‌کند تا کسری بودجه خود را از 8/9 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2010، به 5/4 درصد در سال 2012 و به 3 درصد سقف اتحادیه اروپا در سال 2013 برساند.
6. بلژیک: نسبت بدهی بلژیک به تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 1993، حدود 135 درصد بوده است، اما در سال 2007 به 84 درصد کاهش یافت. تنها در عرض 4 سال، این نسبت مجددا به 95 درصد افزایش یافت.
7. آمریکا: بدهی دولت آمریکا در سال 2001 حدود 6/45 درصد کل تولید ناخالص داخلی این کشور برآورد شده بود. در سال 2011، پس از یک دهه سیاست‌های پرهزینه، میزان بدهی این کشور به 5/85 درصد تولید ناخالص داخلی‌اش رسید. در سال 2005، بدهی دولت آمریکا 6 تریلیون و 400 میلیارد دلار بود. در حالی که در سال 2011، میزان بدهی آمریکا دو برابر شده و به 12 تریلیون و 800 میلیارد دلار رسیده است.
8. فرانسه: این کشور با تولید ناخالص داخلی 2 تریلیون و 760 میلیارد دلاری، سومین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا به شمار می‌رود. در ماه ژانویه، موسسه استاندارد اند پور رتبه اعتباری فرانسه را از AAA به +AA کاهش داد. این کاهش رتبه اعتباری، ضربه سنگینی برای دولت فرانسه بود که ادعا می‌کرد میزان ثبات اقتصادی خود را درحد انگلیس حفظ کرده است.
9. آلمان: آلمان نیز همچنان رتبه اعتباری AAA خود را حفظ کرده است. به عنوان بزرگ‌ترین و قدرتمند‌ترین اقتصاد اتحادیه اروپا، آلمان بیشترین منافع را در حفظ پایداری اقتصادی خود و سایر کشورهای حوزه یورو دارد.
نرخ بیکاری دراین کشور 5/5 درصد است که یکی از پایین‌ترین نرخ‌های بیکاری در اروپا محسوب می‌شود. اما به‌‌رغم اقتصاد قدرتمند این کشور، بر اساس آمار موسسه مودیز، آلمان با 8/81 درصد بدهي، نسبت به تولید ناخالص داخلی یکی از ده کشور مقروض در بین کشورهای توسعه‌یافته است.
10. انگلیس: هرچند انگلیس یکی از ده کشور مقروض جهان نسبت به تولید ناخالص داخلی در بین کشورهای توسعه‌یافته است، اما تاکنون توانسته اقتصاد خود را پایدار نگه دارد. انگلیس عضو حوزه یورو نیست و بانک مرکزی مستقل خود را دارد. مستقل بودن انگلیس به این کشور کمک کرده است تا همچون سایر کشورهای عضو یورو، درگیر بحران بدهی نشود.

منبع :دنيايي اقتصاد

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


توسعه اقتصادی
اقتصاد در دنیا
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید. از اینکه به وبلاگ من سر می زنید ممنونم.
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان توسعه اقتصادی و آدرس afsanehmohamadi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وبلاگ:

بازدید امروز : 94
بازدید دیروز : 102
بازدید هفته : 379
بازدید ماه : 3107
بازدید کل : 741123
تعداد مطالب : 379
تعداد نظرات : 6
تعداد آنلاین : 1